تازه های کتاب در ایران  - بخش چهارم- تیرماه  139۷ 

 

نسرین پورهمرنگ

   

تاریخ و فرهنگ باستانی ایرانیان و شاهنامه فردوسی/

آصف خُلدانی/ ۴۷۲ صفحه/ انتشارات ققنوس

کتاب تاریخ و فرهنگ باستانی ایرانیان و شاهنامه فردوسی نوشته‌ی آصف خُلدانی است که در ۴۷۲ صفحه، به همت انتشارات ققنوس منتشر شد.

این کتاب که شامل نقدهایی بر شعرهای شاهنامه‌ی فردوسی است  شامل یک پیش گفتار، 32 گفتار و دو پاره است.در پاره نخست، چرخه آغازین و دوران باستان و پاره دوم تاریخ پادشاهی کیانیان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

از جمله گفتارهایی که مولف نوشتار خود را در قالب آنها تنظیم کرده،عبارتند از: پادشاهی کیقباد، فرعونان مصری و شاهان باستانی ایرانی، داستان بیژن و منیژه، شهریاری کیخسرو، داستان فرود، تاریخ روزگار سیاوش و کیخسرو، پادشاهی نوذر،آغاز چرخه باستان و دوران جمشیدی، اژدها و کوه آتشفشان و منوچهر، چهره‌ای ناشناخته، آغاز دورانی پهلوانی.

در بخشی از یادداشت نویسنده در این کتاب آمده است: شاهنامه، پیش از آن‌که زنده‌کننده زبان پارسی باشد، زنده‌کننده عجم یعنی هویت ملی و هستی سرزمین مردمانی است که در پیوند با نژاد و قومیتشان اِرانشهر، شهر ایران و ایران‌زمین نامیده می‌شود.

درباره شاهنامه اگر چیزی جز این گفته شود، کم‌مهری به کسی خواهد بود که برای بزرگی ایرانیان سی‌ سال رنج و تلاش را بر خود هموار ساخت. انگیزه ما برای پرداختن به تاریخ و فرهنگ ملی خود روشن ساختن ویژگی‌های ما مردم ‌بس نشیب و فرازدیده و آشکار کردن هویت ملی‌مان بوده است؛ هویتی که در پاسداری از این آب و خاک همواره بُرنده‌ترین ابزار و خار چشم ستیزه‌گران با این ملت شناخته‌ شده‌ است.

افراد بسیاری پیش از فردوسی برای اعتلای زبان و فرهنگ ایرانی تلاش کردند، دفترهای شعر و شاهنامه و خداینامه سرودند. مسعودی مروزی، رودکی، بلخی، دقیقی توسی و ... هریک تلاش کردند تا بخشی از تاریخ و فرهنگ به تاراج رفته‌ی ایرانیان را جمع‌آوری و در آثار خود ثبت و ضبط نمایند تا به دست آیندگان برسد. خداینامه که در اواخر دوره‌ی ساسانیان سروده شد و به شرح حال پادشاهان ایرانی به زبان پهلوی می‌پردازد، یکی از منابع مهم مورد استفاده‌ی فردوسی برای سرودن شاهنامه بود.

پارسی‌گویی بیش از فردوسی به دست کسانی چون مسعودی مروزی، رودکی، شهید بلخی، ابوالمؤید بلخی، دقیقی توسی و ده‌ها شاعر پیشگام دیگر اشعار بسیار پرمعنا و آهنگین آنان راه را برای آیندگان هموار ساخته بود. ترجمه‌های تفسیر طبری و تاریخ طبری ـ همان تاریخ بلعمی ـ و مقدمه‌‌ای که از شاهنامه ابومنصوری به یادگار مانده است و آثار دیگری از این دست که پیش از شاهنامه‌ فردوسی نوشته شده‌اند همگی از شیواترین و زیباترین نمونه‌های ادب فارسی به شمار می‌آیند، پس آنچه فردوسی بزرگ بدان سرانجام می‌بخشد زنده‌کردن تاریخ و فرهنگ ایرانیان به یاری زبان فارسی دری است که زبان فرهیختگان خراسانی بود. وانگهی او خود هدفش را زنده ساختن تاریخ و فرهنگ مردم می‌دانسته و در پایان شاهنامه نیز همین را گفته است.

فردوسی، شاهنامه که آن را سراسر سخن می‌داند را برای زنده و پاینده ساختن زبان، فرهنگ و هویت ایرانیان سرود، تا ایرانیان در همواره‌ی تاریخ با نام و رسم و شیوه‌ی زندگانی سرداران و پادشاهان بزرگی که برای شکلگیری هویت و فرهنگ خاص ایرانی تلاش کردند، آشنا و مانوس شوند.

خلدانی در پیشگفتار کتاب نوشته است: یکی از تفاوت‌های بنیادین شاهنامه با دیگر آثار ادبی ـ تاریخی روشن بودن هدف والای فردوسی در بازگردانیدن هستی تاریخی ملتی است که در زمانه او گرفتار آشفتگی بوده است. او برای رسیدن به این هدف دچار احساسات شاعرانه نمی‌شود؛ در خویشکاری‌اش هرگز درنگ نمی‌ورزد؛ فراز و فرود روحیه و ستیزش با سختی‌های زندگی ذره‌ای از امانتداری او نمی‌کاهد؛ و از رسانیدن گفتارهای نامه باستان و دفتر خسروان و نیز شنودهایش از زبان دهقانان فرهیخته خراسانی باز نمی‌ماند. از سده پنجم هجری که ایران زمین دچار انحطاط فرهنگی ـ فکری بیشتری می‌شود، نه بزرگمردی چون وی زاده می‌شود، نه کسی دَم از زنده ساختن ایرانشهر می‌زند؛ نه به شکافتن معانی و مفاهیم رمزی افسانه‌ها و اندرزهای یکسره حکمت عملی پیشینیان ـ که شاهنامه بدان آراسته شده است ـ دست می‌یازد و نه کسی به بررسی تاریخ ایرانیان که فردوسی آن را پایه‌گذاری کرده بود می‌پردازد.

هنوز زمانی طولانی و همتی والا و عشقی عمیق و پایدار نیاز بود تا برای احیای زبان و فرهنگ ایرانی به کار افتد. به گفته‌ی خلدانی زمانی بلند سپری می‌شود تا این‌که با آغاز جنبش بیداری حس ملی از دو سده گذشته ـ که با تلاش ایرانیان برای شناخت خویش همراه بوده ـ توجه به شاهنامه فزونی می‌گیرد و با فراهم آمدن فن چاپ دسترسی مردم به آن نامه افزایش می‌یابد و از هشتاد سال پیش است که نخستین بار برای ارج نهادن به فردوسی نشست‌های رسمی برپا داشته می‌شود. جنبش فرهنگی دو سده گذشته، باز شدن فضای فکری برخاسته از دگرگونی‌های اجتماعی و آشنایی برخی از ایران‌دوستان با پژوهش‌های فرنگیان در تاریخ و فرهنگ و ادبیات ـ به‌ویژه با شاهنامه‌ی فردوسی ـ سبب آن می‌شود تا شماری از نویسندگان به ارزیابی گفتارها و آشکار کردن برخی از داستان‌های شاهنامه روی آورند. از آن میان کوشش شاهرخ مسکوب مثال‌زدنی است که با نثری شعرگونه و با توجه به کلام فردوسی چند کتاب و مقاله ـ که گاه همرنگِ با خواست‌های سیاسی ـ اجتماعی زمانه است ـ فراهم می‌آورد.

برخی دیگر نیز به شرح زندگی فردوسی و گردآوری مقالاتی درباره‌ آن می‌پردازند و هریک فراخور بینش و درک خویش از شاهنامه بر گوشه‌های تاریکی از این منبع لایزال پرتو می‌افگنند.

شاهنامه اگرچه اثری هنری و ادبی است که برای احیای فرهنگ، تمدن و زبان ایرانیان سروده شده است، اما به گفته‌ی دکتر اسلامی ندوشن، آثار بزرگ زاییده‌ی زمان خود هستند و شاهنامه بیش از هر کتاب دیگری یک کتاب سیاسی است، که در تب و تاب اوضاع آشفته و نابسامان ایران سروده شد. به گفته‌ی دکتر ندوشن شاهنامه برای آن است که زیر سرمان بگذاریم تا در گُذر تاریخ خوابمان نبرد و تا ایرانی بودن و هویت ایرانی خود را فراموش نکنیم. از این‌رو سخن گفتن از شاهنامه و دم به دم بیت‌های آن را نقالی کردن، وظیفه‌یی است که هیچ یک از ایرانیان با هویت نباید آن را به فراموشی و سستی بسپارند.