تازه‌های کتاب در ایران  - بخش دوازدهم- اسفند ماه  1394 

 

نسرین پورهمرنگ   


 

پدر کُشی/

کارول اوتس/ ترجمه‌ی حسام جنانی و میترا مظاهری/ نشر نیماژ/ ۱۰۴ صفحه

 اثر جدید جویس کارول اوتس نمایشنامه‌ نویس، شاعرو رمان‌نویس اهل ایالات متحده آمریکا به نام پدر‌کُشی به تازگی به فارسی ترجمه و منتشر شد. ترجمه‌ی این اثر نویسنده‌ی آمریکایی را حسام جنانی و میترا مظاهری با ویراستاری بهاره ارشدریاحی به انجام رسانیدند و نشر نیماژ آن را منتشر ساخته است.

پدرکشی رمانی فمنیستی با مایه‌های طنز است که شرایط زندگی یک دختر میانسال و پدر خودخواهش را به تصویر می‌کشد. پدر مردی اهل ادب و نویسنده است. وی حتی موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات نیز شده است. او ۷۴ سال دارد، اما هنوز هم مردی هوسران و خودمحور است که به تنها دخترش توجه چندانی ندارد.

رول‌ا‌ند مارکس؛ شخصیت مرد داستان و نویسنده‌ی اهل ادبیات تا زمان ابتدای شروع داستان پنج ار ازدواج کرده است و اکنون قصد دارد برای بار ششم در سن ۷۶ سالگی با یک بانوی خبرنگار ازدواج کند. او پس از ازدواج پنجمش برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات می‌شود. اما این جایزه روابط خانوادگی‌اش را به هم می‌ریزد و سرانجام به طلاق کشیده می‌شود. رول اند مارکس ناگزیر می‌شود تا بخش اعظم پول جایزه‌اش را بابت هزینه‌های طلاق به همسرش پرداخت کند.

تصمیم مارکس به ازدواج برای بمرتبه‌ی ششم، همانطور که انتظار می‌رود رابطه‌ی تنش‌آمیز پدر و دختر را خرابتر از گذشته می‌کند. اما در عین حال این تصمیم پیرمرد چرخش طنزآمیزی را در روابط پدر و دختر شکل می‌دهد که بُن مایه‌های طنز کتاب از همین‌جا شکل می‌گیرد.

هدف خانم جویس کارول اوتس نویسنده‌ی کتاب از نگارش این رمان این است که نشان دهد صرف وجود قوانین ازادی و برابری نمی‌تواند به زنها در استقلال رایشان کمک کند. شرایط اجتماعی به گونه‌یی است که آنها با وجود قوانین مساوات طلبانه باز هم ناگزیر از یافتن تکیه گاهی برای تداوم بقای فردی و اجتماعی خود هستند.

در پشت جلد این کتاب آمده است: قرن بیست و یکم است. دوره‌ی آزادی زن‌ها دهه‌ی هفتاد بود. حداقل می‌بایست این طور باشد، اما زن‌ها، اکثریت آن‌ها صرف نظر از سن‌شان، هنوز هم به مردها وابسته‌اند و مردی مشهور همان‌طور زنها را جذب می‌کند که آتش بیدها را؛ مقاومت‌ناپذیر، کشنده. زیباترین پروانه‌ها هیچ چیز را بیشتر از پرتاب خودشان به درون شعله‌هایی که نابودشان خواهد کرد نمی‌خواهند.

جویس کارول اوتس کار نویسندگی را از دهه‌ی ۷۰ میلادی آغاز کرد. او تاکنون بیش از یکصد کتاب نوشته است و برای چند سال متوالی نیز کاندیدای جایزه‌ی نوبل ادبیات بوده است. گرایش‌های فکری او به سمت جنبش های مساوات طلبانه‌ی زنان است. اما همانطور که از آثارش برمی‌اید جویس یک فمنیست افراطی نیست.

از میان کسانی که جویس از آنها تاثیر پذیرفته می‌توان به شارلوت برونته، امیلی برونته، لوئیس کارول، چارلز دیکنز، فیودور داستایفسکی، ویلیام فاکنر، هوارد فیلیپس لاوکرفت، ارنست همینگوی، جیمز جویس، فرانتس کافکا، دیوید هربرت لارنس، فلانری اوکانر و ادگار آلن پو اشاره کرد.

 

از پنجره‌ی مسافرخانه /

 احمدرضا احمدی/ انتشارات کتاب‌سرای نیک/ ۱۹۲ صفحه

 از پنجره‌ی مسافرخانه عنوان رمانی است نوشته‌ی احمدرضا احمدی؛ شاعر نام اشنای کشورمان که به تازگی منتشر شده است. آثار اجمدی تاکنون به صورت شعر منتشر شده بود، اما این بار شاعر حاصل تاملات خود را در قالب رمانی شاعرانه ارائه داده است. اما برای کسانی که با شعرهای احمدرضا احمدی آشنا هستند به نظر می‌رسد که فضای رمان تازه منتشر شده‌اش با فضای شعرهایش مشابهت‌های فراوانی دارد. برای نمونه به این قطعه توجه کنید:

من و تو همه‌ی گوشه‌ها، زاویه‌ها و کل دایره را که در آن محاصره هستیم فراموش کرده‌ایم. چه زود دانستیم که ما در یک دایره سیاه محبوس هستیم. گاهی با کلمه‌ای آتش می‌افروزیم که با آن آتش گرم می‌شویم و سیگار را روشن می‌کنیم دیگر نه اهل معاشرت هستیم نه دلمان برای کسی تنگ می‌شود و نه...

احمدرضا احمدی متولد کرمان است. وی در دوران جوانی به همراه تعدادی از شاعران و اهل قلم که بعدها هریک به شهرتی رسیدند از جمله نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری علاء، مهرداد صمدی، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی، جعفر کوش‌آبادی، مریم جزایری و...گروهی را با عنوان طرفه شکل دادندتا به فعالیت‌های فرهنگی و ادبی بپردازند. وی بعدها فعالیت‌های ادبی و هنری خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیگیری کرد.

احمدی سرودن شعر را از همان سالهای ابتدای جوانی آغاز کرد. اشنایی وی با ادبیات کهن ایرانی و سبک شعر نیمایی سبب شد تا وی مسیری متفاوت را در هنر خود دنبال کند. از آن زمان تاکنون آثار فراوانی از این شاعر پیشکسوت منتشر شده است. اشتغال او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سبب شد تا با دنیای کودکان نیز ارتباط بیشتری برقرار کند و برخی از آثار خود را نیز به این رده‌ی سنی اختصاص دهد.درسال ۱۳۷۸ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در مراسم بزرگداشت احمدرضا احمدی، تندیس مداد پرنده را به وی اهدا کرد.

از جمله آثار احمدرضا احمدی می‌توان به طرح، روزنامه شیشه‌ای، وقت خوب مصائب، ما روی زمین هستیم، نثرهای یومیه، عزیز من، قافیه در باد گم می‌شود، بهاریه، از نگاه تو زیر آسمان لاجوردی، روزی برای تو خواهم گفت، هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود، همه شعرهای من و میوه‌ها طعم تکراری دارند اشاره کرد.

در بخشی از رمان وی آمده است:شاعر را به بیمارستان بردیم، خونریزی معده کرده بود منتظر این حادثه بودیم با آن وضع خوردن، افراط در سیگار، مادر غصه‌های دیگران بودن، تو گفتی وقتی در بیمارستان لباس به تنش می‌کردند یک اسکلت شده بود. دوباره این روزها با همه ناسازگار شده بود از همه چیز ایراد می‌گرفت. حتی همسرش را که خیلی دوست داشت و عاشقش بود مدام تحقیرش می‌کرد همسرش تحملش می‌کرد، مادرش شده بود و در بیمارستان در بیست و چهار ساعت همراه همسرش بالای سرش بودید به همه فحش می‌داد به تنها کسی که فحش نمی‌داد تو بودی فقط از دست تو غذا می‌خورد همه‌ی ولگردان در بیمارستان به دیدارش آمدند همه در دست خوشه‌های انگور داشتند همه‌ی شعرهای شاعر را با هم می‌خواندند شاعر فقط به آن‌ها لبخند می‌زد از پزشکان نفرت داشت.