تازه های کتاب در ایران  - بخش چهارم - تیر ماه  1391 

 

نسرین پورهمرنگ
 

گیلان در شعر شاعران ایران/
محمود پاینده لنگرودی/ نشر گیلکان/ 218 صفحه


ز دریای گیلان چو ابرسیاه
دمادم به ساری رسید آن سپاه
همه گیل مردان چون شیر یله
اباطوق زرین و مشکن کله (فردوسی)
گیلان در شعر شاعران ایران مجموعه‌یی است که به همت نویسنده و شاعر گیلانی؛ زنده‌یاد محمود پاینده لنگرودی جمع آوری گردیده است. دفترهای شعر شاعران از سراسر ایرانزمین، در این مجموعه زیر و رو شده و هر کجا واژه‌یی از گیل و دیلم و گیلان و یا دیگر واژه‌های مرتبط به جغرافیا و یا فرهنگ گیلان به کار رفته، در این دفتر گردآوری شده است. تدوینگر این مجموعه در جست‌وجوی خود، هم به سراغ شاعران پارسی‌گوی ایران رفته و هم دفترهای شعر شاعران گیلکی‌سرا را مورد تفحص قرار داده است. هم از این روی کتاب در دو بخش تدوین شده: شعرهای فارسی و شعرهای گیلکی.
شعرهای فارسی خود شامل دو بخش هستند که شعرهای پیشینیان و شعرهای معاصران را در برمی‌گیرد. در بخش پیشینیان می‌توان شعرهای شاعران بزرگ ایران همچون فردوسی، اسدی، فرخی، ناصرخسرو، خاقانی، نظامی و... را مرور کرد که در بیت یا بیتهایی، به نام و سرحدات گیلان اشاره شده است.
اما در بخش شعرهای معاصران؛ هم شعر شاعران غیرگیلانی نامداری همچون منوچهر آتشی، مهدی اخوان ثالث، محمدتقی بهار، احمد شاملو و... مورد توجه قرار گرفته و هم شعرشاعران گیلانی شناخته شد در سطح ملی همچون شیون فومنی، گلچین گیلانی و... را در بر می‌گیرد.
بخش دوم که در برگیرنده‌ي شعرهای گیلکی است، بدیهی است که به شاعران گیلانی اختصاص داشته باشد. آنچه از مطالعه‌ی این شعرها برمی‌آید این است که گیلان در شعر شاعران غیرگیلانی به ویژه پیشینیان به صورت گذرا و اغلب برای اشاره به سرحدات و مکان جغرافیایی به کار رفته و گاه نیز بعضی از ویژگیهای طبیعی گیلان یا محصولات و دست ساخته‌های آن مورد توجه شاعر قرار گرفته است که در یک یا دو بیت از شعر خود نامی از گیلان برده‌اند.
هر چند در بین شاعران معاصر پارسی گوی کشور، طبیعت گیلان توجه جدیتر شاعر را به خود جلب کرده، اما آنجا که طبیعت گیلان یکسر مورد ستایش قرار گرفته و تلاش زنان و مردان روستانشین برای به عمل آوردن محصولات؛ احساسات شاعرانه را برانگیخته است، در شعر شاعران گیلانی است. یعنی شاعرانی که زادگاهشان گیلان بوده و یا دستکم بخشی از دوره‌ی حیات خود را در این وادی سپری کرده‌اند. گیلان در شعر این دسته از شاعران حس‌برانگیز و سرشار از اشاره‌ها به طبیعت، فرهنگ روزمره، شخصیتها و حوادثی است که در این خطه می‌توان از آنها سراغ گرفته و به عبارتی مختص گیلان است.
اما نکته‌ی قابل تامل در این دسته‌ی اخیر از شعرها نیز این است که آنچه بیش از هر چیز توجه شاعر را به خود جلب کرده طبیعت سرسبز و عناصر زندگی روستانشینان است. شاعران گیلانی در رویکرد خود به گیلان، توجهی به عناصر و سبک زندگی شهرنشینان آن نداشته و گیلان را یکسر در پیوند با مولفه‌های زندگی روستانشینان درک کرده و آن را زیبا یافته‌اند.
این مجموعه به همت انتشارات گیلکان در 218 صفحه در سال 1391 منتشر و روانه‌ی کتابفروشیها و بازار کتاب شده است.
به پرنده‌های جنگل گیلان
پیغام دادم
که در نماز سحرگاهی
و در ملال تنبلی آبسالی جاوید
گنجشک‌های تشنه دشتستان را،
در یاد داشته باشند.
(منوچهر آتشی)

فلسفه مك‌اينتاير/
جك راسل‌وينستن / ترجمه‌ی کاوه بهبهانی/ نشر نی/ 205 صفحه


تقريبا تمام شكاكان و ناباوران بزرگ دنياي مدرن غرب، هم در زندگي خود و هم در تدريس، از نظر اخلاقي به شدت محافظه‌كار بوده‌اند. براي مثال فرويد و ماركس بسياري از فضيلت‌هاي سنتي را بديهي مي‌انگاشتند و رفتار اخلاقي نامشروع و طرز فكر بسياري از ماركسيست‌ها و فرويدي‌ها از نظر آن‌ها بسيار ناخوشايند بود. از سوي ديگر، بسياري از خداباوران مسيحي در جنايات بزرگ عصر خود دست داشته‌اند، از جمله اين‌كه در ميان نگهبانان اردوگاه‌هاي كار اجباري نازي‌ها، مومنان كاتوليك نيز حضور داشتند و همچنين دست پروتستا‌ن‌هاي معتقد به بمباران هيروشيما و درسدن آلوده بوده است.
آنچه بیان شد، بخشی از گفتار مک اینتایر فیلسوف اسکاتلندی نو ارسطویی معاصر است. او را در زمرهٔ اجتماع‌گرایان قرار می‌دهند. اهمیت فلسفه‌ی او به‌دلیل آرایی است که در فلسفه‌ی اخلاق و فلسفه‌ی سیاسی مطرح کرده است. او همچنین در تاریخ فلسفه و الهیات نیز شناخته شده است. کتاب درپی فضیلت او بیش از ۱۷۰ بار در جهان‌انگلیسی‌زبان تجدید چاپ شده‌است.
به اعتقاد اینتایر،ما هنوز- با وجود سه قرن تلاش فلاسفه‌ی اخلاق و یک قرن کوشش جامعه‌شناسان- فاقد وضعیت قابل دفاع عقلانی و منسجم و یک دیدگاه فردگرای لیبرال هستیم. به گفته‌ی وی سنت ارسطویی می‌تواند به شیوه‌ای بازتفسیر شود که عقلانیت و معقولیت و رویکردهای اخلاقی و اجتماعی ما را تحت تاثیر خود قرار دهد.
کتابی را که جک راسل با عنوان فلسفه‌ مک اینتایر به نگارش در آورده، با نگاهي به رئوس انديشه‌های مك‌اينتاير، تصويری كلي از فلسفه‌ی او ارايه مي‌دهد.
ارسطو و توماس قديس از جمله الهام‌دهندگان اصلي مك‌اينتاير به شمار مي‌آيند، اما او از فلسفه هگل و فلسفه تحليلي آنگلوساكسون نيز تاثيرات زيادي پذيرفته است. می‌توان اندیشه‌های او را بازتاب‌دهنده‌ی روح فلسفه هگل‌ نیز دانست.
موضوع شناخت در فلسفه‌ی اینتایر از اهمیت فراوان برخوردار است.اینتایر در پی آن است تا دریابد افراد معمولی كه شناخت و دانش چنداني ندارند چگونه تصميم گیری می‌کنند و آیا تصمیم‌هایشان بر پايه خرد و عقل هست یا خیر؟
همچنین دو مفهوم نسبی‌گرایی و منظر گرایی نیز در مباحث اینتایر مورد توجه بسیار می باشد.
مقصود مک اینتایر از نسبی‌انگاری، دیدگاهی است که اخلاق و عقلانیت هر سنتی، درون یک سنت خاص معتبر است و نمی‌تواند آن سنت را از بیرون دارای اعتبار کند. بنابراین، یک سنت به ارزشمندی یک سنت دیگر است و هیچ سنتی نمی‌تواند نسبت به سنت دیگر ادعاهای بزرگ‌تر و طرفداران بیشتر داشته باشد. مقصود مک اینتایر از منظرگرایی، این دیدگاه مخالف است که اخلاق و عقلانیت هر سنت معین، معتبر است اما نه از منظر آن سنت، و هواداران آن نمی‌توانند ناکامی دیدگاه‌های خود را به خاطر انتقاد از هر دیدگاه دیگری درک کنند. بنابراین حقیقت، تنها مجموعه‌ای از بسیاری دیدگاه‌های مکمل یکدیگر است. هر دو دیدگاه، امکان حقیقت و اعتبار فی‌نفسه را در یک سنت فکری رد می‌کنند و به طور مشابه، امکان یک سنت را در غیاب معیارهای خود نیز منکر می‌شوند.
مک اینتایر نشان می‌دهد که هیچ منظری در باره‌ی سنت‌های اخلاقی نمی‌تواند حفظ شود. تمام سنت‌های زندگی و نیز هر فلسفه‌ای، معیارهایی دارد که بر اساس آن معیارها، قادر خواهد بود درباره‌ی شایستگی تبیین خود قضاوت کند. تمام سنت‌های مورد بحث و همه ی جوامع متاثر از انتقادها و مشکلات، در حال تغییر می باشند و به مرور زمان درمی‌یابند که اعتقادات سابق بی‌اعتبار شده و در معرض نوعی بحران معرفت شناسانه قرار گرفته‌اند.
مولف برای بررسي فلسفه مك‌اينتاير ابتدا از زندگي و عوامل تاثيرگذار بر انديشه‌های او از جمله ساختار فرهنگي عقايد ديني پرداخته است. در پي فضيلت، عقلانيت محصور در سنت و دفاع موجزي از عقلانيت محصور در سنت عنوان بخش‌هاي ديگر كتاب است.


امنيت ملي و ديپلماسي هسته اي/
حسن روحانی/ مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام/ 1000 صفحه


کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای شرح رویدادها و حوادثی است که پیرامون برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته اتفاق افتاده است. این حوادث بازمی‌گردد به سالهایی که حسن روحانی سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی و مسئولیت مذاکرات هسته‌ای با دولتهای غربی را بر عهده داشت.
گزارشهای این کتاب در 12 فصل تنظیم شده است. در فصل نخست به آغاز تدوین برنامه‌ی هسته‌ای ایران پس از انقلاب و جمع بندی ضرورتهایی که به تدوین این برنامه انجامید و بر شمردن نيازهای كشور به انرژي هسته اي و لزوم توليد سوخت هسته اي و غني سازي اورانيوم اختصاص یافته است. در این فصل نویسنده به مسئله‌ی تمديد معاهده NPT در سال 1374 و امضاي معاهده منع جامع آزمايش هاي هسته اي (CTBT) و رابطه آن با موضوع توسعه فناوري هسته اي را تشریح کرده است. مذاکرات شورايعالي فناوري هاي نوين و تصميم شورا براي شروع ساخت تاسيسات غني سازي در نطنز در سال از دیگر مباحث این فصل می‌باشند. در فصل دوم، به چالش‌هاي پیش ‌روی نظام جمهوری اسلامي و نحوه‌ی تصمیم گیریها در چارچوب اصول این نظام و آرمانهای نظام اسلامي و نحوه تلاش براي دستيابي به آن ها تبيين شده است. مولف در ارتباط با آنچه گفته شد به نقش شوراي عالي امنيت ملي در تصمیم گیریهای مهم کشور به ويژه در مورد مسائل عراق و افغانستان و نحوه ورود آن به پرونده هسته اي پرداخته است. فصل سوم به شكل گيري تنش هسته اي در سال 1381، بين المللي شدن موضوع هسته اي ايران، رويكردهاي عمده داخلي به موضوع هسته اي و اقدامات شوراي حكام آژانس اختصاص دارد. نحوه‌ی تصمیم گیری در سطح سران كشور براي مديريت متمركز موضوع هسته اي و انتخاب "حسن روحاني" به عنوان مسئول ارشد پرونده هسته اي و همچنين وضعيت حقوقي، سياسي و بين المللي كشور از دیگر موضوعات این فصل است. استراتژي نظام براي تهديد زدايي از امنيت ملي كشور و نحوه ایجاد وحدت نظر داخلي در فصل چهارم مورد بحث قرار گرفته است. همچنین مسائل داخلی سیاسی در این دوره و دلايل دعوت از سه وزير اروپايي براي سفر به تهران و صدور بيانيه‌ی تهران از دیگر موضوعات این فصل است. مذاكرات "حسن روحاني" در وين با البرادعي و در بروكسل با سه وزير اروپايي برای گذار از بحران قطعنامه سپتامبر 2003 و تلاش براي صدور قطعنامه مناسب در نوامبر 2003 بر مبناي بيانيه تهران نیز مورد بررسی قرار گرفته است. چگونگی مهار بحران ناشي از ناقص ‌بودن اولين گزارش سازمان انرژي اتمي كشور به آژانس،‌ به ویژه ذكر نكردن نقشه هاي مربوط به نسل دوم سانتريفيوژها (P2) و همچنين فشارهایی را كه تسليم دولت وقت ليبي در برابر آمريكا و انگليس متوجه ايران كرده بود، در فصل پنجم کتاب تبیین شده است که به توافق بروكسل منجر شد. زمينه‌های عبور از قطعنامه هاي مارس و ژوئن 2004 از طريق توافق بروكسل و دلايل عادي نشدن پرونده ايران نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. در فصل ششم، كه به مرداد تا آذر 1383 مربوط مي شود، به تبادل طرح ها بين ايران و اروپا پرداخته است. تقابل بين ايران و آمريكا براي عادي كردن پرونده ايران و یا ارجاع به شوراي امنيت از دیگر مباحث این فصل است. شرايط داخلي و بين المللي كه زمينه ساز توافق پاريس شد و همچنین صدور قطعنامه نوامبر 2004 كه بر توافق پاريس استوار بود و پرونده ايران را از حالت اضطراري دستور كار شوراي حكام خارج كرد، از دیگر مباحث فصل هفتم است. در فصل هشتم، مذاكرات گروه هاي كاري سه گانه كه بر مبناي توافق پاريس فعال شدند و چالش اصلي يعني عملياتي كردن "تضمين عيني" صلح آميزماندن برنامه هسته اي ايران توضيح داده شده است. مذاكره با شيراك و شرودر براي عملياتي كردن تضمين عيني و غني سازي در ايران، فشار داخلي براي قطع مذاكره با اروپا و بهره برداري جناحي از پرونده هسته اي در آستانه مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري در ايران نیز از دیگر مباحثی است که نویسنده آنها را در این فصل مطرح کرده است. در فصل نهم، شرحی از وقت كشي اروپا در مذاكرات گروه هاي كاري و ابتكار ايران در ارائه طرح چهار مرحله اي شامل غني سازي صنعتي، در اولين روزهاي سال 1384 ، زمينه سياسي تصميم‌ جمهوري اسلامي ايران براي راه‌اندازي UCF اصفهان و مذاكرات كميته راهبردی در لندن (اوايل ارديبهشت 1384) و اعلام افتتاح كارخانه اصفهان در دهم ارديبهشت 1384، توضيح داده شده است. در فصل دهم، پيامدهاي بين المللي تصميم جمهوري اسلامي ايران براي راه اندازي كارخانه اصفهان (UCF) ازجمله نامه سه وزير اروپايي، تماس امبكي، كوفي عنان، چين و روسيه و توصيه آنها براي تاخير در راه اندازي كارخانه اصفهان تا دريافت طرح نهايي اروپا و همچنين سفر به ژنو و آخرين مذاكرات با سه وزير اروپايي در 4/3/1384 شرح داده شده است. در فصل يازدهم، استراتژي سه وجهي جمهوري اسلامي ايران برای مديريت بحران هسته‌ای، زمينه‌های داخلي، پيامدها، مكاتبه‌ها و تماس‌های بين المللي مربوط به راه اندازي UCF اصفهان تحليل شده است. در فصل دوازدهم، دستاوردهاي نویسنده در جایگاه مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران شرح داده شده است.

پسامدرنیسم و جامعه‌ی‌ مصرفی/
فردریک جیمسن و همکاران/ ترجمه‌ی وحید ولی زاده/ نشر پژواک/ 152 صفحه


اینکه سرمایه‌داری جنبه‌های مختلف زندگی انسانها را اینک به کالا تبدیل کرده است، تقریبا" مورد پذیرش اغلب صاحبنظران و متفکران است. اینکه چگونه می‌توان در جامعه یی که تقریباگ همه چیز در آن به کالا تبدیل شده است زندگی کرد، پرسشی است که نویسندگان کتاب لپسا مدرنیسم و جامعه ی مصرفیب کوشیده‌اند تا به آن پاسخ گویند.
این كتاب در برگیرنده‌ی مقالاتی از فردریک جیمسن، ایرا چرنوس، جیسن برگر و تانر میرلیز است كه می کوشد جنبه‌های متفاوت زندگی در دوره‌ی حاکمیت اقتصاد پست مدرنیسم و جامعه‌ی مصرفی را بررسی کند.
فردریک جیمسون، یکی از نویسندگان این کتاب معتقد است که امروز در جامعه‌ی مصرفی، فرهنگ نیز به مثابه کالایی به مانند سایر کالاها به شمار می‌رود که به راحتی خرید و فروش می‌شود، تغییر شکل و ظاهر داده می‌شود و با اسم و نمایی متفاوت در جوامع مختلف و بازارهای عرضه و تقاضا به فروش می‌رسد.
منظور جیمسون از بازار همه ی فرایندهای تولید و مصرف است که در اجتماعات اطراف ما روی می‌دهد. درهم آمیختن بازار و فرهنگ تمام جنبه‌های زندگی را به یک بازار بزرگ تبدیل می کند. کمپانی‌های بزرگ و چندملیتی، آثار نویسندگان برجسته را منتشر می‌کنند، پیرامون آنها تبلیغات به راه می‌اندازند و همان آثار به کتابخانه‌های شخصی افراد راه خود را به سهولت پیدا می‌کنند، در حالی که نویسندگان گمنام حتی اگر حرفهای ارزشمندتری برای گفتن داشته باشند از تسهیلات کمپانی‌های بزرگ چاپ و نشر بی‌بهره هستند. البته نویسندگان بزرگ نیز فقط تا زمانی بزرگ هستند که اثارشان سودآوری چشمگیری در بازار داشته باشد.
به همین ترتیب در زندگی روزمره نیز مراکز خرید در تملک بنگاه‏های ملکی چندملیتی‌ هستند که به کارآفرینان اجاره داده می‌شود و آنان نیز به فروشندگان کوچکتری اجاره می‌دهند. در این مراکز هرگونه کالایی از هرکجای جهان پیدا می‌‌شود و به فروش می‌رسد و به عبارتی هر کالای محلی با بازار جهانی به خوبی پیوند می‌خورد و از همین پیوند زنجیره‌ی بی‏پایانی از فرهنگ کالایی تشکیل می‌شود.
از چنین پیوندی آنچنان شهر فرنگ متنوع و رنگارنگی به وجود می‌آید که بیننده را به راحتی مسحور خود می‌سازد.
نوسینده چنین توضیح می‌دهد:تصویرها و شهرفرنگ همیشه متغیر محصولات برای فروش دو کد متمایزند، اما آن‌ها چنان تنگاتنگ در یکدیگر نفوذ کرده‏اند که ما مدام هر یک را به دیگری تبدیل رمز می‏کنیم.
اما در این بازار مکاره، این رسانه‌ها هستند که میدانداری می‌کنند و کار افسون شدگی را به نهایت خود می رسانند. در واقع ما پیش از آن که افسون این بازار فرنگ شویم، مسحور رسانه‌ها می شویم و رسانه‌ها خود به بهترین شکل بقیه ی ماجرا را ادامه می‌دهند. در اقتصاد مصرفی ما ابتدا رسانه را مصرف می‌کنیم که خود زمینه ساز رونق اقتصاد مصرفی است.
در شرایطی که فرهنگ مدرنیسم می‌کوشید تا از ایدئولوژی‌ها به واسطه‌ی افرینش اتوپیاها دوری کند، اما امروز فرهنگ پسا مدرن خود به خوبی از پس این کار برآمده است. سپس نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که آیا فرهنگ پسامدرن امروزی واقعا شیوه‏ای است که می‏خواهیم مطابق آن زندگی کنیم؟