تازه های کتاب در ایران  - بخش چهارم - تیر ماه  1390 

 

نسرین پورهمرنگ

 شاهنامه، از دست نویس تا متن

به کوشش جلال خالقی مطلق/ مرکز پژوهشی میراث مکتوب/ 595 صفحه

   جلال خالقی مطلق ادب پژوه فارسی با انتشار کتابی حاوی چندین مقاله به معرفی نسخه های خطی موجود از شاهنامه ی حکیم فردوسی و شرحی مشروح درباره ی چگونگی روش تصحیح انتقادی نسخه های خطی می پردازد. مقاله ی آغازین کتاب به معرفی یک نسخه ی دستنویس از شاهنامه، متعلق به کتابخانه ی برلین در مورخ 894 قمری اشاره دارد.

   نویسنده سپس در دومین مقاله ی کتاب به معرفی و ارزیابی برخی از دستنویسهای شاهنامه می پردازد. در این مقاله 45 نسخه ی خطی شاهنامه معرفی شده و به ارزیابی نقاط مثبت و منفی هر یک پرداخته شده است.

   دستنویس شاهنامه مورخ 614 هجری قمری، عنوان سومین مقاله ی کتاب است. نویسنده به تفصیل شرحی درباره ی این نسخه ی دستنویس فلورانس ارائه می دهد. تحلیل ویژگیهای مثبت و منفی شش نسخه ی خطی شاهنامه به روش آماری در مقاله یی با عنوان افتادگی و افزودگی های آماری از شش دست نویس شاهنامه صورت گرفته است.

   در بخش دوم کتاب، نویسنده به روشهای مرسوم تصحیح متن اشاره می کند و روشهای ذوقی و اجتهادی و ماشینی، هر دو را مورد انتقاد قرار می دهد.

   خالقی مطلق روش انتقادی در تصحیح متن را مورد تایید قرار داده و معتقد است مصحح  باید حاصل کار خود را به شیوه های عملی و آسان در اختیار خوانندگان قرار دهد.

   به عقیده ی نویسنده انتقاد باید همراه تحقیق باشد تا حاصل کار در خور توجه و ارزش گردد. از دیگر مقاله های این کتاب می توان به اهمیت و خطر ماخذ جانبی در تصحیح شاهنامه، رشم خط شاهنامه، معرفی سه قطعه الحاقی در شاهنامه، معرفی قطعات الحاقی شاهنامه و هفتاد و یک نکته در ابیات شاهنامه اشاره کرد.

 تماشاخانه های تهران از 1247 تا 1389

ناصر حبیبیان، محیا آقاحسنی/ نشر افراز/ 560 صفحه

     شمشمین جلد از مجموعه ی تئاتر ایران در گذر زمان به شکلگیری و احداث تماشاخانه های تهران از سال 1247 تا سال 1389 پرداخته است.

   در سال 1247 تکیه دولت بنا شد. این بنا نقطه ی آغازی برای اجرای تاترهای مختلف به وسیله ی هنرمندان بود. اگر چه این تکیه از ویژگیهای لازم برای اجرا و تماشای تاتر برخوردار نبود و در واقع برای اجرای تعزیه بنا شده بود اما آن را می توان نقطه ی عزیمت احداث سالنهای تاتر در سالهای بعدی دانست.   در بخش نخست کتاب می توان اطلاعات تاریخی مربوط به هر تماشاخانه را مرور کرد، اینکه هر تماشاخانه در چه سالی تاسیس شد، بانیان آن چه کسانی بودند و چه تاترهایی در آنها به اجرا در آمد.

   بخش دوم کتاب گنجایشو امکانات این تماشاخانه ها را بررسی می کند. همچنین در این فصل به مواجهات نخستین ایرانیان با تاتر اروپایی اشاره می شود و از شخصیتهای موثری همچون ابوطالب لندنی، میرزا صالح شیرازی، میرزا مصطفی افشار، میرزا ابوالحسن خان ایلچی و چند تن دیگر یاد می شود.  در فصل سوم کتاب تعدادی از تماشاخانه ها به تفصیل بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است که از جمله ی آن می توان به دارالفنون، تالارخانه ظهیرالدوله، سالنهای نمایش ارامنه،  سینما تئاتر نادری، تالار نمایش زرتشتیان، تالار هنر و تماشاخانه ایرانشهر اشاره کرد.

   تالارهای نمایش دانشگاهی نیز مورد توجه محققان این کتاب قرار گرفته و در فصل پنجم به آن پرداخته شده  و همچنین قوانین اجرای تاتر نیز از ابتدا تا به امروز و تحولات این حوزه از دید محققان دور نمانده است.   معماری و امکانات تماشاخانه ها در فصل دوم به خوبی مورد بررسی واقع شده و تالارها نیز بخشی را به خود اختصاص داده اند از جمله تالار سنگلج، تئاتر پارس، مجتمع فرهنگی آرارات.   مطالب این کتاب با تصویرهای متعددی نیز آراسته شده است.

 

جنگ و صلح در ایران دوره ی قاجار و پیامدهای آن در گذشته و اکنون(مجموعه مقالات)

گردآوری مقالات: رکسانا فرمانفرماییان/ ترجمه ی حسن افشار/ نشر مرکز

   کتاب جنگ و صلح در ایران دوره ی قاجار که در شانزدهمین جایزه ی کتاب فصل شایسته ی قدردانی شناخته شد، با همه ی آنچه تاکنون درباره ی قاجارها خوانده ایم متفاوت است. 9 مقاله ی این کتاب به قلم 9 نویسنده ی ایرانی و خارجی است که در بخش جنگ و صلح به رشته ی تحریر در  آمده اند. نویسندگان این مقاله ها با ارائه ی دیدگاههایی متفاوت هر یک به یکی از موضوعات مناقشه برانگیز عصر قاجاریه پرداخته اند.

   تلاش نویسندگان مقاله ها بر آن بوده تا بگویند فساد و سوء مدریت همه ی حاصل حکومت دوره ی قاجاریه نیست و در موقعیت حساس ژئوپولتیکی آن زمان که از بسیاری جنبه ها قابل مقایسه با دنیای امروز است، بعضی از تصمیمات شاهان قاجار گریزناپذیر بوده است، علاوه بر آنکه بسیاری از مناقشه های مرزی، بحران اقتصادی، ناامنی های اجتماعی و... شرایط دشواری را برای اداره ی مملکت فراهم ساخته بود. تثبیت مرز ایران در خلیج فارس در قرن نوزدهم، تلاش برای نقشه برداری و علامت گذاری مرزهای ایران و عثمانی و بازسازی ارتش در دوره ی قاجار، از جمله موضوعاتی هستند که نظر نویسندگان مقاله ها را به خود جلب کرده است. نویسندگان این مقاله ها عبارتند از: ونسا مارتین، استفانی کروئین، پیتر ایوری، لارنس پارتر، ریچارد اسکوفیل، علی قیصری، منوچهر اسکندری، منوره اتحادیه و رکسانا فرمانفرماییان.

 

هربرت مارکوزه، روشن بینی جوانان و جنبش دانشجویی/

عبدالرسول خلیلی/ ویراستار امید احمدی آریان/ نشر چشمه/ 261 صفحه

   هربرت مارکوزه نظریه پرداز انتقادی اهل آلمان از اعضای مرکزی مکتب فرانکفورت است که از نظر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی جزو فعالترین اعضای این مکتب به شمار می رود اما متاثر از استادان خود هوسرل و هایدگر تلاش فراوانی برای جمعبندی بینشهای مارکسیستی و پدیدارشناسی به عمل آورد.  او همچنین در زمینه ی کارهایی که درباره ی قدرت و خانواده به انجام رسانید متاثر از اندیشه های فروید بود. با به پایان رسیدن جنگ جهانی دوم، مارکوزه با بازاندیشی در اندیشه های خود، به بررسی مجدد آثار مارکس پرداخت و به ویژه در مفهوم از خود بیگانگی مارکس تامل فراوان نمود.

   حاصل این بازنگریها انتشار دو کتاب شهوت و تمدن و انسان تک ساحتی است که ماکوزه را به عنوان یک اندیشمند چپ در سراسر آمریکای شمالی و اروپای غربی از شهرت برخوردار نموده است.   کتاب انسان تک ساحتی او روایتی چپگرایانه از نظریه های مربوط به جامعه ی صنعتی است. اگر چه تحلیلهای مارکوزه در این کتاب در دهه ی 1950 و 1960 بسیار مورد توجه جنبشهای دانشجویی قرار گرفت و بسیاری از دانشجویان عضو جنبشهای دانشجویی به ویژه در فرانسه و آمریکا از اندیشه های مارکوزه الهام می گرفتند اما هنوز هم این اندیشه ها  ارزش فلسفی خود را حفظ کرده اند و برای درک بیماریهای جوامع صنعتی کنونی از ارزش تبلیغی برخودار هستند.

   در کتاب هربرت مارکوزه، روشن بینی جوانان و جنبش دانشجویی نویسنده کوشیده است تا با بررسی ابعاد مختلف زندگی مارکوزه، دلایل جذب دانشجویان به اندیشه های سیاسی او را مورد شناسایی قرار دهد.   البته نباید دلیل این جذابیت را وابستگی مارکوزه به مکتب فرانکفورت دانست، زیرا دیگر اعضای این مکتب از چنین جایگاهی در بین دانشجویان برخوردار نبودند. به اعتقاد مولف کتاب، تاکید مارکوزه بر شور و اشتیاق و خلاقیت فردی که به خلاقیت جمعی گره می خورد و پیوند این مفاهیم با شرایط تاریخی، خریداران فراوانی را برای اندیشه های مارکوزه رقم زد. 

در ستایش بی سوادی/

هانس ماگنوس انسنس برگر/ ترجمه ی محمد حدادی/ نشر ماهی

   هانس ماگنوس انسنس برگر در سال 1929 در یک دهکده ی کوچک در باواریا به دنیا آمد و او بزرگترین عضو خانواده در بین چهاربردارش بود.

   هانس دو سال بیشتر نداشت که خانواده ی برگر به زادگاه تشریفاتی ناسیونال سوسیالیسم شهر نورنبرگ مهاجرت کردند. او با تشویق یکی از وابستگان حزب نازی به نام جولیوس استداجر که همسایه ی دیوار به دیوارشان بود به شاخه ی جوانان حزب هیتلر پیوست اما پس از مدتی از حزب اخراج شد.  هانس خود در این باره می گوید: من همیشه قابلیت یک عضو حزب بودن را داشته ام اما من نمی توانم در یک خط باقی بمانم. (باقی ماند در یک خط فکری) جزو ویژگی های شخصیتی من نیست. این موضوع ممکن است یک نقص تلقی شود، اما من نمی توانم در این باره کاری انجام دهم.

   انسنس برگر در رشته های ادبیات و فلسفه در دانشگاه ارلانگن، فرایبورگ و هامبورگ تحصیل کرد و در سال 1955 از دانشگاه سوربن پاریس دکترای خود را دریافت نمود. او تا سال 1957 به عنوان سردبیر رادیو در اشتوتگارت کار کرد.

   وی فعالیتهای ادبی و نگارشی خود را در مجله ها و انتشاراتیهای مختلف آلمان ادامه داد. وی همچنین یکی از پایه گذاران ماهنامه ی <ترانس آتلانتیک> است. کارهای او به بیش از 40 زبان جهان ترجمه شده است.  انسنس برگر بخشی از آخرین نسل روشنفکرانی است که نوشته های آنها را تجارب دست اول از دوران رایش سوم شکل می دهد.

   کتاب مقاله ای در ستایش بی سوادی شامل چهار مقاله در حوزه ی جامعه شناسی است که به مسائلی نظیر افزایش مهاجرت، جنگهای خانگی، مسائل اقتصادی و افول رونق بازار کتاب پس از گسترش رسانه های تصویری و دیجیتالی می پردازد.

   اگر چه برگر در این مقاله ها به نقد مسائل اجتماعی و سیاسی می پردازد اما از آنجایی که وی شاعر و نویسنده است، نوشته هایش رنگی شاعرانه و ادبی به خود گرفته است. اگر چه او در نوشته هایش گزیده گو است اما چشم اندازهایش از تنوع و رنگارنگی برخوردارند.

   او در نخستین مقاله ی کتاب با عنوان درستایش بی سوادی  به بیسوادی نوع دوم اشاره می کند که بر خلاف بیسوادی نوع اول از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار است و از قضا صاحب دانش و معلومات نیز هست. به اعتقاد نویسنده بیسوادی نوع دوم محصول مرحله یی نو از پیشرفت صنعت است، محصول اقتصادی که مساله اش دیگر تولید نیست بلکه فروش است و از این رو دیگر نیازی به یک ارتش ذخیره ی منضبط ندارد. نیاز عمده ی این اقتصاد، مصرف کننده ی دوره دیده است... همزمان با این وضع فناوری برای ما راه حلی مناسب فراهم کرده است: رسانه ی آرمانی بیسوادی نوع دوم تلویزیون است.