تازه های کتاب در ایران  - بخش سوم- خرداد ماه  139۷ 

 

نسرین پورهمرنگ

  

تاریخ ایران مدرن/

یرواند آبراهامیان/ جلد دوم/ دانشگاه کمبریج

جلد دوم از کتاب تاریخ ایران مدرن در ۳۱ ماه آگوست(۹ امردادماه جاری) توسط انتشارات دانشگاه کمبریج  و به زبان انگلیسی منتشر خواهد شد. جلد نخست این کتاب در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و طی سی و یک فصل، مولف به بازخوانی حوادث جریان ساز تاریخ ایران از دوره‌ی قاجار تا دوره‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد پرداخت.

 موضوعاتی چون اکتشاف نفت، دخالت‌های خارجی، نقش خانواده‌ی پهلوی، انقلاب 57 ، روی کار آمدن جمهوری اسلامی و روی کار آمدن دولت اصلاح طلب سیدمحمد خاتمی، از جمله موضوعاتی بود که در جلد نخست تاریخ ایران مدرن مورد بررسی قرار گرفت اما در جلد دوم این کتاب که قرار است به زودی منتشر شود، نویسنده به حوادث دوران معاصر می‌پردازد؛ به حوادثی از جمله جنبش سبز در سال ۲۰۰۹، دوره دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، روی کار آمدن حسن روحانی و مسائل هسته‌ای ایران.

یرواند آبراهامیان  استاد  تاریخ  کالج  باروک  شهر نیویورک  می باشد. این محقق و تاریخ پژوه ارمنی- آمریکایی، در سال ۱۳۱۹ در ایران- تهران به‌دنیا آمد. در سال ۱۳۲۹ به بریتانیا مهاجرت کرد و پس از کسب درجه‌ی کارشناسی و کارشناسی ارشد از دانشگاه آکسفورد، به آمریکا مهاجرت نمود و در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه کلمبیا موفق به اخذ درجه‌ی دکتری شد.

وی علاوه بر کالج باروک، در دانشگاههای پرینستون و آکسفورد نیز به تدریس تاریخ ایران پرداخته است. آثار ابراهامیان در زمینه‌ی تاریخ معاصر ایران، از جایگاه و اعتبار ویژه‌یی نزد صاحبنظران برخوردار است. از جمله آثار این تاریخ پژوه که برخی نیز به فارسی ترجمه شده‌اند می‌توان به ایران بین دو انقلاب،  تاریخ ایران مدرن، کودتا،  اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی ، اعترافات شکنجه شدگان، زندان‌ها و ابراز ندامت‌های علنی در ایران مدرن، مردم در سیاست ایران، مقالاتی در جامعه‌شناسی ایران، جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران، آنارشیسم در انقلاب روسیه، یک آنارشیست آمریکایی، زندگی والترین کلیر اشاره کرد.

 

اقتصاد سياسي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و موسسات اعتباري (سقوط يك ايدئولوژي)/

بهمن احمدي امويي/ نشر كتاب پارسه/  152 صفحه/ چاپ دوم

این روزها به دنبال اعلام ورشکستگی تعدادی از موسسات اعتبار- مالی و صندوق‌های قرض الحسنه، توجه برخی از مخاطبان به کتابی جلب شده است که تاریخچه‌ی پیدایش و نحوه‌ی‌ شکلگیری صندوق‌های قرض‌الحسنه در ایران و تبدیل برخی از انها به موسسات مالی- اعتباری، ذیل مجموعه‌ی سازمان اقتصاد اسلامی را بررسی می‌کند.

کتاب اقتصاد سياسي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و موسسات اعتباري ؛ سقوط يك ايدئولوژي، نوشته‌ی بهمن احمدی امویی-روزنامه‌نگار- به پدیده ی صندوق های قرض‌الحسنه و موسسه های اعتباری مالی در ایران می‌پردازد.

نویسنده به شرایط اجتماعی سیاسی سالهای شکل گیری این صندوق‌ها در دهه‌ی چهل هجری می‌پردازد و ابتدا رشد اقتصادی این دوره را مورد توجه قرار می دهد. رشد، توسعه و ثبات اقتصادی ایران در دهه‌ی ۴۰ ، هیچ گاه طی تاریخ شکل گیری دولت‌های مدرن در ایران (قبل و بعد از دهه‌ی ۴۰) تکرار نشد. اجرای دو برنامه هفت‌ساله که پیش ‌ازاین دهه شروع‌ شده بود و همچنین اجرای دو برنامه در همین دهه، سبب دگرگونی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران و البته شرایط سیاسی کشور شد.

با تأسیس بانک مرکزی ایران در سال 1339 و نهادهایی چون سازمان گسترش و نوسازی، بانک صنعت و معدن و ظهور برندهای جدید کالا در بخش خصوصی، دهه‌ی ۴۰ به یکی از موفق‌ترین دوره‌های اقتصادی ایران تبدیل شد. توسعه‌ی بخش خصوصی و اجرای برنامه‌‌ی اصلاحات ارضی و مهاجرت گسترده ی کارگران بخش کشاورزی به شهرها و اشتغال به کار در بخش صنعتی، شرایط اجتماعی نوینی در ایران ایجاد کرد.

به نوشته‌ی احمدی امویی برخی از تحلیلگران سیاسی و اقتصادی، دهه 40 شمسی را یکی از مهم‌ترین دهه‌ها در یک‌صد سال اخیر ایران می‌دانند. تحولات صورت گرفته در این 10 سال زمینه‌هایی را برای تغییر تاریخ ایران برای همیشه فراهم کرد. این نویسنده سپس به نقل از سعید لیلاز؛ تحلیلگر اقتصاد سیاسی می‌نویسد: می‌توان گفت که برنامه عمرانی سوم در بیشتر اهداف خود نه تنها توفیق یافت، بلکه در حوزه‌هایی مانند رشد اقتصادی، رشد صنعتی، پایه‌گذاری بنیان‌های صنعتی ایران و از همه مهم‌تر، اصلاحات ارضی و بردن پیشروترین اقشار و گروه‌های شهرنشین به روستاها از طریق تشکیل سپاه دانش و بهداشت، از اهداف پیش‌بینی‌شده جلو افتاد و تحولات بسیار مهمی در همه ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران پدید آورد. رشد صنعتی بیشتر و بهبود رفاهی‌ گسترده‌ تر در شهرها در مقایسه با روستاها، به همراه اجرای اصلاحات ارضی، میلیون‌ها روستایی را به‌یک‌باره از قعر مناسبات شبه قرون‌وسطایی روستاهای ایران به میان مناسبات شهری شبه مدرن پرتاب کرد. این روند آغازگر موج مهاجرت بی‌سابقه در تاریخ ایران بود که حتی تا سه دهه بعدازآن‌همچنان ادامه یافت و بنیان‌همه ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران را به هم‌ریخت. (سعید لیلاز، موج دوم تجدد آمرانه در ایران، صفحه 130، انتشارات نیلوفر، 1392)

به گفته‌ی نویسنده‌ی کتاب در همین دوران بود که نهادهای سیاسی و اجتماعی منتقد دولت در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز شکل گرفته و گسترش یافتند. تقریباً غیر از حزب توده و برخی گروه‌های تشکیل‌دهنده جبهه ملی، گروه‌های دیگر سیاسی همچون نهضت آزادی، چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق، جمعیت مؤتلفه اسلامی و دیگر گروه‌ها و احزاب منتقد دولت و رژیم شاه، همه در این دهه بنا نهاده شد یا زمینه‌های اصلی شکل‌گیری آنها در این دهه شکل گرفت. گروه‌ها و احزابی که زمینه شکل‌گیری انقلاب سال 1357 را فراهم کرد. این گروه‌ها و احزاب، مبارزه و نقد رژیم را همگانی و آن را از قشر نخبه و تحصیلکرده، به درون جامعه گسترش دادند. یکی از نهادهای اقتصادی برآمده در این دهه که با هدف اعتراض سیاسی و اجتماعی نسبت به شرایط آن دوران شکل گرفت، ولی ماهیت اقتصادی داشت، صندوق‌های قرض‌الحسنه بود.

به نوشته‌ی کتاب، در جلساتی که با شرکت برخی از بازاریان با روحانیون ناراضی تشکیل شده بود، کلید راه‌اندازی صندوق‌های قرض‌الحسنه زده شد. این جلسات با حضور سیدمحمد حسینی بهشتی تشکیل می‌شد و فکر راه اندازی این صندوق‌ها نیز از طرف وی بود. هدف از تشکیل این صندوق‌ها، کمک به دیگران و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و مذهبی بود. نخستین صندوق قرض‌الحسنه در مسجد لر‌زاده و در سال 1348 راه‌اندازی شد.

این صندوق ها به تدریج در شهرها و نقاط مختلف کشور گسترش یافتند و به هرکس که درخواست وام داشت، بدون چون و چرا کردن، وام می‌دادند. هرچه به سالهای ۵۷ نزدیکتر می‌شد، از منابع این صندوق‌ها بیشتر به کسانی که طی مبارزات سیاسی آسیب دیده بودند و خانواده‌های آنها به ویژه افراد مذهبی کمک می‌شد. به گفته‌ی نویسنده‌ی کتاب، می‌توان به خوبی و آشکارا تصور کرد که بازاریان و متصدیان صندوق‌های قرض‌الحسنه در سال 1357، دست بالا را در دسترسی به رهبران انقلاب داشتند. ازنظر سیاسی بخش عمده‌ای از آنها نزدیک به جمعیت مؤتلفه اسلامی بودند و ارتباط شخصی و فردی برخی از آنها با آیت‌الله بهشتی و هاشمی رفسنجانی و رجایی و برخی دیگر از روحانیون موقعیت ویژه‌ای به آنها می‌داد.

به نوشته‌ی این کتاب، در ابتدای انقلاب تعداد صندوق‌های قرض‌الحسنه، حدود 200 صندوق برآورد می‌شد. اما پس‌ازآن، به ناگهان، رشد فزاینده‌ای یافت. به‌نحوی‌که در سال 59 با رشد 300 درصدی به 800 صندوق، در سال 1362 به 1400 صندوق، سال 1363 به 1650، سال 1365 به بیش از 2250 صندوق و در سال 1379 بیش از پنج هزار صندوق برآورد شد. در سال 1392 گزارش بازرسان صندوق‌های قرض‌الحسنه بانک مرکزی، تعداد آنها را بیش از هفت هزار عنوان کرده است.

اما این که شکلگیری سازمان اقتصاد اسلامی و گسترش عملکرد صندوق‌های قرض الحسنه و تبدیل آنها به موسسه‌های اعتباری و مالی و تبدیل آنها از نهادهای خصوصی به نهادهای عمومی و استفاده از سرمایه و سپرده‌های عموم مردم و در نهایت اختلال در اقتصاد کشور و گردش سرمایه چگونه رخ داد، موضوعی است که نویسنده به تفصیل به آنها در این کتاب که اکنون به چاپ دوم رسیده، پرداخته است.

به نوشته‌ی احمدی امویی علاء میر محمدصادقی یکی از مهم‌ترین بازاریانی است که در راه‌اندازی صندوق‌های قرض‌الحسنه در پیش و پس‌از انقلاب نقش مهمی داشته است. او یکی از اعضای بلندپایه جمعیت مؤتلفه اسلامی است که از میان بازاریان مذهبی سر برآورده است. این جمعیت از فردای پیروزی انقلاب نقش مؤثری در جهت‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی دولت‌های پس‌ازآن داشته است. گرایش‌های اقتصادی این حزب به جدال بازاریان و طرفداران دولت در دهه 60 خورشیدی منجر شد. برخی از مهم‌ترین اعضای جمعیت مؤتلفه، هفت روز پس از پیروزی انقلاب، در 29 بهمن 1357، کنترل اتاق بازرگانی را در اختیار خود گرفتند. سید علی سید خاموشی که از آن روز تا 27 سال بعد ریاست اتاق بازرگانی را در اختیار داشت، گرفتن اتاق بازرگانی را با تأیید نظر و خواست بهشتی می‌د‌اند. (گفت‌و‌گو با نویسنده‌ی کتاب)

سازمان اقتصاد اسلامی نیز که نقش بانک مرکزی صندوق‌های قرض‌الحسنه را بر عهده داشته و همچنان دارد، به دلیل گرایش سیاسی میر محمدصادقی که ریاست آن را از ابتدای انقلاب تاکنون در اختیار دارد، نقش به‌سزایی در این میان داشته است. این سازمان با دریافت سه تا پنج درصد از سپرده‌های مردم در هر صندوق، به‌عنوان اندوخته مالی صندوق‌ها نزد سازمان اقتصاد اسلامی، از همان ابتدا دارای توان مالی بسیار بزرگی بود که با به کار انداختن آن، به‌راحتی می‌توانست در برابر سیاست‌های مالی و اقتصادی دولت آن را به کار گیرد و عمل کند. همین موضوع نیز همواره محل مناقشه بود. عملکرد این صندوق‌ها، رشد روزافزون آنها و تأثیری که بر روندهای پولی و اقتصادی کشور دارند، از همان نیمه دوم دهه 60 محل مناقشه گروه‌های سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی بود و همچنان‌هم ادامه دارد. این اختلاف‌نظرها در دهه 80 و نیمه اول دهه 90 به شکل درگیری نظام بانکی با مدیریت بانک مرکزی از یکسو و مؤسسات و مالی و اعتباری - که عمدتاً از دل صندوق‌های قرض‌الحسنه سر برآورده بودند- از سوی دیگر، خود را نشان داد.

کتاب اقتصاد سياسي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و موسسات اعتباري برای کسانی که به بحث‌های اقتصاد سیاسی علاقمند هستند، می‌تواند خواندنی و جذاب باشد.