تازه های کتاب در ایران  - بخش سوم- خرداد ماه  139۶ 

 

نسرین پورهمرنگ*

 

 

جوینده‌ طلا/

ژان‌ماری گوستاو لوکلزیو/ ترجمه‌ی پرویز شهدی/ نشر چشمه/ ۲۵۶ صفحه

ژان ماری گوستاو لوکلزیو؛ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۸ با اصالتی انگلیسی- فرانسوی است. وی در سال 1940 در شهر بندری نیس در جنوب فرانسه از پدری انگلیسی و مادری فرانسوی به دنیا آمد خانواده‌ی پدری اش از مهاجران به جزیره‌ی موریس در قرن هیجدهم میلادی بودند. ژان ماری تمام دوران تحصیل ابتدایی تا دانشگاه خود را در همان شهر نیس فرانسه گذراند. ۲۳ ساله بود که نخستین رمان خود با عنوان صورت جلسه را منتشر ساخت و در همان سال انتشار این رمان (۱۹۶۳) جایزه‌ی معتبر رنودو را برای این اثر دریافت کرد.

 لوکلزیو در ابتدا برای انتخاب زبان نگارش آثار خود دچار تردید بود. اینکه زبان پدری‌اش انگلیسی- را انتخاب کند و یا به زبان مادری فرانسوی- بنویسد. او به هرحال بر این تردید غلبه کرد و آثارش را به زبان فرانسه نوشت چون احساس میکرد که این زبان به او کمک می‌کند تا با فرهنگ‌های کهن‌تر احساس یگانگی بیشتری بنماید. اما لوکلزیو به مرور زمان که به مسافرتهای فراوانی رفت و با فرهنگ بسیاری از کشورهای حوزه ی مدیترانه آشنا شد به این نتیجه رسید که فرانسه فقط کشوری است که او در آن زندگی می‌کند و تعلق عاطفی و احساسی به همه ی سرزمین‌هایی دارد که وی دستکم از انها دیدار کرده و یا مدتی را در آنجا سپری کرده است. برای مثال تعلق خاطر وی به مناطق گرمسیری و مردم بومی مکزیک که وی مدتی را در آنجا زندگی کرده است را می توان در اثار او مشاهده کرد.

برای مثال لوکلزیو طی سالهای1967 تا 1970 میان قبیله‌یی از سرخ‌پوستان اِمبِرا در جنگل‌های پاناما به‌سر برد. بعد از سال 1970 به نیومکزیکو رفت و در دانشگاه این ایالت دوره‌ دکترای ادبیات را گذراند و همزمان برخی اثار اسطوره‌یی و فولکلورِ سرخ‌پوستان را ترجمه کرد. متاثر از همین فضاهایی که در آنها زندگی کرده بود  در سال 1978 کتاب موندو و داستان‌های دیگر را منتشر کرد.

تصویری که وی در این کتاب و سایر اثارش از طبیعت ارائه می‌دهد به مثابه وعده‌گاهی است برای پیوند دوباره و عمیق‌تر با دوران کودکی به نشانه ی درک هستی و بازیافتن هویت خود. هویتی که بر اثر هجوم سازه‌های دنیای مدرن رنگ باخته و نشانه‌های آن درحال محو شدن است. او دوران کودکی را با طبیعت پیوند می‌زند تا از هنگامه‌ی بلوغ و پختگی که در آثارش نشانگر جامعه‌ی صنعتی است فاصله بگیرد. طبیعت بکر به انسانها کمک می کند تا از زندگی تکراری و کلیشه یی جامعه‌ی صنعتی فاصله بگیرد و به حقیقت هستی و حیات آدمی دسترسی پیدا کند.

در همین رمان جوینده طلا که به تازگی در ایران ترجمه و منتشر شده است اما نویسنده آن را به سال ۱۹۸۵ منتشر کرد، وی داستان زندگی پسر نوجوانی را روایت می‌کند که در ملک مستعمراتی‌شان روزگار خوشی را سپری می‌کند و بسیار شیفته‌ی دریا و جنگل است و تخیلات فراوانی از مشاهده‌ی این فضاها در ذهن او شکل می گیرد. اما با ورشکست شدن پدرش زندگی پسرک دگرگون می شود و دوره ی خیالبافی اش به پایان می‌رسد. اما این بار با رازهایی جدید در دنیای واقعی روبه رو می‌شود که بی‌شباهت با همان تخیلات پیشین‌اش نیست. پدر از نقشه‌ی گنجی سخن به میان می‌آورد که در جزیره‌یی دورافتاده در استرالیا مدفون است. از آن پس یافتن این گنج تمام فکر و ذهن پسرک را به خود مشغول می‌کند. او سفری پرماجرا را برای یافتن این گنج آغاز می‌کند. رازهای مربوط به گنج لحظه یی بر او آشکار می‌شوند و بار دیگر لابه لای ابهامهایی که بر ذهنش هجوم می‌آورند پنهان می‌شوند. او برای دستیابی به گنج، سفری اکتشافی در طبیعتی بکر و وهم‌آلود را آغاز می‌کند.

از جمله اثار لوکلزیو که به فارسی ترجمه شده اند می‌توان به بیابان، دیگو و فریدا، آوای گرسنگی،آسمانی‌ها، آفریقایی، دگرگونی‌ها، ستاره سرگردان و کسی که هرگز دریا را ندیده بود اشاره کرد. رمان بیابان از جمله آثار مشهور این نویسنده‌ی فرانسوی است که جایزه‌ی بزرگ پل موران را نصیب او کرد. لوکلزیو به‌ویژه پس از سال ۲۰۰۸ که موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات شد، به یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان فرانسه بدل گردیده است.

 

وقت سکوت/

لوییس مارتین سانتوس/ ترجمه‌ی ونداد جلیلی/ نشرچشمه/  338 صفحه

در روزهایی که نمایشگاه کتاب تهران در حال برگزاری بود، نشر چشمه کتابی با عنوان وقت سکوت را به خوانندگان رمانهای خارجی عرضه کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. حتی فضای داغ انتخاباتی نیز نتوانست بر بازار این کتاب تاثیر بگذارد و در هفته‌‌ی نخست خرداد ماه به جمع ۱۰ رمان پرفروش هفته راه یافت.

وقت سکوت رمانی است از لوییس مارتین سانتوس؛ نویسنده‌ی فقید اسپانیایی که در زمان دیکتاتوری فرانکو می‌زیست.

منتقدان این رمان را دستاوردی کم‌نظیر در رمان اسپانیا در قرن بیستم می‌دانند که مسیر رمان نویسی در اسپانیا را دگرگون ساخت.

وقت سکوت را بزرگ‌ترین دست‌آورد اجتماعی رمان اسپانیا، رمانی تکرارنشدنی و از شاهکارهای رمان‌نویسی قرن بیستم نامیده‌اند و گفته‌اند مسیر رمان اسپانیایی را دگرگون کرده است. گی‌یرمو کابررا اینفانته گفته سنت رئالیسم اسپانیایی را که همچون عفونتی در ادبیات پراکنده بود، ختم کرد و اولیس جویس را با آن قیاس کرده، ریکاردو گویون اولیس جویس را با او مقایسه کرده و آثار جویس و وقت سکوت را به علت توصیف های سوررئالیستی و وجود عناصر افسانه‌یی همتراز شمرده است.

و منتقدی دیگر- جولین پالی- وقت سکوت را بازآفرینی افسانه‌ی اودیسه‌ی هومر در فضای معاصر دانسته است.

جالب است که بدانیم وقت سکوت تنها اثر کامل شده‌ی نویسنده ی آن است و پس از انتشار به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شد.

این کتاب نخستین بار در سال ۱۹۶۲ با بیست صفحه سانسور توسط انتشارات سیش بارال منتشر شد. نسخه‌ی سانسورنشده نخستین‌بار در سال ۱۹۸۱ منتشر شد.

این رمان، با توجه به این‌که داستانی خطی شامل سه بخش کلاسیک معرفی، اتفاق و نتیجه است، می تواند در ردیف رمانهای ساده قرار گیرد اما استفاده از زمزمه‌ها و گفت وگوهای درونی، روایت‌گری دوم شخص، با تخیل درآمیختن واقعیت‌ها و بهره‌مندی از عناصر افسانه‌ای توانست آن را به اثری سوررئالیستی تبدیل کند که قابل قیاس با آثار جیمز جویس باشد.

حکایت این رمان مربوط به زندگی پزشکی است که دهه‌ی چهارم زندگی اش را می‌گذراند، اما این گُذرعمر مطابق با میل و خواسته‌ی این محقق به نسبت جوان پیش نمی‌رود. وی آرزو داشت که در تحقیقات علمی‌اش به موفقیت برسد اما شرایط بد اقتصادی‌اش و اوضاع نامناسب اجتماعی او را از رسیدن به هدف بلندش باز داشته است.   

لوییس مارتین‌سانتوس ریبرا  در فاصله‌ی سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۶۴ زندگی کرد. در شهر عرائش در مراکش متولد شد. پدرش لئاندرو مارتین‌سانتوس پزشک نظامی بود. در ۵ سالگی به همراه خانواده به سان‌سباستین مهاجرت کرد. در سالامانکا درس پزشکی خواند و مدرک دکترایش را از دانشگاه مادرید در رشته‌ی روان‌پزشکی گرفت.

به ادبیات و روزنامه‌نگاری نیز علاقمند بود. به محفل کافه خیخون پیوست و در آنجا با بسیاری از نویسندگان مشهور نسل خود مانند ایگناسیو آلدکوئا، رافائل سانچس فرلوسیو و خوان بنت آشنا شد. با روزنامه ها همکاری می‌کرد و آثارش به طور عمده به آثار ادبی و نقد واقیعت‌گرایی در آثار ادبی اختصاص داشت. بذر خاکستری عنوان کتاب شعری است که او در سال ۱۹۴۵ منتشر کرد. همزمان با ادامه ی فعالیت پزشکی‌اش به انجمنی موسوم به آکادمیا ارانته در سان سبستین پیوست و در آنجا با مطالعه‌ی آثار ژان پل سارتر به اگزیستانسیالیسم علاقه‌مند شد.

در اواخر سال ۱۹۶۰ بود که نگارش رمان وقت سکوت را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ آن را با بیست صفحه سانسور منتشر کرد. یک سال پس از چاپ کتاب، همسرش روسیو درگذشت. او نوشتن رمان وقت تخریب را آغاز کرد که به علت مرگ خودش در تصادف رانندگی در ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۶۴ ناتمام ماند.

وی پیش از مرگش در سال ۱۹۵۵ تزی با عنوان دیلتای، یاسپرس و ادراک بیمار روانی نوشت. در سال ۱۹۶۴ مقاله‌ای با عنوان آزادی، زودگذری و انتقال در روانکاوی اگزیستانسیالیستی نوشت. مارتین سانتوس در حزب سوسیالیست کارگری اسپانیا (PSOE)، که در آن زمان حزبی مخفی بود، عضو بود و در سه دوره به زندان افتاد.

رمان وقت تخریب او با وجود ناتمام ماندن در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.همچنین همان ناشر مجموعه‌‌یی از داستان‌های کوتاه سانتوس را که پس از مرگش پیدا شده بود در سال ۱۹۷۰ با نام حکایات اخلاقی چاپ کرد.از رمان وقت سکوت فیلمی با همین نام و به کارگردانی ویسنته آراندا ساخته شده است.