تازه های کتاب در ایران  - بخش نخست- فروردین‌ماه  139۶ 

 

نسرین پورهمرنگ*

 

 

ادم اسمیت/

دیوید رافائل/ ترجمه‌ی عبدالله کوثری/ نشر ماهی/ ۱۴۰ صفحه        

آدام اسمیت فیلسوف اخلاق‌گرای اسکالندی در قرن هجدهم است. ارای وی در زمینه‌ی اقتصاد سیاسی و اقتصاد مدرن، مرجع پژوهشگران علوم اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. او در زمینۀ ی کارکردهای نظام سرمایه داری نیز از ایده‌های قابل تامل و مترقی برخوردار است. کتاب ثروت ملل او در زمینه‌ی علم اقتصاد از شهرت به‌سزایی برخوردار است. این کتاب در زمره‌ی نخستین تلاش‌ها برای تبیین چگونگی پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی اروپا در قرن هجدهم می‌باشد.    

دیوید رافائل نویسنده‌ی کتاب کوشیده است تا با شرح ارای این اندیشمند صاحبنام اسکاتلندی در زمینه‌های علم. اخلاق و فلسفه، نشان دهد که آثار آدام اسمیت و به ویژه کتاب ثروت ملل او را باید در متن نظام فکری وی مورد بررسی و مطالعه قرار داد تا به عمق ارای این اندیشمند پی برد.

کتاب آدام اسمیت از مجموعه کتاب‌های Past Masters  انتشارات دانشگاه آکسفرد است. هر کتاب این مجموعه به شرح و معرفی افکار و آرای برخی صاحبنظران کلاسیک در رشته‌های فلسفه، اقتصاد و علوم اجتماعی می‌پردازد.

 

برای من غمگین نشوید/

چارلز بوکوفسکی/ ترجمه‌ی سینا کمال آبادی/ نشر عنوان با همکاری موسسه فرهنگ و هنر رهافیلم/ ۹۶ صفحه

هنری چارلز بوکوفسکی؛ شاعر و داستان نویس آمریکایی آلمانی‌الاصل است که در سال ۱۹۲۰ در شهر آندرناخ آلمان در خانواده هِنری کارل بوکوفسکی به‌دنیا آمد. مادرش کاترینا فِت از اهالی آلمان بود، اما پدرش هاینریش کارل بوکوفسکی یک آمریکایی- آلمانی بود. جد پدری اش در المان به دنیا امده بود.

هنری سه سال بیشتر نداشت که خانواده‌اش به خاطر شرایط بد کشور آلمان پس از جنگ جهانی اول، به آمریکا مهاجرت کردند و به شهر لس‌آنجلس  که خانواده‌ی پدری‌اش در انجا زنگی می کردند رفتند. پدر هنری مردی بددهن و بدرفتار بود که اغلب اوقات را نیز بیکار بود. بدرفتاری و خشونت پدر در حق فرزند، هنری را به نوجوانی افسرده و گوشه‌گیر تبدیل کرده بود. آبله رویی وی نیز بر میزان گوشه گیری وی از همسن و سالانش افزوده بود. این گوشه‌گیری در ادامه او را به عصیان علیه جامعه‌یی که در آن زندگی می‌کرد وامی‌داشت. انزوا و گوشه‌گیری از یکسو و غرور یک جوان المانی‌الاصل از سوی دیگر، بوکوفسکی را واداشته بود تا به شیوه هایی متفاوت در قبال حوادث جامعه‌اش واکنش نشان دهد. در شرایطی که وقوع جنگ جهانی دوم نه تنها بسیاری از همسن و سالانش بلکه افراد سرشناس شاعر و نویسنده را نیز به رفتن به جبهه‌های جنگ واداشته بود، هنری از این کار امتناع کرد و حتی مانع رفتن پدر و دوستش به جنگ شد.

وی دوره ی دبیرستان را در شهر لس‌آنجلس گذراند و به مدت دو سال به دانشگاهی در این شهر رفت و دوره‌های هنر، ادبیات و روزنامه‌نگاری را گذراند. در ۲۴ سالگی داستان کوتاه عواقب یک یادداشت بلندِ مردود را منتشر کرد و دو سال بعد داستان کوتاه ۲۰ تشکر از کاسلدان از وی منتشر شد.

در یکی از کتاب خانه های عمومی شهر با نویسنده یی به نام جان فانته آشنا می شود. این نویسنده تاثیر فراوانی بر بوکوفسکی گذاشت. نخستین مجموعه شعر خود را باعنوان گل، مشت و زوزه ای وحشی در سال ۱۹۵۹ در دویست نسخه منتشر کرد. گفته می‌شود این مجموعه متاثراز شعرهای رابینسون جفرز بوده است.

بوکوفسکی که به خاطر بدرفتاری های پدرش از خانه بیرون رفته بود مدتها در شهرهای مختلف آمریکا سرگردان بود تا بالاخره شغلی در اداره ی پست لس‌آنجلس پیدا می‌کند که هرچند از نظر وی بسیار ملال‌اور بود اما او را از گرسنگی و آوارگی نجات می‌داد.

وی نخستین رمان خود را با نام اداره پست (Post Office) در ۱۹۷۱ منتشر می کند. این رمان شرح سال های خدمتش در اداره‌ی پست است. بعضی این رمان را بزرگ ترین اثر وی می دانند. او چهار سال بعد رمان هزارپیشه (factotum) را منتشر کرد.

او در ادامه‌ی نگارش آثارش به مسائل جامعه‌ی پس از جنگ نیز توجه می‌کند و به همین خاطر شاعر سرشناس عصر جنگ شناخته می‌شود. در اواسط دهه‌ی ۷۰ بوکوفسکی به شاعر و نویسنده‌یی پُرفروش تبدیل می‌شود و در ردیف داستان کوتاه نویسان سرشناس امریکایی قرار می‌گیرد. شهرتش به کشورهای اروپایی نیز می‌رسد و به عنوان نویسنده‌یی مردمی در کشورهای آلمان و فرانسه از اقبال عمومی برخوردار می‌شود. وی پس از اشنایی با انتشاراتی گنجشک سیاه از کار اداره‌ی پست دست می‌کشد و با شغل نویسندگی به گذران زندگی می‌پردازد.

گفته می‌شود  بوکوفسکی از نویسندگان و شاعرانی مثل چخوف، آندرسون، کافکا، لارنس، پاند، جفرز، هامسون، فانته و همینگوی تاثیر پذیرفته است اما بیشترین تاثیر را از سلین موثرترین گرفته است.

بوکوفسکی شاعر و نویسنده‌یی پرکار بوده است و تا روزهای پایانی عمرش نیز دست از نوشتن نکشید. اغلب آثار او به یونانی، فرانسوی، آلمانی، برزیلی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. طی دهه‌ی ۸۰ میلادی وی در ردیف پرفروش ترین نویسندگان آمریکایی بوده است وبیش از سه میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده است.

بوکوفسکی سبکی غیر رسمی و ناهماهنگ با رویه‌ی ادبی روز داشت. موسیقی طبیعی و سادگی کلامش، وی را میان بسیاری از هواداران و مخاطبان بیتی‌ها محبوب ساخت.

بوکوفسکی سرانجام در نهم مارس۱۹۹۴ بعد از اتمام آخرین رمانش با عنوان عامه پسند در سن پدرو کالیفرنیا درگذشت. شهرت بوکوفسکی هنگام مرگ آن اندازه بود که ژان پل سارتر او را بزرگترین شاعر آمریکا لقب دهد.

بنا به وصیت خود وی بر روی سنگ قبرش چنین حک کردند: تلاش نکن. یکبار در توضیح این عقیده آش چنین گفته بود:

برخی از من می‌پرسند که چه کار می‌کنم و چگونه می‌نویسم و آثار ادبی‌ام را خلق می‌کنم و من تنها به آنها پاسخ می‌دهم تنها کاری که لازم است انجام دهی این است که هیچ کاری نکنی! کافی است دست از تلاش برداری! این خیلی مهم است که تلاش نکنی، چه برای به دست آوردن یک کادیلاک، چه برای خلق یک اثر و چه برای جاودانگی. فقط کافی است که منتظر شوی و اگر اتفاق نیفتاد بیشتر منتظر شوی. درست مثل یک میخ روی دیوار. صبر می‌کنی تا خودش به سمت تو بیاید.

مجموعه شعر برای من غمگین نشوید شامل گزیده‌ای از شعرهای چارلز بوکوفسکی است که سینا کمال‌آبادی آن را ترجمه و منتشر ساخته است. این شعرها به گفته ی مترجم، گزیده یی است از سروده‌های شاعر در سالهای پایانی عمرش و چند کتابی که پس از مرگش منتشر شد.

گفتنی اینکه این مترجم پیش از این نیز مجموعه‌یی  از همین شاعر را با نشر مشکی با عنوان  نگران نباش داستایوفسکی  منتشر کرده بود. همچنین از این نویسنده‌ی آمریکایی-آلمانی  رمان های هالیوود (۱۹۸۹) و عامه پسند (۱۹۹۴) با ترجمه‌ی  پیمان خاکسار در ایران ترجمه و منتشر شده است.

 

رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید/

ترجمه‌ی آبتین گلکار/ نشر چشمه

رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید عنوان کتابی است شامل داستان‌هایی از نویسندگان معاصر روس که مترجم کتاب آنها را از آثار مختلف انتخاب و دریک مجموعه گرد هم آورده است.

این کتاب شامل ۹ داستان از هفت نویسنده‌ی معاصر اهل روسیه است که آثار آنها برای خوانندگان فارسی زبان کمتر آشناست. چه بسا نام آنها نیز اغلب شنیده نشده  باشد.

ادبیات کلاسیک روسیه نه تنها برای فارسی زبانان که برای اغلب مردم کتابخوان دنیا شناخته شده است. غنای آثار ادبی این کشور آن اندازه لذتبخش است که الهامبخش پدیداری صدها اثر اقتباسی سینمایی و نمایشی و هزاران نقد و بررسی تاکنون بوده است.

آثار کلاسیک ادبیات روسیه برخلاف آنچه فرمالیست‌ها پنداشته اند نه تنها محدود به ارزشهای هنری که روایتگر تاریخ تحول اجتماعی و سیاسی ملتی بزرگ می‌باشند.

اما هرچه جلوتر می آییم از میزان اُنس و اشنایی خوانندگان فارسی زبان نسبت به آثار ادبیات معاصر روسیه کاسته می‌شود و کمتر آین اثار در معرض دید و مطالعه‌ی خوانندگان علاقمند قرار گرفته است.

کتابی که اینک با عنوان به نسبت طولانی رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید ترجمه و منتشر شده است به قلم هفت نویسنده‌ی معاصر روس ؛ دینا روبینا، لودمیلا اولیتسکایا، لودمیلا پتروشفسکایا، آندری گلاسیموف، ویکتور پِلِوین، میخاییل یلیزاروف و زاخار پریلِپین انتخاب و به فارسی ترجمه شده است.

انچنان که از یادداشت‌های مترجم در این کتاب برمی‌آید داستانها به صورت اتفاقی انتخاب نشده اند بلکه جهان تجربی و ذهنی قهرمانان داستانها از شباهت‌های فراوانی نسبت به هم برخوردار است. تنهایی، روزمرگی و خشونت موجود در روابط اجتماعی درجامعه‌ی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در همه‌ی این داستانها به‌گونه‌یی به تصویر کشیده شده است. در جهانی که این نویسندگان به تصویر کشیده اند از مهربانی و عطوفت همشهریان نسبت به یکدیگر خبری نیست.

مترجم در ابتدای اثرهر نویسنده مقدمه‌یی کوتاه برای معرفی پدیدآورنده  و سبک آثار او به خوانندگان فارسی زبان درج کرده است، که همین خود به درک بهتر اثر داستانی توسط مخاطب کمک می کند.

 

تصادف شبانه/

پاتریک مودیانو/ترجمه‌ی حسین سلیمانی‌نژاد/ نشر چشمه (چاپ چهارم)/ ۱۱۷ صفحه

پاتریک مودیانو نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس معاصر اهل فرانسه  است که از سال ۲۰۱۴ به چهره یی شناخته شده‌تر در ادبیات برای همه‌ی مردم جهان و از جمله علاقمندان ادبیات در ایران تبدیل شد.

مودیانو اگرچه ساکن فرانسه است و فرانسوی محسوب می‌شود اما اصالت او از طرف مادر به کشور بلژیک و از طرف پدر به کشور ایتالیا برمی‌گردد. او در سال ۱۹۴۵ دیده به جهان گشود.

مودیانو در ادبیات چهره‌یی نوگرا به شمار می‌آید و مورد علاقه ی آن دسته از منتقدان و کتابخوانانی است که به سبک ادبی نوین علاقمند هستند. او نویسنده‌یی پُرکار است که برخی از اثار وی تاکنون به فیلم نیز تبدیل شده است. اقبال عمومی و منتقدان ادبی به اثارش سبب شد تا طی سالهایی که تاکنون به فعالیت ادبی و نویسندگی مشغول بوده است، جایزه‌های ادبی درخوری را نصیب خود سازد. یکی از نخستین جایزه های ادبی - جایزه‌ی بزرگ آکادمی فرانسه برای ادبیات- در سال ۱۹۷۲ به او اهدا شد. در سال ۱۹۷۸ جایزه ی معتبر گنکور را برای رمان خیابان بوتیک‌های تاریک دریافت کرد. در سال ۲۰۱۰ برنده جایزه دل دوکای انستیتوی فرانسه را برای یک عمر تلاش حرفه‌ای خود شد. او در سال ۲۰۱۲ توانست جایزه‌ی دولتی اتریش برای ادبیات اروپا را نصیب خود سازد. پاتریک مودیانو که شاید بهتر است او را نویسنده یی خوش‌اقبال بنامیم در روز پنج شنبه ۹ اکتبر ۲۰۱۴ در ساعت ۱۳ به وقت محلی از سوی آکادمی نوبل به عنوان برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات اعلام شد.

این نویسنده‌ی فرانسوی پس از دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات، در ایران نیز به نویسنده یی سرشناس تر و پُرفروش‌ترتبدیل شد و برخی از آثار او نیز که تاکنون به فارسی انتشار نیافته بود، ترجمه و منتشر شد.

از جمله آثار او که تاکنون به فارسی انتشار یافته است می‌توان به بیراه ، ویلای دلگیر ،شجره خانوادگی ، خیابان بوتیک‌های خاموش ،جوانی محلهٔ گم‌شده، یکشنبه‌های اوت، آه! ای سرزمین محبوب من، سفر ماه عسل، علف شبانه، برای این که در محله گم نشی، سیرکی که می‌گذرد، ناشناخته‌ ماندگان، م‍را ن‍گ‍ی‍ن ک‍وچ‍ول‍و م‍ی‌ن‍ام‍ی‍دن‍د و افق اشاره کرد. اگرچه تعداد اثار او و تعداد داستانهای ترجمه‌ شده‌ی وی به فارسی بیشتر از آنچه هست که نام برده شد. اما رمان معروف او ‌"خیابان بوتیکهای تاریک" نام دارد و آکادمی نوبل او را به دلیل آنچه "وصف هنرمندانه‌ی سرنوشت انسان‌ها و بازنویسی استادانه‌ی سال‌های اشغال فرانسه توسط آلمان نازی"  نامید. شایسته‌ی  دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات دانست.

اما کتاب تصادف شبانه داستان جوانی است که در حال گُذر از کنار خیابان در تاریکی شب به ناگاه اتومبیلی با او برخورد می‌کند و دچار آسیب می‌شود و همین تصادف او را به دنبال زنی می‌کشاند که راننده ی اتومبیل بوده و دریچه‌یی به دنیای خاطرات کودکی اش می‌گشاید. در این اثر مودیانو نیز به مانند سایر اثارش. قهرمان داستان در جست و جوی چیزی است که احساس می‌کند از ان دور افتاده است و یا ناخواسته فراموش کرده است. همین فراموشی قهرمان داستان را در سن بیست و یک سالگی به مانند نجوانی نابالغ تبدیل کرده است. راوی داستان فکر می‌کند پس از تصادف شبانه. همه‌ی آدمهای شهر که با انها برخورد می کند در نظر او با هم درارتباط هستند و همه‌ی مکانها را اشنا می‌پندارد. او می خواهد این اشنایی‌ها را به یکدیگر همانند قطعه های پازل به یکدیگر پیوند زند تا سرانجام به چیزی برسد که پایه های محکم زندگی‌اش می‌پندارد؛ پایه‌هایی که به نظر زیر انبوهی از شن و خاک مدفون شده اند.

در واقع آنچه در کار مودیانو تکرار می‌شود مفهوم جست و جو است. آدمها به دنبال چیزی هستند؛ هویت گم شده، آدم گم شده، گذشته ی پنهان مانده و ...  اما او این جست و جو را در قالب واژگانی روان و ساده به خواننده منتقل می‌کند تا انتقال مفاهیم به خواننده آسانتر صورت گیرد. هرچند سادگی کلام مودیانو با دقت و وسواس در توصیف آدمها و حادثه‌ها همراه می‌شود.