تازه های کتاب در ایران  - بخش چهارم- تیر ماه  139۵ 

 

نسرین پورهمرنگ

 

 شوری در سر/
اورهان پاموک/عین‌له غریب/ نشر چشمه/ ۷۳۲ صفحه



شوری در سر عنوان رمانی متفاوت از نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل؛ اورهان پاموک است. این نویسنده‌ی اهل کشور همسایه- ترکیه- این بار در رمانش که به سال ۲۰۱۵ منتشر شد واقع نگار رویدادهای روزمره و اجتماعی بخشی از کشورش است. حاشیه نشین‌های شهر پررنگ و لعاب استانبول این بار در مرکز روایت‌گری این نویسنده‌ی سرشناس قرار گرفته‌اند. افرادی روستایی و فقیر که از دهه‌ی ۱۹۵۰ و بعد از آن از روستاهای فقیر و بدون امکانات اطراف استانبول مهاجرت کردند و به حاشیه‌نشین های این شهر تبدیل شدند. حاشیه نشینی هم به قدر سکونت در روستای بدون امکانات زیربنایی دشوار و زجرآور است. اما این ناراحتی‌های امرار معاش در حاشیه‌ی شهری بزرگ با حاشیه‌هایی دیگر درهم می‌امیزد که گاهی به مسائل اساسی این کشور حاشیه نشین اروپایی بدل می‌شود؛ یعنی جنگ‌های خونین قدرت، کودتاها، ملی گراهای افراطی، شورشیان کُرد...
روستائیان خود را نه در بطن زندگی شهرنشینان بلکه در حاشیه‌ی زندگی کسانی یافته‌اند که مدتهاست دیگر ذائقه‌ی فرنگی‌شان تغییر کرده است و و در مراوده‌های شخصی از ان نوع آداب و رسوم و فرهنگی که این روستائیان با آنها انس داشته‌اند خبری نیست. این تفاوت‌های فرهنگی در کنار جامعه‌یی که برای قشرهای آسیب‌پذیر خود حدا‌قل‌های تامین اجتماعی را نیز فراهم نمی‌کند زیست اجتماعی را بسیار دشوار می‌سازد. این دشوار‌‌ی‌ها را نویسنده در قالب شخصیت‌های متعددی که به تصویر می‌کشد از قبیل کارگران فصلی، ماست فروش ها، ماموران رشوه‌گیر دولت، تازه‌به دوران رسیده‌ها، دلال‌ها، گانگسترها، بساز و بفروش‌ها، چپگراها‌ ، ناسیونالیست‌های افراطی، اسلام‌گرایان و ... به خوبی روایت می‌کند. گویی شهر فرنگی است پر از رنگهای آشفته و درهم که باید به خوبی چشم باز کرد و نگریست که این رنگها از کجا منشعب می‌شوند.
پاموک در سالهای گذشته سخنانی متفاوت با سیاست های رسمی کشورش در باره‌ی کشتار کُردهای ترکیه و نسل‌کشی ارمنی‌ها در سال‌های ابتدایی جنگ جهانی اول بیان داشت که با واکنش‌هایی فراوان همراه بود. مقام های رسمی و ملی‌گرایان از جمله کسانی بودند که به اظهارات او واکنش هایی تند نشان دادند و شکایت هایی را نیز علیه او تسلیم دادگاه کردند. پاموک در مصاحبه‌ یی با نشریه ی سوییسی Das Magazin گفته بود: سی هزار کرد و یک میلیون ارمنی در این کشور کشته شده‌ است. تقریباً هیچکس جرأت نمی‌کند اسمی از آن ببرد. اما من این کار را می‌کنم.
پاموک در سال ۲۰۰۶ موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل شد. وی نخستین ترک تباری است که تاکنون موفق به دریافت این جایزه شده است. آثار او به بیش از ۵۰ زبان دنیا ترجمه شده است. از جمله آثار وی که به فارسی ترجمه شده است عبارتند از: قلعه سفید ترجمه‌ی ارسلان فصیحی، زندگی نو ترجمه‌ی ارسلان فصیحی، نام من سرخ ترجمه‌ی عین له غریب، چهره پنهان ترجمه‌ی امیر عزتی، استانبول:شهر و خاطره‌ها ترجمه‌ی شهلا طهماسبی، کتاب سیاه ترجمه‌ی عین له غریب، جودت بیک و پسران ترجمه‌ی ارسلان فصیحی.

 

آخرین شاهدان/
سوِتلانا آلکسیِویچ/ ترجمه‌ی مصطفی مظفری/ نشر هیرمند/ ۴۳۶ صفحه


سوِتلانا آلکسیِویچ نویسنده‌ی اکراینی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل است که در سال ۲۰۱۵ موفق به دریافت این جایزه از سوی آکادمی نوبل ادبیات شد. وی نویسنده و روزنامه‌نگاری است که تا پیش از دریافت این جایزه کمتر کسی از اهالی ادبیات و مطالعه ی رمان او را می‌شناخت.
اما با وجود گمنامی برخی فعالیت های ادبی و فرهنگی او مورد توجه برخی محفل‌های ادبی قرار گرفته بود. همین امر نیز سبب شده بود که وی پیش از دریافت نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۳ برنده‌ی جایزه های صلح کتاب‌فروشان آلمان و مدیسی شود.
آلکسیِویچ را نمونه‌یی بارز از صداهای منتقدانه‌ی نویسندگان روشنفکر پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌دانند. آکادمی نوبل ادبیات نیز وی را به‌دلیل روایات چندصدایی که نمایانگر محنت و شجاعت در روزگار معاصر است، شایستهٔ‌ی کسب جایزه‌ی نوبل ادبیات دانست.
به تازگی کتابی از وی با عنوان آخرین شاهدان با ترجمه‌ی مصطفی مظفری از متن روسی به فارسی ترجمه و روانه‌ی بازار کتاب شده است. پیش از این کتاب پسراني از جنس روي با ترجمه‌ی ابولفضل الله‌ دادي منتشر شده بود. آخرین شاهدان عنوان اثری است که این نویسنده‌ی اهل بلاروس را به کسب جایزه‌ی نوبل مفتخر ساخت.
آلکسیِویچ در این ارمان روایتگر تجربه‌های تلخ کودکانی است که در اثنای جنگ جهانی دوم روزگار کودکی خود را با اندوه سپری کردند و به جای بازی و نشاط کودکانه شاهد جنگی ویرانگر که خانه و خانواده را از آنها گرفت شدند. بسیاری از این کودکان در زمان حاضر یا دار فانی را وداع گفته‌اند و یا دوران کهنسالی خود راسپری می‌کنند اما خاطرات تلخ دوران کودکی هنوز هم رهایشان نکرده است و چه بسا که گاهی کابوس‌های شبانه را به سراغشان می‌آورد.
راوی داستان اگرچه در بطن حوادث به سر می‌برد و خود از نزدیک شاهد همه‌ی زخمهاست اما هربار به طرزی معجزه‌آسا از خطر مرگ رهایی می‌یابد تا همچنان برای خواننده روایتگر صادق آن روزهای پرمحنت باقی بماند. نویسنده در این اثر قصد ایجاد حس کینه‌توزی نسبت به هیچ ملتی را در خواننده ندارد. تلاش او برای این است که به مخاطبانش هشدار دهد که مبادا دچار همان سهل‌انگاری شود که پیشینیان دچارش شدند و نتیجه‌اش را نیز تا نسل‌ها پس دادند. نفرت‌های بی‌دلیل ویرانگرتر از آن چیزی است که بتوان تصورش را کرد.
نثر این کتاب بسیار ساده و روان است و خواننده از به کار بردن آرایه های ادبی در آن خودداری کرده است. تلاش وی بر این بوده است که عُمق فجایع جگ را به در ذهن مخاطبان نسل‌های جدید متبادر سازد.
گفتنی این‌که این اثر نخستین بار در سال ۱۹۸۵ در اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید. در آن زمان بلاروسِ یکی از استانهای شوروی محسوب می‌شد. از این اثر در سال ۲۰۰۹ فیلم مستندی با عنوان بچه‌های جنگ: آخرین شاهدان به کارگردانی آلِکسِی کیتایتسِف ساخته شد. این مستند توانست نگاه منتقدان را به خود جلب نماید و در بخش آزاد رقابت‌های سینمای مستندِ انسان و جنگ در سال ۲۰۱۱ در ییکاترینبورگ جایزه‌ی ویژه مسابقه را به خود اختصاص دهد. سمفونی آخرین شاهدان با اقتباس از این کتاب توسط ولادیمیرماگدالیتس ساخته شده است.
گفتنی این که خانم سوِتلانا آلکسیِویچ در سال ۱۹۴۸ در شهر ستانیسلاو اوکراین به دنیا آمد.او طی دوران فعالیت های حرفه‌ای خود به علاوه بر داستان نویسی به خبرنگاری جنگ، روزنامه‌نگاری و کارشناسی فیلم‌های مستند نیز پرداخته است.