تازه های کتاب در ایران  - بخش هشتم- آبان ماه  1393 

 

نسرین پورهمرنگ

   

جزیره‌ی شاتر/

دنیس لِهین/ ترجمه‌ی کوروش سلیم‌زاده/ 435 صفحه

جزیره‌ی شاتر یکی از رمانهای مشهور دنیس لهین است که با ترجمه‌ی کوروش سلیم‌زاده منتشر شده است.

دنیس لهین نویسنده‌ی آمریکایی اهل بوستون است که در سال 1965 دیده به جهان گشود. وی پنجمین فرزند یک خانواده‌ی کارگری بود که به سختی روزگار خود را سپری می‌کردند و مادرش نیز برای کمک به امرار معاش خانواده در کافه تریای یک مدرسه به کار مششغول بود. پدر و مادرش هردو مهاجرانی بودند که از ایرلند به آمریکا مهاجرت کرده بودند.

دنیس لهین با آنکه در غرب نویسنده‌ای سرشناس و پُرکار است اما در ایران فقط به عنوان نویسنده‌ی فیلمنامه‌های مشهوری همچون رودخانه‌ی مرموز، ساخته‌ی کلینت ایستوود، بچه‌ی گمشده ساخته‌ی بن اَفلِک و جزیره‌ی شاتر ساخته‌ی مارتین اسکورسیزی شناخته شده است.

جزیره ی شاتر نخستین رمانی است که از این نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی در ایران ترجمه و منتشر شده است.

 لِهِیْن تاکنون دوازده رمان و یک مجموعه داستان کوتاه منتشر نموده که تقریباً همه‌ی این آثاردر فهرست آثار پُرفروش‌ مجله‌ی نیویورک‌تایمز جای گرفته‌اند وتاکنون جایزه‌های ادبی فراوانی را نیز از آنِ خود نموده است.

لِهِیْن فیلم‌نامه‌ی بعضی از فیلم‌ها و سریال‌ها از جمله چند قسمت از سریال  دیدنی The Wire را نوشته و گاهی هم برای تفریح در نقش خودش در سریال Castel به ایفای نقش پرداخته است. جزیره‌ی شاتر آن‌طور که لِهِیْن گفته حاصل علاقه‌اش به رمان‌های گوتیک، فیلم‌های رده‌ی ب و فرهنگ پالپ است.

جزیره‌ی شاتر داستان زندگی یکی از نظامیان آمریکایی است که پس از اعتراض به برخی مسائل در حوزه ی خدمتش به جزیره‌ای دورافتاده تبعید می شود. مترجم کتاب درباره ی دلایلش برای انتخاب این اثر برای ترجمه می‌گوید:راستش دلایل متعددی دارم، اول این‌که اگر فیلمی به خوبی "جزیره‌ی شاتر" یا "رودخانه‌ی مرموز" از کار درآمده، آن هم به وسیله‌ی دوتا از بهترین کارگردان‌های معاصر، پس حتماً منابع اقتباسی آن‌ها هم ــ که هر دو از یک نویسنده هستند ــ باید چیز دندانگیری باشد. یعنی کتابی که ارزش دست‌کم یک سال وقت گذاشتن برای ترجمه و مخاطرات مربوط به آن را دارد. دوم این‌که کتاب‌هایی که با گوشه‌چشمی به سینما نوشته شده‌اند، مثلاً مجموعه آثار دنیس لِهِیْن، در مقایسه با آثاری که جنبه‌ی ادبی قوی‌تریدارند، مثلاً آثار "جاناتان فرنزن"، اندکی راحت‌تر به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شوند. از آن‌جایی که احترام بسیاری برای ادبیات قایل هستم، به خودم این اجازه را نمی‌دهم که به سراغ آثاری بروم که برگردان آن‌ها به زبان فارسی به دانش گسترده‌تری، هم در زبان مبدأ و هم در زبان فارسی، از آن‌چه من در اختیار دارم، نیاز دارد. ما به اندازه‌ی کافی مترجم‌هایی داریم که کارشان انتخاب شاهکارهای ادبی و به دست دادن ترجمه‌هایی غیرقابل خواندن از آن‌هاست. نمونه‌ها آن‌قدر زیاد و آشنا هستند که فکر نمی‌کنم به مثال آوردن نیازی باشد. الان به‌نظرم بازار نشر به گونه‌ای‌ است که مترجم یک اثر از نویسنده‌ی آن مهمتر است، به این دلیل ساده که خواندن یک کتاب متوسط با ترجمه‌ای خوب، به مراتب بهتر از خواندن کتابی خوب با ترجمه‌ای بد است.

در بخشی از این رمان چنین می خوانیم: دو سال از مرگ دُلورِس می‌گذشت، بااین‌حال هنوز هم شب‌ها در خواب به سراغ تدی می‌آمد. حضورش در رویاهای تدی چنان قوی بود که گاه صبح که از خواب برمی‌خاست برای چند دقیقه فکر می‌کرد دُلورِس در آشپزخانه است و یا روی ایوان آپارتمان‌شان در باتن‌وود ایستاده و قهوه می‌خورد. این البته حقه‌ی کثیف و سنگ‌دلانه‌ای از سوی ذهنش بود، بااین‌حال تدی خیلی وقت بود که منطق وجودی آن را پذیرفته بود. بیدار شدن از خواب، هر چه باشد، شباهت گریزناپذیری به تولد دوباره دارد. شما بدون هیچ گذشته‌ای از خواب برمی‌خیزید بعد چند خمیازه و بازوبسته کردن چشم‌های‌تان، گذشته‌تان را از نو جمع می‌کنید. تکه‌های خاطرات‌تان را بُر می‌زنید و براساس تقدم و تأخر زمانی مرتب می‌کنید، تا خود را برای رودررویی با زمانِ حال آماده کنید.

 

شاگرد قصاب/

پاتریک مک‌کیب/ ترجمه‌ی پیمان خاکسار/ ۲۲۱ صفحه/ نشر چشمه

پاتریک مک کیب؛ نویسنده‌ی ایرلندی که در سال 1955 به دنیا آمد بیش از همه به خاطر رمانهای اعتراضی سیاهی که درباره‌ی جامعه‌ی معاصر خود نوشته است، شناخته شده می باشد. وی 2بار به خاطر داستان‌های کوتاهش نامزد دریافت جایزه‌ی بوکر شد.

شاگرد قصاب یکی از آثار معروف این نویسنده ی ایرلندی است که از زبان پسربچه‌ای روایت می شود که از اختلال روانی رنج می برد. زبان روایی داستان آمیزه‌ای از جریان سیال ذهن و اول شخص است و زمان وقوع حوادث داستان در دهه‌ی 60 میلادی است.

به گفته‌ی مترجم این اثر؛ روایت این رمان توسط پسرکی انجام می‌شود که نمی‌توان به حرف‌هایش اعتماد کرد. او وسواس‌هایی عجیب و خانواده‌ای نابسامان دارد. شیوه روایت این رمان، بسیار پراکنده است. اما به هرحال جذاب است و سبک نوشتن نویسنده، در عین عجیب و غریب بودن، همدلی خواننده را برمی‌انگیزد.

روایت عجیب و غریب و قهقرایی داستان که حاصل ذهن بیمار کودک می‌باشد، خواننده را با درک شرایطی عجیب مواجه می‌سازد. داستان هرچه به پیش می رود بر بهت زدگی خواننده می‌افزاید؛ زیرا هرآنچه اتفاق می‌افتد در ذهن راوی است. رفتارهای پسرک نوجوان، از دعواها و مشاجره‌هایی که انجام می‌دهد تا کُتک‌کاری و قتل، جملگی با منطق جنون‌آمیزی که او دارد روایت می‌شود و خواننده نمی‌تواند از وقوع عینی این حوادث در عالم واقعیت اطمینان حاصل کند. دانای کلی در این داستان حضور ندارد تا به خواننده در درک شرایط واقعی از آنچه که کودک خود تصور می‌کند، کمک نماید.

رمان شاگرد قصاب برنده جایزه آیریش تایم ، و در ردیف کاندیداهای نهایی بوکر ۱۹۹۲ بوده است.

  

زمان لرزه/

کورت ونه گات/ ترجمه‌ی مهدی صداقت پیام/ انتشارات مروارید/281 صفحه

    کورت ونه گات؛ نویسنده‌ی آمریکایی آلمانی‌الاصل است که آثارش در سراسر جهان با استقبال فراوان خوانندگان مواجه شده است. زبان طنز‌امیز آثار و نوشته‌هایش با وجود موضوعات غم‌انگیزی همچون جنگ، سلاحهای کشتار جمعی، بیماری‌های بدون علاج همه‌گیر و ... که برای زمینه‌ی کارش برمی‌گزیند، خوانندگان فراوانی از همه ی ملیت‌ها را به خود جذب ساخته است.

کورت ونه‌گوت در سال 1922 در شهر ایندیاناپولیس در ایالت ایندیانای آمریکا به دنیا آمد. در رشته‌ی زیست‌شیمی از دانشگاه کورنل فارغ‌التحصیل شد. این دوره از زندگیش همزمان شد با وقوع جنگ جهانی دوم در اروپا و سایر کشورها. به ارتش پیوست و عازم مناطق جنگی در کشورهای اروپایی شد.

ونه گات در جنگ بی‌تجربه تر از آن بود که یک سرباز کارکشته برای فرمانده‌اش به حساب بیاید. خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کرد به دست نیروهای آلمانی اسیر و در درسدن زندانی شد. اگرچه باید زندانی شدن را برای او یک شانس به حساب آورد که مانع از کشته شدن وی در میدان‌های جنگ شد.

البته در زندان نیز شاهد بمباران‌های متفقین و وحشیگریهای سربازان آلمانی بود که برای همیشه تاثیراتی عمیق و دردناک بر روحیه‌ی وی برجای گذاشت و جنگ به تم‌مایه‌ی اصلی آثارش بدل شد.

پس از پایان جنگ و آزادی از زندان متفقین به ایالات متحده بازگشت. در دانشگاه شیکاگو به تحصیل در رشته‌ی مردم‌شناسی پرداخت و سپس به عنوان تبلیغات‌چی برای شرکت جنرال الکتریک مشغول به کار شد. در سال ۱۹۵۱ با انتشار نخستین کتابش با عنوان پیانوی خودکار کار در شرکت را رها کرد و به صورت تمام وقت به نویسندگی مشغول شد.

کتاب زمان لرزه در سال 1997 منتشر شد و پس از آن ونه‌گات اعلام کرد که دیگر کتابی نخواهد نوشت. او در این کتاب نیز همچون سایر آثارش با منحرف شدن از پیرنگ داستان می‌کوشد تا به خواننده در تمام طول مسیر این خودآگاهی را بدهد که در حال خواندن یک رمان است و مبادا غرق همذات پنداری با شخصیت‌های رمان شود. وی این کار را با استفاده از زبان طنز و کاربرد واژه‌های غیرمتعارف دنبال می‌کند. مرور بخش‌هایی از رمان زمان‌لرزه شیوه‌ی متفاوت ونه گات را در خلق اثارش نمایان می‌سازد:

   من در سخنرانی‌هایم می‌گویم یکی از وظایف مهم هنرمندان این است که دست‌کم به اندازه ی سرسوزنی مردم را به ادامه‌ی زندگی تشویق کنند. آن وقت حضار می پرسند آیا هنرمندانی را می‌شناسم که موفق به انجام این کار شده باشند، من هم جواب می‌دهم: بیتلز.

به نظرم تکامل‌یافته ترین مخلوقات زمینی، زنده بودن را شرم‌اور و حتی چیزی بدتر از آن می‌دانند. دیگر چه برسد به موارد بحرانی‌تر، مثل وقتی که آرمانگرایان به صلیب کشیده می شوند. دو نفر از زنان مهم زندگیم؛ یکی مادرم و دیگری تنها خواهرم آلیس یا آلی، که همینک آن بالا در بهشت‌اند، از زندگی متنفر بودند و آن را با صراحت بیان می‌کردند. آلی فریا می زد: تسلیم، تسلیم!

مارک توآین بامزه‌ترین آمریکایی دوران خودش، در هفتادسالگی مثل من به این نتیجه رسید که زندگی برای خودش و دیگران آکنده از فشارهای روحی است و این چنین نوشت:از زمانی که به بلوغ رسیده‌ام هرگز دلم نخواسته است کسی از دوستانم که به دیار باقی شتافته، دوباره زنده شود. او این جملات را در مقاله‌ای آورده که پس از مرگ ناگهانی دخترش ژان نوشته است.ژان و یکی دیگر از دخترهایش سوزی و همسر محبوبش و بهترین دوستش؛ هنری راجرز از جمله کسانی بودند که او هرگز مایل نبود به زندگی برگردند.

کورت ونه‌گات در روز ۱۱ آوریل ۲۰۰۷ در سن هشتاد و چهار سالگی در منزل شخصی خود درگذشت. علت مرگ وی صدمه مغزی ناشی از سقوط اعلام شد