تازه های کتاب در ایران  - بخش ششم- شهریور ماه  1390 

 

نسرین پورهمرنگ

 

مقصر کیست؟/

الکساندر هرتسن/ ترجمه ی آبتین گلکار/ نشر هرمس/ 324 صفحه

   الکساندر ایوانوویچ هرتسن نویسنده و انقلابی مشهور روسیه در قرن نوزدهم میلادی بود. در آوریل 1812 در روسیه به دنیا آمد و در ژانویه ی 1870 در غربت شهر پاریس درگذشت.

   او نخستین عموزاده ی کنت سرژی لوویچ لویتسکی است که به عنوان پدر عکاسی روسیه مشهور است. همین شخص مخترع و نوآور در عکسی که در سال 1860 از هرتسن گرفت، چهره ی این نویسنده ی روسی را در کنار آثار و نوشته هایش برای همیشه جاویدان کرد.

   هرتسن نویسنده و متفکر غربگرای روسی را؛ به عنوان پدر سوسیالیسم روسی می شناسند. او را همچنین به عنوان جد ایدئولوژیک شورشهای انقلابی سوسیالیستی (پوپولیسم کشاورزی) به شمار می آورند.

   هرتسن همچنین در خلق فضای سیاسی منتهی به آزادی صرفها در سال 1861 نقشی مهم و هدایتگر بر عهده داشت. زندگینامه ی خودنوشت او با عنوان <گذشته و اندیشه هایم> که با ظرافت، انرژی و قلمی سلیس و روان نگاشته شده است را اغلب به عنوان بهترین نمونه در ژانر ادبیات روسی به حساب می آورند.

   گزیده یی از این زندگینامه ی خودنوشت در سال 1380 با عنوان تبعیدیان سودایی به قلم ئی ایچ کار و به همت انتشارات طرح نو در ایران منتشر شد.

   هرتسن فرزند نامشروع زمیندار ثروتمند ایوان یاکوولو و معشوقه ی آلمانی اش هنریته لوئیزا هاگ زن جوان پروتستان مذهب و اهل اشتوتگارت بود. پدر به این علت نام هرتسن بر فرزند گذاشت که او را حاصل عشق خود می دانست.

   هرتسن به فاصله ی کوتاهی پیش از حمله ی  ناپلئون به روسیه و اشغال شهر مسکو به دنیا آمد. پدرش پس از یک گفت وگوی شخصی با ناپلئون اجازه یافت که مسکو را به مقصد سن پترزبورگ ترک نماید. او حامل نامه ی امپراتور فرانسه به امپراتور روسیه بود.

   پس از رفع اشغال مسکو، خانواده ی هرتسن به مسکو بازگشت و در آنجا اقامت گزید تا او تحصیلاتش را در دانشگاه مسکو به پایان رسانید.

   در سال 1834 وی به اتهام شرکت در یک جشن و شعرخوانی علیه تزار دستگیر و به ویاتکا(کرو فعلی) در شمال شرقی روسیه تبعید شد. در سال 1840 به مسکو بازگشت و با ویزاریون بلینسکی منتقد ادبیات دیدار کرد، که این دیدار تاثیر عمیقی بر هرتسن بر جای گذاشت. او سپس یک پست در وزارت داخله به دست آورد اما سپس در اعتراض به مرگ کسی که یک افسر پلیس باعث آن بود به نووگرود فرستاده شد و به عنوان مشاور ایالتی تا سال 1842 در آنجا باقی ماند.

   پدرش در سال 1846 درگذشت و ثروتی فراوان برای او بر جای نهاد. او در سال 1837 با ناتالیا زاخارینا دختر عمویش گریخت و به طور مخفیانه ازدواج کرد. ناتالیا، هرتسن را برای مهاجرت به خارج از روسیه در سال 1847 همراهی کرد. آنها پس از خروج هرگز به روسیه بازنگشتند.

   در رمان مقصر کیست؟ هرتسن می کوشد تا برای مشکلات اجتماعی عصر خود مقصری بیابد. این کتاب با نثری روان و در بعضی موارد طنزگونه نوشته شده است. نویسنده نابرابریهای اجتماعی را به تصویر می کشد و تباهی های اخلاقی و اجتماعی را که طبقات مرفه جامعه به بارآورده اند، بیان می کند.

   ولادیمیر بلتوف شخصیت اصلی این رمان نمادی از طبقه ی اشراف روسیه در قرن نوزدهم میلادی است، فردی که برای رسیدن به آرزوهای دور و دراز خود فقط همت حرف زدن را دارد و دیگر هیچ کاری از او برنمی آید.

   نویسنده ویرانی زندگی چندین نفر را به تصویر می کشد و قصد دارد تا خواننده به این پرسش پاسخ دهد که مقصر این تباهی ها کیست؟

   رسیدن به آزادی فردی برای هرتسن ارج و قربی فراتر از همه ی چارچوبها و هنجارهای اجتماعی دارد و او مفاهیمی مانند رستگاری ابدی، تاریخ، بشریت، دولت، کلیسا و یا پیشرفت را صرفاً موانعی می داند که افراد صاحب قدرت برای بقای قدرت خود به آنها متوسل می شوند.

 

تابستان در بادن بادن/

لئونیدتسیپکین/ ترجمه ی مهرشید متولی/ انتشارات کتابسرای تندیس/ 184 صفحه

کتاب تابستان در بادن بادن، آمیزه ای است از واقعیت و خیال در بازسازی بخشی از تصویر زندگی نویسنده ی سرشناس روسی تئودور داستا یفسکی. ماجرا مربوط به یک سفر تابستانی داستایفسکی به همراه همسرش پیش از رسیدن به شهرت به منطقه ی بادن بادن در آلمان است. این سفر در سال 1867 روی داد و داستایفسکی قصد داشت روزهای آرامی را در این منطقه سپری کند. مضمون اصلی روایت تسیپکین، عشق داستایفسکی به زندگی و همسرش آنا است که به تازگی با او پیمان زناشویی بسته است. در آن زمان داستا یفسکی به علت بدهی های فراوانی که داشت، روزهای دشواری را می گذرانید. سفر به آلمان به پیشنهاد مادر آنا صورت گرفت و همو هزینه ی سفر آنان را متقبل شد. این سفر چهار سال به درازا کشید.

 اما نویسنده روایت خود را به دو گونه پیش می برد: خاطرات سفر خود به سن پترزبورگ و دیدار از خانه ای که داستایفسکی در آن از دنیا رفت و خاطرات سفر داستایفسکی به بادن بادن، حوادث گذشته ی زندگی او و شخصیتهایی که نویسنده ی روسی از آنها الهام می گرفت.

سفر تسیپکین به سنت پترزبورگ در زمستان روی داد اما سفر داستایفسکی در تابستان انجام گرفت. لئونید تسیپکین کتاب خود را در فاصله ی سالهای 1977 تا 1980 نوشت، اما در شرایط سیاسی اجتماعی آنزمان روسیه امکان چاپ آن وجود نداشت. این کتاب پس از مرگ نویسنده ی آن به چاپ رسید.

 

انجیل سفید/

توبیاس وولف/ ترجمه ی اسدالله امرایی/ انتشارات ثالث/220 صفحه

   انتقادهای زیادی علیه تصمیم کشور من برای جنگ در ویتنام بود. اما کشور من واقعاً بی شعور بود. کشورم ادعا می کرد برای مردم دارد می جنگد ولی چه بدبختی هایی که ما برای آن مردم نبردیم. حتی ما می گفتیم برای خود ویتنامی ها این کار را می کنیم.

   این جمله ها بخشی از گفته های توبیاس وولف نویسنده ی سرشناس آمریکایی در گفت وگو با یک نشریه ی ایرانی است. توبیاس وولف در سال 1945 در آلابامای آمریکا به دنیا آمد و در واشنگتن پرورش یافت. پس از جدایی پدر و مادرش از یکدیگر او روزهایسختی را زیر دست ناپدری گذرانید. او داستان این روزها را در مشهورترین اثرش با عنوان زندگی این پسر در سال 1989 منتشر کرد که جایزه ی کتاب لس آنجلس تایمز را در بخش زندگینامه نویسی از آن خود کرد و فیلم سینمایی نیز از روی این کتاب در سال 1993 ساخته شد که رابرت دنیرو و لئونادرو دی کاپریو از هنرپیشه های اصلی این فیلم بودند.

   وولف علاوه بر نویسندگی به تدریس ادبیات در دانشگاههای استنفورد و سیراکوز پرداخت و انجمنی ادبی در دانشگاه استنفورد بنا نهاد. این نویسنده ی آمریکایی چند سالی از دوران جوانی اش را در جبهه های جنگ ویتنام سپری کرد.

   او ویرانیهای و فجایع جنگ را از نزدیک مشاهده نمود و بعدها به منتقدان این جنگ پیوست. وی همچنین در این باره می گوید:<من فکر می کنم ما خیلی اشتباه کردیم که به ویتنام رفتیم. فکر می کنم روشی که ما جنگیدیم اشتباه بود. بدبختی های زیادی به بار آورد. شما می دانید که بیش از یک میلیون نفر در یک کشور کوچک کشته شدند و مایه ی آبروریزی بود.>

   وولف همچنین به خاطر داستانهای کوتاهش از شهرت برخوردار است. این داستانها بازگوکننده ی مصیبتهای جنگ، موضوعات اخلاقی، درد تنهایی و رنج عشق و ناامیدی در زندگی روزمره ی انسانها است. مجموعه ی داستانی را که اسدالله امرایی با عنوان انجیل سفید ترجمه و منتشر کرده است در سال 2008 منتشر شده و نام اصلی این مجموعه داستان ما آغاز می شود است که امرایی ترجیح داده از عنوان یکی از داستانهای این مجموعه با عنوان انجیل سفید برای نام کتاب استفاده کند.

   از دیگر آثار این نویسنده می توان به ارتش فرعون اشاره کرد که در سال 1994 منتشر شد و تصویرگر خاطرات وولف در جنگ ویتنام است. او تاکنون سه بار برنده ی جایزه ی او- هنری شده و جایزه ی قلم فاکنر را نیز در سال 1985 به خاطر رمان طنزآمیز دزد سربازخانه در سال 1984 از آن خود کرده است.

   از وی پیشتر از این کتابهای شب مورد نظر و گداها همیشه با ما هستند در سال 1389 به فارسی  ترجمه و منتشر شده است.

 

جیمز جویس/

دیوید پریچارد/ ترجمه ی هوشنگ فراهانی/ انتشارات آوای کلار/

   جیمز جویس در سال 1882 در ایرلند به دنیا آمد. او دوازدهمین فرزند یک خانواده ی اشرافی بود. خانواده ای که در بحبوحه ی انقلاب صنعتی اروپا و تحولات بنیادین اجتماعی و اقتصادی، از زندگی اشرافیگری فقط لقب آن را یدک می کشید. پدرش ناگزیر شده بود شغلهای مختلفی را تجربه کند و در نهایت مامور مالیات شد. مادرش مومنی کاتولیک مذهب بود و پدرش سرشار از اندیشه های ناسیونالیسی و میهن دوستی. او از همین دو ویژگی پدر و مادرش بسیار متاثر شده بود.

   جویس در 30 سالگی برای همیشه از ایرلند مهاجرت کرد اما جز از ایرلند از چیز دیگر ننوشت. کارنامه ی نویسندگی جویس دارای فهرست کوتاهی است: دو دفتر شعر، یک نمایشنامه، پانزده داستان کوتاه، سه رمان و چند نقد اما تاثیر او در ادبیات مدرن و شکلگیری رمانهای جدید همپای کافکا، وولف، بورخس پروست دانسته شده است.

   مهمترین اثر او دوبلینی ها نام دارد که در سال 1914 منتشر شد. او خود به همسرش گفته بود که قصد دارد برای هموطنانش وجدان خلق کند. او زندگی مردمی را به تصویر می کشد که دچار تعصب و خشک مذهبی بودند. آنان نتوانسته بودند از مذهبشان بهره ی لازم را ببرند و نیازهای روحی خود را ارضا نمایند. هم از این رو است که شخصیتهای این رمان انسانهایی منزوی، ناامید و حق بازند.

   دیوید پریچارد در کتاب جیمز جویس دوران مختلف زندگی جویس از هنگامه ی کودکی، دوران پرالتهاب جوانی، تحصیلات دانشگاهی، فراز و نشیبهای زندگی خصوصی، نگارش و انتشار آثار او را به تصویر کشیده و با بیانی محققانه به روایت در اورده است.

   پریچارد برای ثبت وقایع زندگی جویس تحقیقاتی وسیع را انجام داده و از منابع مختلفی استفاده کرده است. کتاب جیمز جویس برای کسانی که به زندگی و آثار این نویسنده ی ایرلندی علاقه مند هستند منبعی غنی و معتبر به حساب می آید.

 

 موسیقی قوم کرد/

بهمن کاظمی/ موسسه ی تالیف

   کتاب موسیقی قوم کرد حاصل چهار سال پژوهش میدانی بهمن کاظمی در مناطق کردنشین ایران است. علاوه بر استان کردستان در مناطقی از لرستان، آذربایجان، گلستان، بلوچستان، فارس و تالش نیز قوم ایرانی کرد ساکن هستند که محقق برای تدوین اثر تحقیقی جامع به این مناطق سفر کرده و ضمن بررسی آثار بر جای مانده ی موسیقایی به گفت و گو با اهل فن در این باره پرداخته است.

   محقق درباره ی موسیقی قوم کرد می گوید: این قوم با تاثیر از عوامل مختلف تاریخی، مذهبی و زبانی بر گونه های مختلف موسیقی شامل موسیقی با کلام و بی کلام با داستانهای موسیقایی تاکید دارند.

   او در باره ی تاثیرپذیری موسیقی قوم کرد از محیط زندگی می گوید: هر یک از اقوام ایرانی با تاثیر از محیط اطراف خود به گونه یی از موسیقی پرداخته اند که بازتاب محیط جغرافیایی اطرافشان است. به عنوان نمونه در مناطقی که کردها آواز باستانی اجرا می کنند، معمولاً پرنده ی کبک حضور دارد و تحریرهای درون آوازها بر گرفته از صدای کبک است. همچنین کلام ترانه ها مملو از مضامینی است که از جغرافیای محیط برگرفته شده اند.

   پژوهشگر این کتاب درباره ی تاثیرگذاری وقایع تاریخی بر موسیقی قوم کرد می گوید: بخشی از تاریخ مناطق کردنشین با تاریخ دوره ی ساسانیان گره خورده است از این رو در کلام ترانه های این مناطق، اسطوره ها و شخصیتهایی به نام این دوران مانند باربد، نکیسا یا خسروپرویز به وفور حضور دارند.

   برخی از عنوانهای فصلهای این کتاب عبارتند از: هنر و موسیقی قومی، موسیقی قومی و فرهنگی فولکلوریک، تاثیر ورود اقوام و ملل دیگر بر موسیقی مناطق کردنشین، تاثیر عوامل جغرافیایی بر موسیقی مناطق کردنشین، مراسم عزاداری عاشورا و...

 جنبش مشروطه /

داریوش رحمانیان / پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی

جنبش مشروطه بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب مردمان ایرانزمین است. جنبشی که همواره می توان با افتخار از آن یاد کرد، روایت های متعددش را بارها و بارها گفت و شنید، از موفقیت هایش لذت برد، بر ناکامی هایش دل سوزاند و از پندهایش عبرت گرفت.

جنبش مشروطه، تلاش صمیمانه ی ملت ایران در یکصد سال گذشته برای  حاکمیت قانون، تفکیک قوا و احیای حقوق شهروندان بود. روح این جنبش از یکصد سال پیش به اینسو همچنان در کالبد ملت ایران زنده است، و آنان همواره در زمانهای مختلف تاریخی کوشیده اند تا آرمانهای قانون خواهی، حق طلبی و انسان مداری خود را با توجه به شرایط اجتماعی به پیش ببرند. اهمیت جنبش مشروطه در تاریخ سرزمین مردم ایران به اندازه یی بوده است که تاکنون صدها کتاب به قلم نویسندگان مختلف و از زوایای گوناگون فکری و حرفه یی در باره ی آن نگاشته شده است. یکی از این کتابهایی که به تازگی در ایران منتشر شده است جنبش مشروطه نام دارد که دکتر داریوش رحمانیان آن را به تحریر در آورده است. وی ضمن مروری خلاصه وار بر حوادث دوره ی مشروطه ، به نقد دیدگاههایی می پردازد که جنبش مشروطه را جنبشی شکست خورده لقب می دهند و به نقد ناکامی های آن می پردازند. رحمانیان نه تنها با این دیدگاههای منفی نسبت به جنبش مشروطه موافقتی ندارد، که آن را بسیار نیز موفق ارزیابی می کند و به شرح محاسن و دستاوردهای این جنبش عظیم مردمی در ایران می پردازد. بررسی زمینه های فکری این تحول عظیم اجتماعی در ایران، از جمله بخش های قابل توجه این کتاب است.