تازه های کتاب در ایران  - بخش پنجم- امرداد  139۸ 

 

نسرین پورهمرنگ

    

سلول شیشه‌ای/

پاتریشیا های‌اسمیت / ترجمه‌ی شاپور عظیمي/ نشر چترنگ/ 354 صفحه

 سلول شیشه‌ای عنوان یک رمان پلیسی است که به تحلیل روانکاوانه‌ی شخصیت‌های داستان می‌پردازد.

شاپور عظیمي؛ مترجم کتاب انگیزه‌ی خود را از ترجمه‌ی این اثر پلیسی چنین شرح می دهد:    
نام پاتریشیا های‌اسمیت از همان زمانی که برای نخستین بار بیگانگان در قطار آلفرد هیچکاک را دیدم، به گوشم خورد. همیشه برایم جالب بود که برخی از بزرگ‌ترین نویسندگان ادبیات پلیسی زن هستند. بعدها بیشتر از های‌اسمیت شنیدم، خصوصاً به جهت دو اقتباس سینمایی شناخته‌شده از رمان‌های مشهور او با نام‌های آقای ریپلی بااستعداد ساخته آنتونی مینگلا و ظهر ارغوانی به کارگردانی رنه کلمان و بازی آلن دلون جوان. به سبب علاقه دیرینه‌ام به ادبیات پلیسی، توجهم به کتاب های‌اسمیت درباره طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی جلب شد و ترجمه این کتاب با همکاری نشر چترنگ منتشر شد.

به نوشته‌ی مترجم کتاب: های‌اسمیت در بخش‌ انتهایی این کتاب، به‌عنوان یک نمونه در دسترس، به تحلیل یکی از کتاب‌هایش باعنوان سلول شیشه‌ای می‌پردازد. از این رو پس از انتشار کتاب طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی همواره این دل‌مشغولی را داشتم که چرا کتاب سلول شیشه‌ای به فارسی برگردانده نشده است تا مخاطبان آثار های‌اسمیت آن را بخوانند و توضیح‌ها و تحلیل‌های او را پیرامون این کتاب از نزدیک لمس کنند. دریغ یادشده با من بود تا آنکه دست برقضا کتاب سلول شیشه‌ای را در بساط یکی از کتاب‌فروشان خیابان انقلاب یافتم. چیزی شبیه به معجزه بود. باز هم با همراهی و استقبال نشر چترنگ آن را ترجمه کردم. بسیار مایه خوشحالی‌ام شد هنگامی که مدیر محترم نشر چترنگ، پس از خواندن نسخه دست‌نویس ترجمه، شخصیت‌های آثار یکی از فیلم‌سازان سینمای ایران را، که امروزه در جهان سینما بسیار شناخته‌شده است، به نوعی شبیه شخصیت‌های آثار های‌اسمیت دانستند، که به گمانم این نشان از ظرافت و توانایی بالای این زن نویسنده در شخصیت‌پردازی آثارش دارد.

رمان سلول شیشه‌ای علاوه آن که اثری جذاب برای علاقمندان به تحلیل‌های روانشناختی است، دربرگیرنده‌ی نوعی آموزش غیرمستقیم برای کسانی است که به نوشتن در این نوع ژانر ادبی علاقه دارند.

 

نشانه‌ای برای رهایی/

والتر بنیامین/ ترجمه‌ی بابک احمدی/ نشر مرکز/ ۱۹۲ صفحه

   والتر بندیکس بنیامین فیلسوف، مترجم، نویسنده و روزنامه‌نگار آلمانی با گرایش‌های مارکسیستی و از همکاران موسسه‌ی تحقیقات اجتماعی در فرانکفورت بود. وی طی حیات کوتاهش ‏ (۱۵ ژوئیه ۱۸۹۲ ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۰) توانست آثار منتقدانه‌ی قابل تاملی در زمینه‌ی هنر و ادبیات از خود برجای گذارد  این آثار از نظر تعداد اندک بود؛ او در دوران حیاتش فقط دو کتاب منتشر کرد، اما اینک او را به عنوان یکی از پیشگامان زیبایی شناسی مارکسیستی و تفسیرگران برجسته‌ی فرهنگی قرن بیستم به شمار می‌آورند. بنیامین از معدود منتقدان مارکسیست بود که مدرنیسم را یکی از صور زیبایی شناسی می دانست.

بنیامین طی سالهای دهه‌‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ همکاری‌هایی با مکتب فرانکفورت داشت. هرچند شخصیت‌های اصلی مکتب فرانکفورت از جمله تئودور آدرنو و ماکس هورکهایمر بر تحلیل‌های او خرده می‌گرفتند که به اندازه‌ی کافی دیالکتیکی نیستند. اما جالب است که بدانیم فقدان همین گرایش جدی او به تحلیل‌های دیالکتیکی، موجب محبوبیت بنیامین در دوره‌ی نهضت ضدمارکسیستی پسامدرنیستی شده است.

بنیامین با بهره گرفتن از اندیشه‌های کانت کوشید تا پروژه‌های معرفت شناسانه‌ی وی را پیگیری کند. او به جای تمرکز بر ابژه‌ها کوشید تا راههای درک آنها را کشف نماید و به‌جای جست و جوی معرفت بر راههای کسب معرفت تمرکز کرد. البته او برای درک این شیوه‌ها به تفکر انتزاعی روی نمی‌آورد و حمایت پرشور وی از تجربه‌گرایی، بنیامین را به یکی از منتقدان سیاست فرهنگی استالین تبدیل می‌سازد.

از جمله کارهای ارزشمند بنیامین برای شناخت راههای معرفت تجربی؛ جست و جو در زندگی روزمره‌ی پاریس در قرن نوزدهم و دهه‌های ابتدایی قرن بیستم بود. بنیامین به خاطر تهدید‌های فاشیسم به فرانسه آمده بود و مجذوب هنر و ادبیات آن شده بود. با الهام از مفهوم خیابانگرد شارل بودلر؛ خود نیز در گوشه و کنار پاریس پرسه می‌زد؛ مناظر و آواها و نداهای آن را جذب می‌کرد و بینش خود را نسبت به این شهر تاریخی درونی می‌ساخت. او می‌کوشید تا تصویرهای تاریخی را در بی‌اهمیت‌ترین نمودهای واقعیت روزمره جست و جو نماید.

دیگر ویژگی مهم اندیشه‌های بنیامین به بازتولید مکانیکی آثار هنری بازمی‌گردد. او برخلاف آدرنو و سایر اعضای مکتب فرانکفورت؛ بازتولید انبوه و مکانیکی آثار هنری در قالب عکس و فیلم و نوارهای موسیقی را کاری بی‌ارزش قلمداد نمی کرد و معتقد بود که این روند نه تنها به توسعه‌ی دمکراسی کمک می‌کند بلکه به زوال جایگاه و مرجعیت آیینی هنر می انجامد که نتیجه‌ی آن متلاشی شدن سنت‌ها است.

کتاب نشانه‌ای برای رهایی، بازنشر ترجمه‌یی از بابک احمدی است که در سال ۱۳۶۶ نشر تندر آن را با عنوان نشانه‌ای به رهایی منتشر کرده بود. این کتاب حاوی شش مقاله است که اینک با ویرایش امین ابطحی و به‌وسیله‌ی نشر مرکز منتشر شده است. واژگان کتاب با متن آلمانی مطابقت داده شده‌اند، خطاهای ترجمه تصحیح و زمان فعل‌ها دقیق شده‌اند و برای برخی واژگان نیز معادل‌های جدیدی پیشنهاد شده است. در ابتدای کتاب نیز گاهشماری از زندگی و آثار بنیامین با استناد به منابع معتبر آورده شده است.

شش مقاله‌یی که در این کتاب گرد آمده است عبارتند از: تصویر پروست، ابله اثر داستایفسکی، فرانتس کافکا، سورئالیسم واپسین عکس فوری روشنفکران اروپایی، روایتگر و اثر هنری در دوران بازتولیدپذیری ماشینی آن.

 

دوازده صندلی/

ایلیا ایلف و یوگنی پتروف/ترجمه‌ی آبتین گلکار/ نشر ماهی

تصور این که یک اثر آن هم از نوع داستانی‌اش با همکاری همزمان دو نفر در حین نگارش تک تک جمله‌ها خلق شده باشد اندکی دشوار است. در آثار غیرداستانی و به ویژه علمی، همکاری دو یا چند مولف در نگارش بخش های مختلف کتاب امری رایج است، اما خلق آثار داستانی از روندی متفاوت برخوردار است که همکاری همزمان دو نفر را در حین نگارش اثر عجیب می‌نماید.

در هر صورت اثرهایی از این دست نیز خلق شده است که رمان دوازده صندلی اثر مشترک  ایلیا ایلف و یوگنی پتروف از جمله‌ی آنهاست. این دو نویسنده در تاریخ ادبیات روسیه، یک نویسنده محسوب می‌شوند و به‌ آنها ایلف و پتروف می‌گویند.

این اثر داستانی در سالهای پس از انقلاب ۱۹۱۷ به نگارش درآمد و در ۱۹۲۸ منتشر شد. نویسندگان داستان در قالب اثری طنزآمیز، قشرهای مختلف اجتماعی جامعه‌ی شوروی سابق را به تصویر می‌کشند و خواننده از خلال ماجراهایی که برای قهرمان داستان پیش می‌آید می‌تواند تصویری از فضای اجتماعی آن زمان اتحادیه‌ی جماهیر شوروی سابق به دست آورد.

قهرمان اثر شخصی است به نام آستاپ بندر، وی به طور تصادفی متوجه می شود که گنجی داخل یکی از دوازده صندلی اشراف‌زاده‌ای پنهان است و پس از مصادره‌ی خانه‌ی این فرد توسط انقلابیون، هرکدام از این دوازده صندلی به یک گوشه از کشور پهناور شوروی رفته است و او اگر قرار است به این گنج دسترسی پیدا کند، باید به تک ‌تک جاهایی که این صندلی‌ها رفته‌اند سفر کند، تا ببیند گنج در کدام صندلی پنهان شده است.

 به گفته‌ی مترجم کتاب، ایلف و پتروف معتقدند دو نفری نوشتن کار راحتی نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که زحمت نوشتن کار کتاب کم شود، برعکس دو برابر یا چهار برابر می‌شود. سختترین بخش هم این است که هر دو نویسنده باید وقتی مشترک را برای نگارش کتاب پیدا کنند. هر مشغله‌‌ای که برای یک نفر پیدا شود کارشان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دیگری نمی‌تواند کار کند.

به گفته‌ی آبتین گلکار مترجم کتاب- روش جالب این دو نویسنده چنین بود که اگر به دنبال جمله یا کلمه‌ای مناسب می‌گشتند و اگر جمله‌ای به ذهن هر دوی آن‌ها می‌رسید آن را نمی‌نوشتند و کنار می‌گذاشتند زیرا معتقد بودند جمله سهل‌الوصول و دم دستی است پس در پی جمله‌ای بودند که به ذهن هیچکس نرسد. یکی از وجوه بارز طنزشان همین غریب بودن تشبیهات است و خوانند در هر صفحه و هر پاراگراف چند بار از واژه‌ها و ترکیب‌های نامانوسی که این دو نویسنده به کار بردند تعجب می‌کند.

نزدیک به یکصدسال از انتشار این اثر می‌گذرد، اما هنوز در فهرست آثار پرخواننده در این کشور قرار دارد. قهرمان این رمان - آستاپ بندر - که همزمان قهرمان رمان بعدی این دو نویسنده یعنی کتاب گوساله‌ی طلایی نیز می باشد، شخصیتی مشهور در تاریخ ادبیات شوروی است و هنوز نیز تکیه‌کلامهایش بین مردم به عنوان مثل رایج است.

کتاب دوازده صندلی پس از انتشار با استقبال فراوان خوانندگان و از جمله منتقدان و شخصیت‌های ادبی مانند ولادیمیر مایاکوفسکی مواجه شد. همزمان تیغ سانسور نیز بر این کتاب قرار گرفت و هربار بخش‌هایی از آن حذف شد تا جایی که در برخی از چاپها، حجم کتاب به یک سوم حجم اصلی کتاب رسید. نظام پوچ کاغذبازی، شعارها و تبلیغات بی‌محتوا از جمله موضوعاتی بودند که در این اثر طنزآمیز به سخره گرفته شدند.