تازه های کتاب در ایران  - بخش چهارم- تیر ماه  1393 

 

نسرین پورهمرنگ

 

ارباب زمان/

میچ آلبوم/ ترجمه‌ی مهرداد وثوقی/ انتشارات افراز/ 206 صفحه

اهمیت زندگی و امید به آینده و باور به وقوع تحولات طی زمان که به نوبه‌ی خود می‌تواند حسی از انتظار و امید را بین انسان‌ها ایجاد کند، موضوع رمانی است که ‌ میچ آلبوم رمان نویس آمریکایی- آن را به تحریر درآورده است. استفاده از مضمون‌های اخلاقی و دینی به نویسنده کمک کرده است تا حس‌ باورپذیری نسبت به فرارسیدن آینده‌ای بهتر را در خوانندگانش عمیق‌تر سازد.

نگاه نویسنده به آینده به همراه مرور برخی وقایع گذشته و توصیف دغدغه‌های فعلی شخصیت‌های رمان، درکنار هم درک شفاف‌تری از زمان را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند. فردی که برای رسیدن به آرزوهایش امیدوار است زمان بیشتری دراختیار داشته باشد و یا فردی دیگر که آرزومند طولانی‌تر شدن زمان برای بودن در کنار همسر بیمارش است؛ جملگی نماهایی از اهمیت زمان در زندگی انسان‌ها و آمیختگی دائمی ما انسان‌ها با این عنصر طی دوران حیاتمان است.

روایتگر رمان سوم شخص است و حتی در گفت و گوی بین شخصیت‌ها نیز حضور راوی احساس می‌شود. برای نمونه به این بخش از رمان توجه نمایید: تلاش کنید زندگی بدون زمان را در نظر آورید. احتمالاً نمی‌توانید. با مفهوم ماه، سال و ایام هفته آشنایید. ساعتی روی دیوار یا داشبورد خودرویتان هست. برای غذا خوردن یا تماشای فیلم، برنامه‌ریزی یا تاریخ یا زمانی را در نظر می‌گیرید.

با این‌حال هر آن‌چه پیرامونتان هست زمان را در نظر نمی‌گیرند. پرندگان دیرشان نمی‌شود. آهوها برای گذشت روز تولدشان ناآرامی نمی‌کنند. فقط انسان است که زمان را اندازه می‌گیرد. فقط انسان است که ساعت را به صدا درمی‌آورد. برای همین، فقط انسان است که ترسی فلج‌کننده را در درون دارد که هیچ جاندار دیگری ندارد. ترس از به پایان رسیدن زمان.

ميچ آلبوم 51 سال سن دارد و با انتشار کتاب "سه شنبه‌ها با موری" به شهرت رسید و به فهرست پرفروش‌ها راه یافت. وی همچنین به نوشتن فیلمنامه، متن برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی نیز می‌پردازد. وی نخستين كتاب غيرداستاني‌اش را 12 سال پيش منتشر كرد كه كتاب زندگي نامه يك قهرمان فوتبال بود. میچ آلبوم نویسنده‌ای کم‌کار اما موفق است. از جمله کتاب‌های میچ آلبوم می‌توان به؛ " برای یک روز بیشتر" ، "پنج نفری که در بهشت ملاقات می کنید" و "یک روز دیگر" اشاره کرد که "سه‌شنبه‌ها با موری" پیشتر به فارسی ترجمه شده است.

 

گزینه اشعار یدالله رویایی/

یدالله رویایی/ نشر مروارید

از تو سخن به آرامی/ از تو سخن از به تو گفتن /از تو سخن از تو به آزادی/ وقتی سخن از تو می‌گویم/ از عاشق/از عارفانه/ می‌گویم/ از دوستت دارم/ از خواهم داشت/ از فکر عبور در به تنهایی/ من با تمنای تو/ خواهم ماند/من با سخن از تو/خواهم خواند/ ما خاطره از شبانه می‌گیریم/ما خاطره از گریختن در یاد.

آنچه نقل شد بخشی از شعر از دوستت دارم سروده‌ی شاعر معاصر کشورمان یدالله رویایی است. مجموعه شعرهای بر جاده تهی، آوازها و ترانه‌ها، شعرهای دریایی و از دوستت دارم جملگی در مجموعه‌یی به نام "گزینه اشعار یدالله رویایی" به تازگی منتشر شده است. در این مجموعه نمونه‌هایی درخور توجه از سبک شعری "حجم" گردآوری شده است. شعر حجم گونه‌‌یی از شعر نو فارسی است که در فاصله ی سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ موجودیت خود را به‌طور رسمی اعلام کرد. از جمله بنیانگذاران این نوع شعر یدالله رؤیایی و چند تن از دوستان شاعر وی از جمله پرویز اسلامپور بودند که در همان سال‌ها بیانیه‌ی شعر حجم را نوشتند و این بیانیه نخستین بار در نشریه‌ی ادبی بارو (۱۳۴۸) انتشار یافت.

برخی صاحبنظران براین باورند که شعر حجم شکل بازنگری‌شده‌ی شعر موج نو است که احمدرضا احمدی در سال ۱۳۴۱ با کتاب "طرح" آن را بنیان نهاد؛ نکته ای که مورد تایید بنیانگذاران شعر حجم نیست.

بنیانگذاران شعر حجمی به ضرورت وجود ساختمان، ریتم، علت‌ها و جهت‌ها، ریتم داخلی یک قطعه و قواعد ترکیب در قلمروهای مختلف شعری معتقدند.

مجموعه‌ی پیش‌رو گزیده‌ای از پنج مجموعه شعر است. دفترهای بر جاده تهی، آوازها و ترانه‌ها، از دوستت دارم، شعرهای دریایی و یک مجموعه شعر منتشر نشده در این مجموعه به چشم می‌خورد.

 

زمان در گذر است/

برنار کُمان/ ترجمه‌ی شبنم سنگاری/ انتشارات قطره/ 148 صفحه

زمان در گذر است مجموعه‌یی شامل هشت داستان کوتاه از نویسنده‌ی فرانسوی سوئیسی‌الاصل است که در سال 2011 توانست جایزه‌ی گنکور را برای این نویسنده به ارمغان آورد.

 داستان‌ها به نثری ساده نوشته شده‌اند و از حکایتی پیچیده نیز برخوردار نیستند، اما در سطوح مختلف هر داستان نکات ظریف و دقیقی نهفته است که ضمن اینکه می‌وان این نکات را در همه‌ی داستان‌ها به نوعی دنبال کرد همچنین بر عمق و غنای داستان‌ها نیز اضافه می‌کنند.

شخصیت‌های داستان اغلب یا میانسال هستند و یا کهنسال که تصمیم‌گیری درباره‌ی موضوعاتی مهم ذهن آنها را به گذشته و سال‌های جوانی زندگی‌شان معطوف می‌کند. شخصیت‌ها جنب و جوش و تحرک و نشاطی سالهای جوانی خود را از دست داده‌اند از همین رو افسرده به نظر می رسند و فضای حاکم بر داستان‌ها نیز فضای افسردگی است. نویسنده در ابتدای کتاب خود به این موضوع اشاره می کند و چنین می‌نویسد: در فرهنگ کوبا، احساس افسردگی به استعاره با واژه گنجشک (gorrion) نشان داده می‌شود. در ترکیب (tener gorion) ترکیبی که معنی تحت‌اللفظی آن گنجشک لال است و در اصطلاح، معادل افسرده بودن است. دقیقاً به خاطر همین سکوت و بی صدا بودن گنجشک است که در کوبا آن را نماد افسردگی... معرفی می‌کند.

شخصیت‌های این مجموعه داستانها همگی به نوعی درگیر افسردگی و اندوه و احساس غربت می باشند و خود را در دام روزمرگی بی‌پایانی گرفتار می بینند، گویا که راه چاره‌ای جز اینکه منتظر مرگ و پایان زندگی خود بنشینند ندارند.

در واقع گذر زمان و تاثیر آن بر روند ذهنی و رفتاری انسان مایه‌ی اصلی این داستانها را تشکیل می دهد. اما نویسنده نمی‌خواهد تا شخصیت‌های داستانهایش تسلیم گذر زمان شوند. او پیشنهادی برای آنها دارد: " بازیابی دوباره خود در قسمت‌های خاص از زندگی و دوره کردن برخی از قسمت‌های اصلی آن." اگر شخصیت‌ها موفق به انجام این کار شوند خواهند توانست بخشی از افسردگی که آنها را در احاطه‌ی خود گرفته است را از خود دور سازند.

این کتاب در اصل شامل 9 داستان کوتاه بوده که هشت عدد از آن‌ها به فارسی ترجمه شده است. این داستان‌ها شامل شناوری، پسر، آفساید، نباید از خود چیزی به جا گذاشت، خبر دریا، تصحیح و قطع برق هستند.

در بخشی از داستان قطع برق چنین آمده است:

زمزمه‌های جدیدی دهان به دهان در سالن می‌پیچد. خاموشی سراسری کل کشور را فلج کرده بود. در حالیکه کل سیستم از کار افتاده و تمامی راه‌های ارتباطی مسدود است، این خبرها چگونه به اینجا رسیده است؟ در قسمت ورودی سالن آمد و شدهایی به چشم می‌خورد، به نظر تدابیری برای کمک به مردم در نظر گرفته شده، مسئول ورود و خروج و یکی از کارمندان که تا همین حالا در سالن حضور نداشتند، از بین ردیف‌ها می‌گذرند و پتوی امداد بین مردم توزیع می‌کنند، بله هوا بسیار سرد است، ناگهان خیلی سرد شده است، دستگاه تهویه مطبوع ساعت‌هاست که از کار افتاده. من نیز یک بطری آب خواستم، اما چه وقت نوبت من می‌رسد، پاسخ می‌دهند که آب تمام شده است، باید منتظر باشیم که آذوقه‌های جدید از راه برسد. تشنه‌ام است.

زن جوان گویی که از دیدن این اوضاع و شرایط یکه خورده باشد، یک لحظه مبهوط ماند سپس خودش را جمع کرد و ناگهان با حس بذله‌گویی یا حسی شبیه به آن گفت: در این مواقع است که می‌توان الگوهای رفتار شناسی جامعه را مورد بررسی قرار داد، از حرف خودش به خنده افتاد...

کفش‌ها را از پا درآورد و درحالیکه مستقیما روی زمین دراز کشید، پتو را روی خود انداخت. با صدایی آرام و سرشار از همدلی، برای من شب خوشی آرزو کرد، و کف دست چپش را پشت دست راست من قرار داد، گویی می‌خواست آرامم کند، یا شاید هم می‌خواست به من دلگرمی دهد...