تازه های کتاب در ایران  - بخش دوم- اردیبهشت ماه  139۸ 

 

نسرین پورهمرنگ

    

فکر نکن تنهایی/

 الیف شافاک/ ترجمه‌ی صابر حسيني/ نشر مروارید

   فکر نکن تنهایی عنوان جدیدترین اثری است که خانم نویسنده‌ی ترک الیف شافاک- آن را منتشر ساخت. در این کتاب شافاک نوشته‌های خود را که طی سالهای اخیر در روزنامه‌ها منتشر شده است را گردآوری و در یک مجلد به چاپ رسانیده است. این نوشته‌ها حول ادبیات، مسایل اجتماعی و زندگی شخصی نویسنده است. همچنین سیاست‌های پرتنش ترکیه با همسایگانش در منطقه‌ی خاورمیانه طی سالهای اخیر، از جمله دغدغه‌های نویسنده در این کتاب را تشکیل می دهد.

الیف شافاک در 1971 در شهر استراسبورگ فرانسه از والدینی تُرک به دنیا آمد. زمانی به همراه مادرش به ترکیه آمد که والدینش از هم جدا شده بودند. تحصیلات دانشگاهی را تا مقطع دکتری در رشته‌های مختلف روابط بین‌الملل، مطالعات زنان و علوم سیاسی به پایان رساند.

نخستین کتاب داستانش را در سال 1994 با عنوان آناتولی ای برای چشمهای بد منتشر ساخت. سه سال بعد رمان دومش باعنوان پنهان منتشر شد. رمان آینه‌های شهر را در سال 1999 پس از آن که تحصیلات دوره‌ی دکترایش را به پایان رساند منتشر کرد. وی در کنار نوشتن رمان، به تدریس در دانشگاههای میشیگان و آریزونا و ستون‌نویسی روزنامه مشغول شد.

از این بانوی نویسنده‌ی ترک تاکنون 10 عنوان رمان به زبانهای انگلیسی، ترکی و فرانسوی منتشر شده است که برخی از آنها با عنوان آینه‌های شهر، شپش پالاس، ملت عشق، شرافت، مرید معمار وحرمزاده‌ی استانبول به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.

آثار این نویسنده‌ی ترک در ایران طرفدار دارد. رویکرد انسان محور وی به دور از تعصبات قومی و قبیله‌ای در جلب مخاطب برای آثار وی تاثیرگذار بوده است. البته همین رویکرد برای وی در مواردی دردسرساز شده است که از جمله می توان به انتقاد وی از نسل‌کُشی ارامنه در تاریخ ترکیه‌ عثمانی اشاره کرد. وی در کتاب حرامزاده‌ی استانبول که در سال 2006 ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد به موضوع نسل‌کشی ارامنه اشاره می‌کند. در همان سال دادگاهی در ترکیه پرونده‌ای به اتهام اهانت به ملیت ترک برای وی می‌گشاید و نویسنده، مترجم و ناشر را به سال حبس محکوم می‌کند. پرونده یکبار در ماه ژوئن بسته می شود و بار دیگر در ماه ژوییه گشوده می شود، اما به خاطر نقص مدارک در ماه سپتامبر دوباره بسته می شود.

برخی آثار شافاک نیز به دلایل موضوعی برای خوانندگان ایرانی از جذابیت بیشتر برخوردارند، از جمله می‌توان به کتاب ملت عشق اشاره کرد که نویسنده در آن به دیدار شمس و مولانا می پردازد و یا در کتاب مجموعه مقالات شمسپاره، مقاله‌یی درباره ی فروغ فرخزاد دارد که در آن به تحلیل سختی‌های زندگی یک شاعر زن در جامعه‌ی شرقی برای حفظ هویتش می پردازد. همچنین شافاک در بسیاری از مقاله های خود به دشواری‌های زندگی زنان در جوامع شرقی و از جمله چالش‌های زندگی شخصی‌اش به عنوان یک زن نویسنده می‌پردازد.

وی در بخشی از کتاب اخیرش فکر نکن تنهایی- چنین می‌نویسد:

ما (رمان نویس‌ها) خدایان کوچکی هستیم، یعنی روی کاغذ و میان کتاب‌ها. زندگی را رسم می‌کنیم، شخصیت‌ها را خلق می‌کنیم، خیال می‌کنیم کار ما همین است. طلبکار هستیم، آن هم خیلی. ته دلمان انتظار داریم از ما تقدیر و تمجید شود. دوست داریم اطرافیان ما شیفته ما شوند؛ با اینکه می‌دانیم این، توقع بیهوده‌ای است. فکر می‌کنیم درست در مرکز هستی قرار گرفته‌ایم، برای همین چنین توقعی داریم و این انتظارمان هیچ پایانی ندارد. در قدم بعدی فکر می‌کنیم که مرحله بعدی را پشت سر بگذاریم. اما خبر نداریم خیال نامحدودی که به ما الهام می‌دهد، در آن واحد برای ما هم زهر محسوب می‌شود، هم پادزهر. قصه‌ها، قصه‌های دیگر را خلق می‌کنند. هیچ وقت نوشته‌هایمان نمی‌تواند قانع‌مان کند، برای همین همیشه به فکر نوشتن چیزهای دیگر هستیم. با قناعت میانه‌ای نداریم. برای همین چون زیاد همدیگر را دوست نداریم، چون در آینه همدیگر تنها صورت خود را می‌بینیم، تنها رمان‌نویس‌ها هستند که از ادبیات سودی نمی‌برند.

از جمله جوایزی که شافاک تاکنون دریافت کرده است می‌توان به جایزه‌ی بنیاد نویسندگان و روزنامه‌نگاران ترکیه (۲۰۰۹)، جایزه‌ی بهترین داستان انجمن نویسندگان ترکیه برای رمان محرم (۲۰۰۰) و جایزه‌ی‌ رومی برای رمان صوفی در سال ۱۹۹۸ اشاره کرد.

 

مخمل و جین تن خانواده‌ات کن/

 دیوید سداریس/ ترجمه‌ی پویان رجایی/ بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه/ ۲۳۰ صفحه

 دیوید ریموند سداریس؛ نویسنده، طنز پرداز و برنامه‌ساز سرشناس رادیو در آمریکا است. عمده مهارت این نویسنده و مجری برنامه‌های رادیویی در آمریکا به واسطه‌ی مهارتش در نوشتن داستانهای کوتاه است. بن‌مایه‌ی داستانهایش طنزآمیز و شاد است. ریموند روایت های داستانی اش را از زندگی خودش به ویژه دوران کودکی‌اش گرفته است. وی این روایت ها را با چشمداشتی به مسایل اجتماعی و دنبال کردن حوادث و خاطرات زندگی خانوادگی، ویژگی‌های زندگی در خانواده‌یی از طبقه‌یی متوسط، پیشه‌های مختلف شغلی، دردسرهای مصرف مواد مخدر و تجربه ی زندگی در فرانسه و انگلیس، به تصویر می‌کشد.

تصویرسازی‌های دیوید سداریس طنزآمیز، حیرت‌آور و جذاب است. وی در این سبک کاری از مهارت قابل توجهی برخوردار است. سبک کار او در ایران نیز مورد توجه مخاطبان فارسی زبان قرار گرفته است. مجموعه داستان مخمل و جین تن خانواده‌ات کن که به تازگی با ترجمه‌ی پویان رجایی منتشر شده است نیز از تصویرسازی‌های طنزآمیز فراوان برخوردار است.

وی حتی در گفت و گوهایش نیز طنزآمیز برخورد می‌کند. یکبار در پاسخ به مصاحبه کننده که از وی پرسیده بود: کدام رمان کلاسیک را به تازگی برای اولین بار خواندید؟ پاسخ داد: موبی-دیک، حدود ۱۵ سال پیش مجله اسکوییر از من خواست یک رمان کلاسیک که تا به حال نخوانده‌ام را انتخاب کنم. آن را شروع کردم و فکر کردم هیچ راهی نیست که بتوانم تمامش کنم. پس به خودم گفتم تا آن را تمام نکنم حمام نمی‌روم. از این کتاب متنفرم.

از جمله آثار سداریس می‌توان به تب بشکه، برهنه ، تعطیلات با یخ ، بالأخره یک روزی قشنگ حرف می‌زنم ، کودکان در برابر مجسمه هرکول بازی می‌کنند و آنگاه که شعله‌ها تو را می‌بلعند اشاره کرد.

 

عشق رمانتیک /

رابرت جانسن/ ترجمه‌ی بارانه عمادیان/نشر نو/ ۲۸۴ صفحه

عشق رمانتیک (درک روانشناسی عشق رمانتیک) عنوان کتابی است که به تازگی به وسیله‌ی نشر نو راهی پیشخوان کتابفروشی‌ها شده است.

این کتاب را رابرت جانسن به سال ۱۹۴۵ به نگارش درآورد.این اثر تحلیل و تفسیر یونگی اسطوره‌ی تریستان و ایزولت است، که نویسنده از نمادهای این اسطوره برای دریافت‌های روانشناختی کمک می‌گیرد. نویسنده در این اثر قصد بررسی ادبی ندارد از اینرو در جریان تفسیر خود از ارایه ارجاع و پانوشت خودداری می‌کند. توجه فراوان مخاطبان در دوره‌های مختلف به این اثر عاشقانه و اسطوره‌ای، دلیلی بوده است که جانسن آن را برای تحلیل و تفسیر روانشناختی موضوع عشق رمانتیک برگزیده است. جانسن معتقد است: مهر ورزیدن یک توانایی انسانی است. ما هر کس را به خاطر آنی که هست دوست می‌داریم. از او تجلیل می‌کنیم و نسبت به او احساس خویشاوندی و نزدیکی داریم. از سوی دیگر، عشق رمانتیک در واقع نوعی عشق الهی است. ما شخص دیگر را به مقام خدایی می‌رسانیم. بی آنکه بدانیم از آن عشق می‌خواهیم که تجسم خدا برای ما باشد. عاشق بودن تجربه‌ی عمیق مذهبی است و برای بسیاری از افراد تنها تجربه‌ی مذهبی است که در تمام عمر خود داشته‌اند، آخرین فرصتی که خدا در اختیار آنها قرار داده تا او را به درستی بشناسند

 رابرت الکس جانسن؛ نویسنده و روانشناس آمریکایی است. وی پس از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه استنفورد آمریکا، در سال ۱۹۴۸ و در سن ۲۷ سالگی با نظارت اما یونگ (همسر کارل گوستاو یونگ) مطالعات خود درزمینهٔ روانکاوی به سبک یونگ را در موسسه یونگ سوئیس به پایان رساند. در سال ۱۹۶۷ پس از بازگشت به کالیفرنیا زندگی حرفه‌ای خود را به‌عنوان روانکاو، نویسنده و تحلیلگر یونگی ادامه داد. او در سال ۲۰۰۲ پس از مطالعات بسیاری درزمینه‌های مختلف روان‌شناختی در کشورهایی مانند آمریکا، سوئیس و هندوستان، موفق به کسب دکترای افتخاری از "موسسه‌ی مطالعاتی پاسیفیک " در رشته علوم انسانی شد.

جانسن درجایی گفته است: من درباره‌ی ریشه‌ی لغت شادی پژوهش کردم و دریافتم که این کلمه، از فعل اتفاق افتادن گرفته‌شده است؛به‌عبارت‌دیگر شادی در مشاهده‌ی هر آنچه روی می‌دهد یافت می‌شود. اگر نتوانی ازآنچه برای صبحانه‌ی امروزت تدارک دیده‌شده شاد شوی، احتمالاً شادی را در جای دیگری نمی‌یابی.