ویژه‌نامه‌های هاتفمعرفی کتابتازه‌های سایت

 

شهر سیلی خورده هذیان داشت ...

نسرین پورهمرنگ

   سیزدهم تیرماه در تقویم ایران باستان با عنوان جشن تیرگان نامگذاری شده است. برای برپایی این جشن چند علت برشمرده‌اند. یکی از آنها به حماسه‌ی آرش کمانگیر بازمی‌گردد. آرش کمانگیر و حماسه‌یی که در چنین روزی بیافرید، نزد ایرانیان شناخته شده است. به‌طور خلاصه داستان از این قرار است که منوچهر کیانی پادشاه ایران زمین پس از مدتها جنگ فرسایشی با تورانیان دچار مشکلات متعدد می شود. ایرانزمین در محاصره  قرار گرفته بود و مردم از تبعات جنگ در حُزن و عذاب به سر می بردند. سرانجام منوچهر پیشنهاد تورانیان مبنی بر مشخص شدن مرز ایران و توران به وسیله ی یک تیر پرتابی را می پذیرد. آرش شیواتیر، که یکی از اعضای سپاه منوچهر بود به یاری ایرانیان می آید و به همراه پرتاب تیر، روح و روانش را نیز روانه می سازد. تیر پس از طی هزار فرسخ برفراز درخت گردویی بر کوه خوانونت فرود می آید و آن ناحیه مرز ایران و توران می شود.

پیشنهاد تورانیان برای تحقیر ایرانیان بود. آنان دریافته بودند که ایرانیان در شرایط محاصره در منطقه‌ی طبرستان، امکان رهایی از شرایط دشوار موجود را ندارند. خواسته بودند تا با پیشنهاد پرتاب تیر، ناتوانی سپاهیان ایرانی را به رُخشان بکشند و محدوده‌ای کوچک از سرزمین پهناور ایران را به ایرانی ها واگذار نمایند.

در برخی روایت‌هاست هیچ‌کس از بین سپاهیان ایران جرات این کار را به خود نمی‌داد. آرش که به عنوان پیک سپاه ایران نیز خدمت می‌کرد، پیامی برای تورانیان می‌برد. پادشاه تورانی برای تحقیر بیشتر ایرانی‌ها خطاب به آرش، از وی می‌خواهد تا او این کار را به انجام برساند. آرش ناگزیر از پذیرش می‌شود. برخی از اعضای سپاه ایران وی را به خاطر پذیرش این امر خطیر سرزنش می‌کنند. اما آرش برای تصمیمش نه به دنبال نام و نشان بود و نه کسب پُست و مقام نظامی و لشکری. مرحوم سیاوش کسرایی در منظومه‌ی ماندگار آرش کمانگیر به شیوایی هر چه تمامتر شرایط را به تصویر می‌کشد و از زبان آرش چنان می‌گوید:

 

ادامه‌ی این مطلب