ویژه‌نامه‌های هاتفمعرفی کتابتازه‌های سایت

 

آهای آدم، تو کجا بودی؟

نسرین پورهمرنگ

   دوشنبه‌- ۱۶ جولای ۲۰۱۸ (۲۵ تیرماه ۹۷)- همزمان بود با سی‌و سومین سالروز درگذشت، نویسندۀ‌ی آلمانی برنده‌ی جایزه ی نوبل ادبیات؛ هایتریش بُل که به واسطه ی ترجمه‌ و انتشار اغلب آثارش در ایران، نزد خوانندگان ایرانی، شخصیت ادبی شناخته شده‌ای است. 

هابنریش بُل یکسال پیش از پایان جنگ جهانی اول یعنی در سال ۱۹۱۷ در شهر کلن آلمان به‌دنیا آمد. دوران رشد و بالیدنش همزمان بود با به قدرت رسیدن نازی‌ها. شعارهای رنگارنگ حزب نازی، بسیاری از جوانها را فریفته‌ی خود ساخته بود، اما بُل  توانست خود را از این تبلیغات دور نگهدارد. به نظر همین امر هم سبب شد تا به مانند سایرین نتواند از امکانات تحصیلی عالی برخوردار شود. زمانی هم که با همت خودش توانست وارد دانشگاه شود، جنگ آغاز شده بود و او به خدمت فراخوانده شد تا به مدت پنج سال در جبهه‌های یک جنگ ویرانگر و از اساس بیهوده، تجربه‌های تلخی را پشت سرگذارد، تا اثرات عمیق آن تجربه تا روزهای پایانی زندگی همراه وی باشد.

پس از به پایان رسیدن جنگ، زندگی جدید خود را با همسرش بر ویرانه های باقی مانده از آن برپا ساخت و شروع کرد به نوشتن. او می خواست از جنگ بنویسد و ویرانگری هایش، تا نسل‌های آینده همیشه این روزهای تباه را به یاد داشته باشند و از این یادآوری به مثابه هشداری برای حذر کردن از خصمانه هایی دیگر، صلح را قدر بدانند و و قدرش را در رفتارهای عقلانی و تعامل‌های انسانی‌شان تعالی بخشند.

اگرچه این کار آسانی نبود. زیرا جامعه‌ی خسته از ویرانی و تباهی جنگ بیهوده، سعی داشت تا حافظه‌ی جمعی خود را بازسازی کند و در این بازسازی، تصاویری نو خلق نماید که اثری از جنگ در آنها نباشد. از این رو ناشران در ابتدا از کارهای بل استقبال نمی‌کردند. اما بل می‌خواست گناه نخستین را فریاد بزند، هرچند این فریاد از سر ترس و شرمندگی باشد، اما بل می‌خواست همگان آن را بشنوند، همانطور که خدای آن را خواهد شنید، زمانی که ندا می‌دهد: آدم تو کجا بودی؟ او ناگزیر خواهد شد تا به گناهی که همتای گناه نخستین آدم است اعتراف کند و بگوید که در جنگ جهانی دوم بودم.!

بل می خواست این گناه نخستین را اعتراف کند و این میوه‌ی ممنوعه را آن‌قدر در معرض تماشا بگذارد تا کسی دیگر از سر رندی و یا هرچیز دیگر به زبان نیاورد که نادانسته و نشناخته، دست به سمت آن یازیدم. میوه‌ی ممنوعه‌ی بشر در قرن بیستم و چه بسا همه‌ی قرن ها جنگ بود و جنگ -که گویی پایانی هم ندارد- ، بشر را نه از آن سیرایی است و نه تنبه و پشیمانی.!

 

ادامه‌ی این مطلب