مرور  کتاب  - بخش هشتم -آبان ماه  1394 

 

نسرین پورهمرنگ   

غول مدفون/

کازئو ایشی گورو / ترجمه‌ی سهیل سمّی/ انتشارات ققنوس/ 392 صفحه

 کازئو ایشی‌گورو نویسنده‌ی انگلیسی ژاپنی‌تبار است. وی به همراه خانواده‌اش در سن 5 سالگی به انگلیس مهاجرت کرد.. ایشی‌گورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کرد. ایشی گورو بعد از پایان تحصیلاتش نویسندگی را به طور جدی ادامه داد. در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناور برندهٔ جایزه‌ی وایت‌برِد و در سال ۱۹۸۹ برای کتاب بازمانده‌ی روز برندهٔ جایزه‌ی بوکر شد. در سال ۲۰۰۸، مجله‌ی تایمز او را در بین ۵۰ نویسنده‌ی برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار داده است. وی هم‌اکنون یکی از نویسندگان شناخته شده‌ی انگلسی است.

رمان غول مدفون که پیش از این نیز به فارسی ترجمه شده بود به عنوان مهم‏ترین رمان سال 2015 به انتخاب روزنامه‌ی گاردین معرفی شده است.

رمان روایتگر زندگی زوج سالخوره‌ای‌ است که برای پیدا کردن فرزندشان که گم‌شده است قصد سفر می‌کنند. این رمان اثری تخیلی است که سفر قهرمانان آن نیز در زمانهای گذشته در دوره‌ای از تاریخ انگلستان -زمان حکومت ساکسون‌ها و بریتون‌ها - اتفاق می‌افتد. ساکسون‌ها و بریتون‌ها پس از جنگی پر آشوب در صلحی که چندان هم به پایداری آن امیدی نیست زندگی می‌کنند. این صلح حاصل نوعی فراموشی است. این نسیان حاصل حضور کوئریگ نوعی اژدها- است که در آن منطقه حضور دارد و نه تنها حس نفرت و خونخواهی که عشق و محبت را نیز از ذهن‌های مردم پاک کرده است.

در بخشی از رمان درباره‌ی اژدهای مرموز آن چنین آمده است: در داخل حفره، موقعیت و حالت پیکر اژدها هیچ تغییری نکرده بود: اگر هم حواس حیوان با نزدیک شدن بیگانه‌ها به او هشدار داده بود و به خصوص، غریبه‌ای که به داخل حفره می‌رفت- هیچ واکنشی که گویای هوشیاری کوئریگ باشد دیده نمی‌شد. آیا حال مهره های پشت حیوان بود که شدیدتر از قبل بالا و پایین می‌رفت؟ آیا در باز و بسته شدن آن چشم با روکش عجیبش هوشیاری جدیدی محسوس بود؟ اکسل مطمئن نبود. اما همان‌طور که به آن موجود خیره شده بود، و حتی در ذهنش به سمت آن بوته دست دراز می‌کرد. اکسل متوجه شد که این تصویر به نظرش واقعی‌تر می‌آمد. چطور آن بوته تک آنجا روییده بود؟ آیا کار خود مرلین نبود تا با آن موجود همراهی داشته باشد؟

 رمانهای ایشی‌گورو معمولا" از زبان اول شخص روایت می‌شوند. راوی داستانهای ایشی انسانی کامل و همه‌چیز فهم نیست و کاستی‌های او همانند سایر انسانها در خلال روایت‌هایش مشخص می‌شود. برخی از رمانهایش در زمان گذشته اتفاق می‌افتند و از مایه‌های تخیلی برخوردارند. مکان داستانهای ایشی نیز آمیزه ای از خیال و واقعیت است. داستانهای او معمولا" بدون نتیجه‌گیری به پایان می‌رسند چون که نویسنده این گونه در آثارش نشان می‌دهد که ریشه‌ی مشکلات شخصیت‌های داستان در گذشته مدفون است و از زمان حال راهی به گذشته متصور نیست. از همین روست که اغلب آثارش از پایانی غم‌انگیز برخوردارند. شخصیت‌ها تسلیم سرنوشت هستند و این تسلیم شدن برای آنها آرامش به همراه دارد.

از بین آثار ایشی گورو، این آثار به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند: منظر پریده‌رنگ تپه‌ها /هنرمندی از جهان شناور/ بازمانده‌ی روز/ تسلی‌ناپذیر/  وقتی یتیم بودیم / هرگز رهایم مکن.

 

دست از این مسخره بازی بردار اوستا/
مویان/ ترجمه‌ی بابک تبرایی/ نشرچشمه/


به تازگی مجموعه‌یی شامل چندین داستان کوتاه از مویان نویسنده ی چینی برنده ی جایزه‌ی نوبل به وسیله‌ی نشر چشمه منتشر شده است که دربرگیرنده‌ی روایت‌ها و تصویرهایی تاسف‌برانگیز از فضای اجتماعی چین در دوران انقلاب فرهنگی این کشور است.
انقلاب فرهنگی نام دوره‌یی مخوف و جنایت‌آمیز در تاریخ سیاسی چین است که به دنبال برتری‌طلبی‌های رهبر این کشور و همسرش اتفاق افتاد. مائو در سال 1966 به همراهی همسرش جیانگ چین دور جدیدی از جنگ قدرت و انحصارطلبی را در حزب کمونیست این کشور اغاز کرد و با نام فرهنگ دست به تصفیه‌های گسترده در نیروهای حزبی و اخراج نیروهای معتدل و میانه رو زد.
ارتشی شامل دانش‌آموزان و دانشجویان احساساتی را با نام گاردهای سرخ ساماندهی کرد تا به دستور وی و خارج از هرگونه تشریفات قانونی مخالفان خود را دستگیر و زندانی سازد. مائو انقلاب سیاه فرهنگی خود را برای تثبیت قدرتش به راه انداخته بود تا آن دسته از رهبران میانه رو حزب که با سیاست‌های وی در جریان برنامه‌ی جهش بزرگ رو به جلو مخالفت کرده بودند را از صحنه خارج سازد. برنامه‌ی ریاضت اقتصادی و سیاسی که طی آن 38 میلیون نفر از دهقانان فقیر که انقلاب کمونیستی برای رهایی آنها به وقوع پیوسته بود از گرسنگی جان سپردند.
مائو ثروت و دارایی‌های مردمش را طی این سال‌ها به نهضت‌های کمونیستی در آسیا و آمریکای لاتین می‌فرستاد تا به اصطلاح برای خود هم‌پیمانانی در سراسر جهان پیدا کند و همچنین مقداری را نیز صرف خرید اسلحه از کشورهای بلوک شرق می کرد.
طی انقلاب فرهنگی مائو به کیش رسمی و حکومتی مردم چین تبدیل شد. تصویر مائو بر ابتدای هرمقاله‌ای باید نقش می‌بست و نیمرخی از سر او به صورت یک آرم بر لباس هرچینی دوخته می‌شد و کتابچه‌ای از سخنان او در دست هر زن و مرد چینی باید دیده می‌شد.
مویان؛ نویسنده ی چینی برنده‌ی جایزه ی نوبل در سال 2012 با بهره‌گیری رئالیسم جادویی و ترکیب آن با رئالیسمِ سیاه این دوران ننگ ونفرت در تاریخ این کشور را در کتابش به تصویر کشیده است.
یک تک‌نگاری نیز در این کتاب به قلمِ مو یان آمده است از دوران هولناک کودکی‌اش. او در روستایی فقیر با مردمانی همیشه گرسنه زندگی می‌کرد. طوری که خود تعریف می‌کند روزی که برای اولین بار زغال‌سنگ شفاف برای بخاری مدرسه‌شان آوردند، آن‌ها گمان کردند خوراکی‌ است و تا انتهایش را خوردند!
دست از این مسخره‌بازی بردار اوستا کتابی است که هم واکنش‌های ادبی را برانگیخت و هم واکنش‌های سیاسی را. اگرچه مویان به عنوان یک نویسنده به ارائه‌ی یک اثر ادبی- اجتماعی پرداخت، اما سیاسیون چپ او را یک نویسنده‌ی راستگرا نامیدند و راستگراها به علت کنایه‌های مویان از او راضی نبودند. و این بین هیچ یک از این سیاسیون ذره‌ای انصاف نداشتند که اثر مویان را تصویری جزئی ازبی شمار جنایت‌های رخ داده در دوران انقلاب فرهنگی بدانند.
مو یان، نام مستعار این نویسنده‌ی چینی به معنای سکوت کن می‌باشد. نام حقیقی او گوان موئه است.شهرت مویان در خارج از چین ابتدا با رمان ذرت سرخ که به اقتباس از آن فیلمی ساخته شد درگرفت.
کتاب دست از این مسخره بازی بردار اوستا اردیبهشت ماه امسال، از سوی نشر چشمه منتشر شده بود که به علت برخی مشکلات توزیع آن تا این اواخر به تعویق افتاد.