تازه های کتاب در ایران  - بخش هفتم - مهر ماه  1392 

 

نسرین پورهمرنگ

  

تخم‌مرغ‌های شوم/

میخاییل بولگاکف/ ترجمه‌ی پونه معتمد/ 155 صفحه/ انتشارات مروارید

   رمان تخم‌مرغ‌های شوم اثر میخاییل بولگاکف؛ نویسنده‌ی سرشناس روسی برای سومین بار در ایران ترجمه و منتشر شد. البته این ترجمه مستقیم از زبان روسی به فارسی صورت گرفته است.

این نخستین اثر  بولگاکف است که از زبان اصلی (روسی) به فارسی ترجمه شده است. نخستین ترجمه از این اثر در سال 1382 منتشر شد.

این کتاب علاوه بر یک مقدمه که ویژگی‌های کتاب را شرح می‌دهد، از 12 بخش با عناوین نگاهی به زندگینامه پروفسور پرسیکف، جعد رنگین، کشف پرسیکف، درزدوا، زن کشیش، ماجرای مرغ‌ها، مسکو در ژوئن سال 1928، رُک، واقعه ساوخوز، آش زنده، فاجعه، مبارزه و مرگ و خداوند سرما در ماشین تشکیل شده است.

ولگاكف با نام كامل میخاییل ‌آفاناسیویچ بولگاكف در سال 1940 میلادی و در سن 49 سالگی از دنیا رفت. وی در طول همین مدت توانست به رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویسی سرشناس در کشورش تبدیل شود.

تخم مرغ‌های شوم نیز در زمان انتشارش توانست توجه منتقدان صاحبنام روسیه را به خود جلب کند. از جمله ماکسیم گورکی، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و مقاله‌نویس انقلابی روس، رمان تخم‌مرغ‌های شوم را اثری استادانه و جذاب معرفی کرده است.

بولگاكف که در نخستین سالهای جوانی وارد دانشکده‌ی پزشکی شد و حدود هفت سال نیز در آنجا ادامه تحصیل داد، اما نتوانست خود را از دلبستگی اصلی‌اش که ادبیات بود جدا سازد. وی همزمان با تحصیلش به نوشتن آثار ادبی پرداخت. مشهورترین اثر وی مرشد و مارگاریتا است که در ایران نیز ترجمه و منتشر شده است.

علاوه بر مرشد و مارگاریتا، آثاری چون دست‌نوشته‌های یک مرده، دل سگ، نفوس مرده، گارد سفید و برف سیاه در ایران ترجمه و منتشر شده است.

 

منطقه‌ی مرده/

استیفن کینگ/ ترجمه‌ی سما قرایی/ نشر قطره/ 572 صفحه

رمان منطقه‌ی مرده روایتگر زندگی مردی روایت است که قادر به کشف رازهای درون انسان‌هاست.

این رمان که در ژانر وحشت نوشته شده است در سال 1979 با عنوان The Dead Zone منتشر شد.

استفن کینگ؛ نویسنده‌ی آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.

استقبال از آثار کینگ آن‌چنان فراوان بوده که تاکنون بسیاری از آنها موضوع اقتباس فیلم‌های سینمایی پرفروش شده است.

جان اسمیت، شخصیت‌ اصلی رمان منطقه‌مرده در تصادفی مجروح می‌شود و حدود پنج سال در کما به سر می‌برد. وقتی هوشیاری‌اش را به دست می‌آورد قادر به درک و مشاهده رازهایی ترسناک است و این توانایی لحظات وهم‌آور داستان را رقم می‌زند.

در بخشی از این کتاب آمده است: زمانی که جان اسمیت از کالج فارغ‌التحصیل شد، دیگر خیلی وقت بود که خاطره روی یخ افتادن ژانویه سال 1953 را فراموش کرده بود. حتی چند سال پیش از آن، یعنی وقتی که دبیرستان را تمام کرده بود، به سختی یادش می‌آمد که در آن اتفاق چه بلایی سرش آمده بود. پدر و مادرش هم که اصلا از جریان خبر نداشتند...

برخی براین اعتقادند که کینگ این رمان را بر اساس یک ماجرای واقعی نوشته که در آن فردی به نام پیتر هورکوس از نردبان سقوط می‌کند و بعد از این حادثه مدعی می‌شود که با دست کشیدن بر اجسامی که به افراد مختلف تعلق دارد، قادر به کشف رازهای آن‌هاست. پیتر هورکوس در جنگ جهانی دوم با همین توانایی توانست به ارتش هلند کمک‌های فراوانی نماید.

استیفن کینگ تاکنون دهها داستان و کتاب منتشر کرده و به عنوان یکی از پرکارترین نویسندگان داستان‌های ترسناک شناخته شده است. او در سال ۲۰۰۲ به علت ضعف و بیماری از نویسندگی اعلام بازنشستگی کرد، اما وسوسه س نوشتن مانع از آن شد که وی بتواند بر گفته‌ی خود پایدار بماند و از آن زمان چندین کتاب دیگر نیز منتشر کرده است.

 

خانم صاحبخانه/

فئودور داستایوسکی/ ترجمه‌ی پرویز داریوش/ نشر بوتیمار/ 100 صفحه

خانم صاجبخانه دربردارنده‌ی ده رمان کوتاه از نویسنده‌ی شهیر روسی فئودور داستایفسکی است

که مترجم ترجمه‌ی خود را از روی اقتباس دو مترجم فرانسوی، انجام و نتیجه با ترجمه انگلیسی تطبیق داده شده است. پرویز داریوش؛ مترجم این اثر در مقدمه‌ای که نوشته است به تفاوت‌های ترجمه‌ی انگلیسی اثر و اقتباس فرانسویان پرداخته و توضیحاتی درباره‌ی این داستان نوشته است.

ماجراهای رمان صاحبخانه در شهر سن پترزبورگ رخ می‌دهد و داستان روایتگر زندگی فردی به نام اردنیف است که مجبور به تغییر محل سکونت خود می‌شود. محور اصلی ماجرای این رمان، دلدادگی اردنیف به کاترینا است.

رمان خانم صاجبخانه در سال 1847 میلادی نوشته شد و واکنش‌های متفاوتی با آن صورت گرفت.

عده‌ای از منتقدان این اثر را فاقد ارزش ادبی دانستند و عده‌ای دیگر نیز او را به سرقت ادبی متهم کردند.

واقع امر این است که این داستان بی‌شباهت به زندگی شخصی داستایفسکی نیست. روابط عاطفی داستایفسکی در دوره‌ای از زندگی‌اش شباهت‌های با اردنیف دارد.

این رمان داستان مردی نیمه‌دیوانه و از دنیا گریزانی است که می‌کوشد تا تلافی همه‌ی تلخی‌‌های زندگی‌اش را سر فردی بیچاره‌‌تر از خودش تلافی کند. این میان خود اسیر عشقی می‌شود که زنی بیچاره تقدیم او کرده است.

گفتنی این‌که ترجمه‌ها‌ی مختلف از این اثر در سال‌های گذشته به وسیله‌ی ناشران مختلف به چاپ رسیده است و به تازگی با عنوان بانوی میزبان با ترجمه سروش حبیبی از سوی نشر ماهی هم منتشر شده است.

 

دیدن دختر صد درصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل/ 

هاروکی موراکامی/ ترجمه‌ی محمود مرادی/ نشر ثالث/ 132 صفحه

مجموعه‌ی داستانی دیدن دختر صد درصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل نوشته‌ی نویسنده‌ی ژاپنی هاروکی موراکامی، با ترجمه محمود مرادی به چاپ ششم رسید.

در این مجموعه‌ی خواندنی، داستان‌های کوتاهی با نام‌های بیدنابینا، زن خفته، سال اسپاگتی، میمون شیناگاوا، قلوه سنگی که هر روز جا‌به‌جا می‌شود، دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، اسفرود بی دم و مرد یخی به چشم می‌خورند.

نثر داستان‌های این محموعه نیز همچون سایر آثار این نویسنده ساده و روان است و روایتی از زندگی روزمره‌ی شخصیت‌های داستان در آن به چشم می‌خورد و برشی از زندگی روزانه‌ی افراد در آنها توصیف شده است.

نمونه‌ای از نثر موراکامی در داستان دیدن دختر صد درصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل چنین است: مرد جوان در حالی که راه خود را از میان بیدهای نابینای تنومند باز می‌کرد، به تپه رسید. از زمانی که بیدها تپه را اشغال کرده بودند او اولین کسی بود که توانسته بود از تپه بالا برود. کلاهش را تا روی چشم‌ها پایین کشید. با یک دست انبوه مگس‌هایی را که در اطرافش وزوز می‌کردند کنار می‌زد و بالا می‌رفت تا بتواند دختر را ببیند، تا او را از آن خواب عمیق و طولانی بیدار کند.

از هاروکی موراکامی تاکنون داستان‌های فراوانی در ایران ترجمه و منتشر شده است که از جمله می‌توان به كافكا در كرانه، پس از تاریكی، داستان‌های روز تولد، گربه‌های آدمخوار، چاقوی شكاری و سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا با ترجمه مهدی غبرایی، از دو كه حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم با ترجمه مجتبی ویسی، نفر هفتم با ترجمه محمود مرادی، كافكا در ساحل با ترجمه گیتا گركانی، ابرقورباغه و پای عسلی و داستان‌های تولد با ترجمه فرناز حائری و آسیه و پروانه عزیزی اشاره کرد.  همچنین برخی آثار به وسیله‌ی ناشران و مترجمان مختلف با عناوینی مشابه به چاپ رسیده‌اند.

داستان‌های این نویسنده ی ژاپنی به بیش از 40 زبان دنیا ترجمه شده ‌است و خوانندگان آثار ادبی از کارهای او استقبال کرده‌اند.

موراکامی طی چند سال اخیر همواره به عنوان یکی از کاندیداهای دریافت جایزه نوبل ادبیات مطرح شده‌است، اما هنوز نتوانسته ‌است این جایزه را از آن خود نماید.