تازه های کتاب در ایران  - بخش‌ یازدهم - بهمن ماه  1392 

 

نسرین پورهمرنگ

  

هوپاتیا/

سندی دونوان/ ترجمه‌ی فاطمه شاداب/ انتشارات ققنوس/ 111 صفحه

انتشارات ققنوس مجموعه‌یی با عنوان شخصیت‌های تاثیر‌گذار منتشر می‌کند که نسخه‌ی اخیر این مجموعه به شخصیت زنی ریاضیدان و فیلسوف با عنوان هوپاتیا اختصاص دارد.

هوپاتیا زنی یونانی در قرن چهاردهم میلادی در اسکندریه می‌زیست. او در فلسفه و ریاضی از دانش و شهرت درخور توجهی برخوردار بود و در علم نجوم نیز تبحر داشت.

هوپاتیا به به علوم زمان خود تسلط داشت و از قدرت کلام بی‌نظیری برخوردار بود. همین امر او را به معلمی محبوب تبدیل ساخته بود. شهرت هوپاتیا در زمان خود از مرزهای نحل سکونتش عبور کرده و به کشورهای همسایه نیز رسیده بود. همین امر سبب شده بود تا بسیاری از علاقمندان علوم از کشورهای مختلف برای شرکت در کلاس‌های او به اسکندریه آمد و شد نمایند  و برای شنیدن سخنان او جمع ‌شوند.

اما این معلم کم‌نظیر همچون همه‌ی دوران‌ها از تیر کینه ی حاسدان درامان نماند وی و به دست مسیحیان و با تحریک کلیسا به اتهام جادوگری کشته شد.

در بخشی از کتاب آمده است: درباره‌ی دوران کودکی هوپاتیا اطلاعات ناچیزی در دست است، ولی آنچه مسلم است این‌که او دختر بچه‌ای معمولی نبوده است؛ در دورانی که اغلب دختران جوان در خانه کنار دیگر زنان خانواده می‌ماندند، هوپاتیا از پدرش درس‌هایی درمورد جهان می‌گرفت. در آن زمان تفاوت طبقاتی در اسکندریه کاملا مشهود بود. هوپاتیا که عضوی از جامعه‌ی فرهیخته بود، احتمالا با رهبران سیاسی و صاحبان توانگر بازرگانی‌های بزرگ در ارتباط بوده ولی با مردم عادی ارتباطی نداشته است.

قتل در خیابان‌ها، شهر دانش، دختر تئون، افلاطونیان، کافران و مسیحیان، درگیری بین علم و دین، ویرانی یک معبد، اسقف اعظم بی‌رحم، پایانی غم‌انگیز و میراث یک فیلسوف عنوانهای کتاب هوپاتیا را تشکیل می‌دهند.

 

اومون را/

ویکتور پلوین/ ترجمه‌ی پیمان خاکسار/ نشر زاوش/ 164 صفحه

وقتی بیدار شدم زمین دیگر معلوم نبود. تنها چیزی که از طریق لنزها می‌دیدم سوسوی محو ستاره‌های دوردست بود. وجود معلق و بی‌تکیه‌گاه یک کره‌ی عظیم و سوزان را تصور کردم در ظلمات سرد، میلیون‌ها کیلومتر دورتر از نزدیک‌ترین ستاره‌ها، آن نقاط کوچک درخشانی که نورشان برای ما تنها گواه وجودشان است چون یک ستاره می‌تواند بمیرد و با این‌حال نورش میلیون‌ها سال در تمامی جهات حرکت کند. پس ما در حقیقت هیچ‌چیز راجع‌به ستارگان نمی‌دانیم جز این‌که زندگی‌شان وحشتناک و بی‌معناست، چرا که تمامی حرکات‌شان در فضا از پیش تعیین شده و این قوانین مکانیک و جاذبه‌اند که احتمال هرگونه برخورد تصادفی را از بین می‌برند.

آنچه نقل و قول شد بخشی از متن رمان اومون را اثر ویکتور پلوین، رمانی پرفروش در روسیه است که با ترجمه‌ی پیمان خاکسار از نسخه‌ی انگلیسی این اثر، منتشر شده است.

سفر به فضا محور اصلی این رمان است که با سبکی پست مدرن و درونمایه‌های فلسفی به داستان زندگی پسربچه‌ای می‌پردازد که عاشق سفر به فضا است. روایت‌های تخیلی و فضاهای ترسناک داستان، آنرا به اثری متفاوت در ادبیات معاصر روسیه تبدیل کرده است.

این رمان در سال 1992 میلادی منتشر شد و ترجمه‌ی انگلیسی آن با عنوان Omon Ra نیز در سال 1996 میلادی به چاپ رسید.

پلوین در شمار یکی از پرخواننده‌ترین رمان‌نویس‌های معاصر روسیه است که اغلب آثار او با شمارگان بالای 100 هزار نسخه در روسیه منتشر می‌شود. چندین فیلم سینمایی نیز با اقتباس از برخی رمان‌های او  ساخته شده است.

 

 پایان دوئل/

خورخه لوییس بورخس/  ترجمه‌ی علی معصومی/ نشر بوتیمار/ 112 صفحه

   پایان دوئل عنوان مجموعه داستانی است از خورخه لوییس بورخس؛ داستان نویس شهیر آرژانتینی. در این مجموعه داستان‌ها که به ظاهر از یکدیگر مستقل می‌باشند اما از مضمون‌هایی مشترک و به‌هم پیوسته برخوردارند، نویسنده به وضعیت اجتماعی کشور زادگاهش - آرژانتین- پرداخته است.

وضعیت زندگی قشرهای پایین اجتماعی مورد علاقه‌ی بورخس است و اینکه اعضای این طبقات در زندگی روزمره  و مبادلات رودر روی خود چگونه رفتار می‌کنند، موضوعاتی است که بورخس آنها را به تصویر کشیده است.

داستانهایی که در این مجموعه گرد آمده‌اند از کتابی به نام  داستان‌ها انتخاب شده‌اند و نویسنده آنها را بعد از بازگشت از اسپانیا نوشته است.

خورخه لوئیس بورخس در 1899 میلادی، در بوئنوس آیرس در خانواده‌ای اهل ادب و هنر متولد شد. وی از برجسته‌ترین نویسندگان آمریکای لاتین به شمار می‌رود. شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان‌های کوتاه است.

بورخس نخستین دفتر شعر خود با عنوان شور بوئنس آیرس، در بیست و چهار سالگی منتشر کرد. سال‌ها بعد به عنوان استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه بوئنوس آیرس منصوب شد. قبل از آن رئیس کتابخانه ملی آرژانتین هم بود.

وی هیچ گاه به نوشتن رمان علاقه‌ای نداشت. داستانهای کوتاه‌ وی را انقلابی در فرم داستان کوتاه کلاسیک می‌دانند. بعدها منتقدین از وی به عنوان نویسنده‌ی پست مدرن نام بردند.

بورخس اگرچه بارها نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات شد اما هیچگاه برنده‌ی آن نشد. با این وجود جایزه‌ی ملی ادبیات آرژانتین را از آن خود کرد.

بورخس به مرور زمان بینایی خود را از دست می‌داد و قبل از مرگ کاملاً نابینا شد. وی در زمان تصدی ریاست کتابخانه‌ی ملی آرژانتین، تقریباً نابینا بود

برخی از آثار او به فارسی نیز ترجمه شده است که از جمله می‌توان به  ویرانه‌های مدور، کتابخانه بابل، اطلس، هزارتوهای بورخس ، کتاب موجودات خیالی و اولریکا وهشت داستان دیگر اشاره کرد.

  

هنوز آلیس/

 لیزا جنوا/ ترجمه‌ی شهین احمدی/ انتشارات معین/ 318 صفحه

رمان هنوز آلیس اثر لیزا جنوا با ترجمه شهین احمدی منتشر شد. این رمان درباره زندگی استاد یک دانشگاه است که به بیماری دشواری مبتلا شده است.

هنوز آلیس، داستان زندگی یک استاد دانشگاه هاروارد است که روانشناسی شناخت و زبانشناسی تدریس می‌کند. اما  زمانی‌که هنوز در دوران اوج زندگی حرفه‌ای خود به‌سر می‌برد و در سن پنجاه سالگی دچار بیماری آلزایمر می‌شود.

 آلیس در طول زندگی حرفه‌اییش بارها درباره‌ی  توانایی‌های ذهن خوانده و نوشته و تدریس کرده بود و حالا خود شاهد تخریب هرروزه‌ی مغزش است  و نویسنده با توانمندی، خواننده را مرحله به مرحله  پیش می‌برد و با آلیس همراه می‌سازد.

نویسنده به ذهن متلاطم شخصیت اصلی داستان وارد می‌شود و هراس و دغدغه‌های او را به تصویر می‌كشد.بیان این دغدغه‌ها به ارائه‌ی تصویری عحیب از دنیای ذهن به مخاطب منجر می‌شود.

 جنوا؛ نویسنده‌ی داستان خود دارای مدرک دكترای عصب‌شناسی است و آثار داستانی‌اش با بهره‌گیری از دانستة های علمی خود، به روایت‌های جذابی از زندگی شخصیت‌هایش دست می‌زند که خواننده را متحیر و به دنبال خود می‌کشد.

رمان هنوز آلیس اثر لیزا جنوا در سال 2010 با عنوان Still Alice منتشر شد. شهین احمدی این رمان را در سال 1390 ترجمه و برای انتشار به نشر چشمه واگذار کرد، که آنزمان به علت مشکلات پیش آمده برای نشر چشمه، کتاب به وسیله‌ی نشر معین راهی کتابفروشی‌ها شده است.

این رمان پیشتر با عنوان همیشه آلیس با ترجمه‌ی آرش طهماسبی و با عنوانمن هنوز آلیس هستم با ترجمه‌ی حمید یزدان‌پناه منتشر شده بود.