تازه‌های کتاب در ایران  - بخش دهم- دی ماه  139۹ 

 

نسرین پورهمرنگ   

 

  اتوپیانیسم/

لایمن تاور سارجنت/ ترجمه‌ی محمد نصراوی/ نشر افکار/ ۲۰۰ صفحه

 

اتوپیانیسم ذیل مجموعه‌یی است که انتشاراتی افکار با عنوان اتوپیا و آرمانشهر آن را منتشر ساخته است.

این کتاب را انتشارات دانشگاه آکسفورد در مجموعه‌یی با عنوان درآمدی بسیار کوتاه منتشر کرده و نویسنده‌ی کتاب در مقدمه‌یی که برای ترجمه‌ی فارسی این اثر نگاشته، چنین آورده است:

در این اثر مختصر، سعی کرده‌ام خواننده را با موضوع اتوپیا آشنا کنم، که در گسترده‌ترین صورت، به‌عنوان رویای اجتماعی توصیف می‌کنم. بعضی از افراد رویاهای دلپذیر و دیگران کابوس می‌بینند. بعضی از مردم فقط خواب می‌بینند و دیگرانی سعی می‌کنند رویای خود را در جهان و در زندگی خود عملی کنند. برخی نسبتاً موفق هستند و بسیاری شکست می‌خورند. مجموعه‌ی‌ درآمدی بسیار کوتاه که این کتاب در آن چاپ شده است، محدودیت حجمی دارد. بنابراین، بسیاری از مطالب که می‌توانست به‌طور جدی بسط یابد، خلاصه ‌شده‌اند، اما این مجموعه همان کاری را انجام می‌دهد که قصد انجام آن را دارد؛ موضوعی را به مخاطبان عام معرفی می‌کند. بنابراین با این هدف، من از شش منظر به اتوپیا نگریسته‌ام که همچنین بحث بر سر اهمیت اتوپیاباوری بوده است.

کتاب اتوپیانیسم در هفت فصل تدوین شده است که عبارتند از: جاهای خوب و جاهای بد، کنش اتوپیایی، اتوپیاباوری بومی، استعماری و پسااستعماری، اتوپیاباوری در دیگر فرهنگ‌ها، اتوپیاباوری در سنت مسیحی، اتوپیاباوری و نظریه‌ی سیاسی و اتوپیا و ایدئولوژی و نتیجه‌گیری.

در مقدمه‌یی که مترجم کتاب نوشته است، نویسنده را یکی از کسانی دانسته که شم‌اندازهایی نو به مساله‌ی اتوپیا در جهان داشته است و می‌نویسد: او آثار متعددی چون ایدئولوژی‌های سیاسی معاصر، اندیشه‌ چپ نو، افراط‌گرایی در آمریکا، ادبیات اتوپیایی بریتانیا و آمریکا و زیستن در اتوپیا: جوامع هدفمدار نیوزلند و اتوپیا منتشر کرده و با ایجاد جریان مطالعاتی و تأسیس نشریه‌ مطالعات اتوپیا در دانشگاه پن استیت ایالات متحده و تأسیس و برگزاری سالانه‌ کنفرانس مطالعات اتوپیا در اروپا و آمریکا به پالایش و گسترش این ایده کمک شایان کرده است. در این اثر، او ایده‌ی‌ اتوپیا را از جنبه‌های گوناگون بررسی و این مفهوم را در افق‌های گونا‌گون الهیات، فلسفه، ادبیات و... هم در مغرب‌زمین و هم در دیگر ملل و سنن معرفی کرده است.

لایمن تاور همچنین  در ادمه‌ی مقدمه‌ی خود برای ترجمه‌ی فارسی کتاب ویژگی‌های اثرش را چنین توضیح داده است:

نخستین و اساسی‌ترین موضوع، اتوپیا به‌مثابه‌ ادبیات است؛ مکان‌های خوب و مکان‌های بدی که نویسندگان توصیف کرده‌اند، از پیش از اینکه توماس مور واژه‌ اتوپیا را در سال ۱۵۱۶ اختراع کند، تاکنون. هزاران متن، متشکل از طیف وسیعی از دیدگاه‌ها، وجود دارد، بنابراین، من به‌سادگی آنچه را که مهم‌ترین آن‌ها دانستم، تقسیم‌بندی کرده‌ام؛ تقریباً به جهان‌هایی که طبیعت یا خدایان ارائه می‌دهند و جهان‌هایی که انسان ایجاد کرده است، که در مورد دوم بیشتر متمرکز شدم.

دوم، در مورد آنچه اتوپیاهای عملی نامیده‌ام، با تأکید بر آنچه اکنون اجتماعات هدفمدار می‌نامیم، بحث می‌کنم که به‌عنوان جوامع اتوپیایی یا تجربی، جوامع منزوی و کمون شناخته شده‌اند. آن‌ها حداقل از نخستین آشرام‌ها در هندوستان وجود داشته‌اند و اکنون هزاران نماینده‌ی دینی و سکولار در سراسر جهان دارند.

سوم، من اتوپیای بومی، به‌ویژه در استرالیا و آمریکای شمالی، را همراه با نقش اتوپیایی در استعمار بررسی کرده‌ام؛ که ممکن است نتایج مثبتی برای عنصر مهاجم داشته باشد، در حالی که مطمئناً برای ساکنان اصلی نتایج منفی داشته است. سپس به اتوپیاباوری به‌عنوان جنبه‌ای از اندیشه‌ی پسااستعماری نگریسته‌ام.

چهارم، از آنجا که اتوپیاباوری غالباً به‌عنوان محصول غرب مسیحی شناخته شده است، من این استدلال را در آنچه در زمان نگارش اثر سنت‌های دیگر نامیده‌ام، رد کرده و به چین، هند، سنت اسلامی و ژاپن به اختصار اشاره داشته‌ام. امروزه هنوز هم در تلاش برای جایگزینی برای سایر سنت‌ها هستم، زیرا این امر همچنان سنت غربی را ارزشمند می‌داند و من آفریقا، آسیای جنوب‌شرقی و مناطق دیگر را نیز اضافه می‌کنم.

پنجم، اگرچه اتوپیا، همان‌طور که در پاراگراف قبلی استدلال کردم، محدود به غرب مسیحی نیست، اما در الهیات مسیحی (باغ عدن، بهشت و هزاره) و عمل (رهبانیت) همیشه مهم بوده است. بنابراین یک فصل را به اتوپیا در سنت مسیحی اختصاص داده‌ام. اگر امروز آن فصل را تغییر می‌دادم، به اتوپیا در انواع سنت‌های دینی و نه فقط مسیحیت می‌پرداختم.

ششم، اتوپیا اغلب با ایدئولوژی در تضاد قرار گرفته و با آن تنش داشته است. در مورد این موضوع خیلی مختصر بحث کرده‌ام، اما از آن پس گسترش داده‌ام از جمله در مقاله‌ای که اخیراً در کتاب ایدئولوژی‌های سیاسی آکسفورد منتشر کرده‌ام.

سارجنت در پایان می‌نویسد:جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، به‌سرعت تغییر می‌کند و اگر من امروز کتاب را می‌نوشتم، راه‌هایی برای زیست‌بوم‌گرایی، تنش جهانی‌سازی و ملی‌گرایی، و ظهور پوپولیسم پیدا می‌کردم.، وی همچنین می‌افزاید: هرگاه اثری از من ترجمه می‌شود، از اینکه مخاطبان جدیدی می‌توانند آن را بخوانند، خوشحال می‌شوم؛ بنابراین از محمد نصراوی برای ارائه‌ این کتاب به زبان فارسی سپاسگزارم.