تازه های کتاب در ایران  - بخش هفتم -مهر ماه  1390 

 

نسرین پورهمرنگ

زنان برابر چشم انداز رودخانه/

هاینریش بل/ ترجمه ی کامران جمالی/ انتشارات کتاب خورشید/ 296 صفحه

   در سال 1917 میلادی زمانی که جنگ جهانی اول به ماههای پایانی خود نزدیک می شد، هاینریش بل در شهر کلن آلمان دیده به جهان گشود. پانزده سال بیشتر نداشت که شاهد به قدرت رسید هیتلر در کشورش شد. حوادث  دوران حکومت هیتلر، جنگ جهانی دوم و عواقب این جنگ برای کشور آلمان و دوپاره شدن این کشور تاثیری عمیق بر روح و فکر این جوان آلمانی گذاشت و بعدها که به عنوان یک نویسنده ی حرفه یی به فعالیت مشغول شد، روابط قدرت و مواجه ی انسانهای بی قدرت با نیروهای سیاسی، اقتصادی و مذهبی نقشی عمده در روایتها و تصویرسازیهایش ایفا کردند.

   او رنجهای ناشی از جنگ را با تمام وجودش احساس کرد؛ تا سال 1945 یعنی تا پایان جنگ را در جبهه های شرق آلمان به سر برد. سه بار در جبهه های جنگ با روسیه مجروح شد و چندین ماه نیز در اردوگاه آمریکاییها در فرانسه به عنوان اسیر در زندان به سر برد. مادر خود را در یکی از بمبارانهای هوایی متفقین بر اثر حمله ی قلبی در سال 1944  و نخستین فرزندش را نیز در سال 1945 به خاطر شرایط نابه سامان بهداشت و درمان در دوران جنگ، از دست داد.

   او بسیار خوش شانس بود که از همه ی این حوادث جان سالم به دربرد و پس از پایان جنگ به تحصیل در رشته ی زبان و ادبیات آلمانی پرداخت، و برای تامین مخارج تحصیلش به کار نجاری در مغازه ی برادرش مشغول شد.

   نخستین داستانهای کوتاه خود را در سال 1947 منتشر کرد و با انتشار رمان قطار به موقع رسید در سال 1949 به شهرت دست یافت. او در سالهای بعد آثار دیگری همچون گوسفند سیاه، یادداشت های روزانه ی ایرلند، وقتی جنگ در گرفت، <وقتی جنگ پایان یافت>، عقاید یک دلقک، جدایی از گروه و... را منتشر کرد. در سال 1972 درهای بخت بلندش گشوده شد و او به عنوان دومین آلمانی توانست جایزه ی نوبل ادبیات را به دست آورد. در سال 1976 خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک اعلام کرد و 9 سال بعد در 16 ژوئیه ی 1985 از دنیا رفت و در گورستان نزدیک زادگاهش به خاک سپرده شد.

   زنان برابر چشم انداز رودخانه آخرین رمان او است که چندین ماه پس از مرگ وی به چاپ رسید. صحنه ی حوادث داستان شهر بن است و دو شخصیت اصلی آن اریکا و هرمان در قالب گفت وگو و تک گویی حوادث پیچیده ی زندگی خود را بیان می کنند. آنان بی ارادگی خود را در مقابل نیروهای اقتصادی، مذهبی و سیاسی مطرح می کنند و از فساد  دستگاه اداری و صاحبان قدرت در کشور آلمان پرده برداری می نمایند. در این کتاب زنان از نقشی تاثیرگذار بر روند جریانها برخوردار هستند.

جمیله/

چنگیز آتیماتوف/ ترجمه ی غلام خاتون/ انتشارات افراز/ 145 صفحه

   چنگیز آتیماتوف یکی از نویسندگان مشهور کشور قرقیزستان است و در زمان حیات خود به عنوان یکی از چهره های سرشناس فرهنگی در اتحاد جماهیر شوروی سابق به فعالیتهای دیپلماتیک نیز پرداخته است.

   وی در دسامبر سال 1928 در قرقیزستان به دنیا آمد و زمانی که در سال 2008 دیده از جهان فرو بست آثارش به بیش از یکصد و پنجاه زبان از جمله فارسی ترجمه و منتشر شده بود.

   او از نسل نویسندگانی است که جنگ جهانی دوم را از نزدیک تجربه کرده و آنگاه که پس از جنگ شروع به نوشتن نمود، بدیهی است تاثرات عمیق جنگ بر فضای نوشته های او مستولی شود و نشانه های فراوان بر جای گذارد.

   او کارش را با نوشتن داستانهای کوتاه به زبان قرقیزی آغاز کرد و پس از انتشار رمان جمیله توجه منتقدان را به آثار خود جلب نمود. پس از آن دیگر آثارش را به زبان روسی نوشت که بیشتر این آثار در حال و هوای جنگ جهانی دوم نگاشته شده اند.

   جمیله روایتگر داستان زندگی زنی است که همسرش در ارتش شوروی خدمت می کند و این زن می کوشد تا با سنتهای حاکم بر جامعه اش مبارزه کند. نگاه شاعرانه ی این نویسنده، مخاطب را با ماجراهایی آشنا می کند که می تواند برای بسیاری از مخاطبانی که با زندگی در اتحاد جماهیر شوروی سابق بیگانه هستند دارای اطلاعات جدید باشد.

   رمان جمیله در سال 1958 منتشر شد و جایزه ی لنین را برای آتیماتوف به ارمغان آورد. از دیگر آثار این رمان نویس قرقیزی می توان به اولین معلم، کشتی سفید، روزی که بیش از صد سال به طول انجامید و الوداع گولساری را نام برد.

مردی با کت و شلوار مشکی/

استفان کینگ/ ترجمه ی حبیب گوهری راد و بهاره پاریاب/  انتشارات رادمهر/ 172 صفحه

   مردی با کت و شلوار مشکی در بر گیرنده ی سه داستان نسبتاً کوتاه در ژانر وحشت از استفان کینگ است.

   در داستان مردی با کت و شلوار مشکی فردی، خاطرات دوران کودکی اش را یادآوری می کند. زمانی که 9 سال بیشتر نداشت و برادرش را بر اثر نیش زنبور از دست داده بود. در میانه ی تنهایی و دل نگرانیهایش، مردی با کت و شلوار مشکی وارد زندگی اش می شود و از ماجراهای وهمناک برای کودک سخن می گوید.  سخن مرد به گونه یی است که کودک احساس می کند این مرد خود شیطان است.

   مرگ جک همیلتون دومین داستان این کتاب، ماجرای واقعی یک باند مافیایی است که سالها پیش در آمریکا جار و جنجال رسانه یی بسیاری را به همراه آورد.

   نویسنده ضمن بازگویی ماجرای این باند، داستانهایی حاشیه یی را نیز به ماجرای اصلی افزوده است.

   قتلگاه عنوان سومین داستان این مجموعه است که به موضوع شکنجه و اعدام می پردازد.

زندگی شاهانه در شهر زمردی/

راجیو چاندر اسکاران/ ترجمه ی فرزانه باغستانی و محمدیاسر فرحزادی/
انتشارات روایت فتح/ 358 صفحه

   راجیو چاندر اسکاران رئیس دفتر سابق روزنامه واشنگتن پست در بغداد در زمان حمله ی آمریکا به عراق بود. وی مدت یکسال در این کشور در سمت یاد شده به سر برد و خاطرات و تحلیلهای خود را از حضور در مناطق محافظت شده ی شهر زمردی، کاخ ریاست جمهوری و منطقه ی سبز را با جزئیات فراوان بیان می کند.

   تمرکز او در این کتاب بر اعمال و تصمیم گیریهای لوییس پل برمر دیپلمات آمریکایی است که پس از سقوط صدام، حاکمیت و اداره ی اوضاع عراق را به طور موقت در دست گرفت.

   نویسنده در این کتاب سیاستهای دولت آمریکا را مورد انتقاد فراوان قرار می دهد و معتقد است که سیاستهای پنتاگون در این کشور با شکست مواجه شده است.

   او از رفتار نظامیان آمریکایی در عراق و تلاش آنها برای تحمیل فرهنگشان بر مردم عراق سخن می گوید و معتقد است که مردم این کشور به چیزی به غیر از دمکراسی به سبک آمریکایی نیاز داشتند.

قصه های یک دقیقه ای/
ایشتوان ارکنی/ ترجمه ی کمال ظاهری/ نشر چشمه/ 385 صفحه


مجموعه ی قصه های یک دقیقه ای داستانهایی بسیار کوتاه را شامل می شود که با واقعیتهای زندگی فاصله داشته، شخصیت و یا رویداد مشخصی نیز در داستان دیده نمی شود.
ارکنی نویسنده ی این مجموعه داستان می گوید: برای آنکه مخاطب بهتر بتواند به مفاهیم قصه هایم پی ببرد بهتر است به عنوانهای هر داستان دقت کافی نماید، زیرا بخش قابل توجهی از مقاصد داستانهایش در عنوانهای آنها نهفته است و او برای انتخاب عنوان هر داستان به اندازه ی خود داستان وقت صرف کرده است.
ایشتوان ارکنی نویسنده ی مجارستانی است و بسیاری از داستانهایش متاثر از حوادث و جریانات حاکم در زمان حاکمیت دولت کمونیستی در این کشور است. با توجه به این نکته می توان برخی از داستانهای او را به خوبی درک و تحلیل کرد.
مفهوم پوچی و سرخوردگی در بسیاری از داستانهایش قابل درک است. برخی از داستانهای او فقط دارای چند کلمه هستند و برخی دیگر نیز متجاوز از چند صفحه می شوند. او روایتگر موضوعاتی عجیب و غریب است اما این روایتهای عجیب و غریب را گاه در قالب طنز و گاه در قالب تراژیک و گاه با بیانی تلخ مطرح می کند.
ایشتوان ارکنی در سال 1912 در مجارستان دیده به جهان گشود. 76 سال زیست و در این مدت چندین رمان و نمایشنامه منتشر کرد. نخستین رمان او رقص دریا نام داشت که در 25 سالگی آن را منتشر کرد و همین رمان سبب شهرتش شد.
زندگی در حاکمیت دولت کمونیست، تاثیراتی عمیق بر دیدگاههای وی بر زندگی گذاشت، دیدگاههایی که با تلخی و بدبینی آمیخته است.
او برای تصویرگری این تلخیها وبدبینی ها به خلق موقعیتهای عجیب و غریب در داستانهای متوسل شده است.
کمال ظاهری مترجم این مجموعه پیشتر نیز یکی از نمایشنامه های ارکنی را به نام خانواده تت به فارسی ترجمه کرده بود.

کیم فیلبی؛ بزرگترین جاسوس قرن/
النور فیلبی/ ترجمه ی المیرا خوشبخت/ انتشارات مدبر/ 256 صفحه

کسی که عنوان بزرگترین جاسوس قرن بیستم را از آن خود کرده است، چیزی جز انگیزه های اعتقادی نداشت. در سال 1912 در آمبالا(هندوستان) متولد شد. در سالهای 34 1933 زمانی که در دانشگاه کمبریج مشغول تحصیل بود به سوسیالیسم گروید و اندیشه های سوسیالیستی آرمانهایی را در ذهن او پروراند. برای دست یافتن به همین آرمانها و عملی کردن آنها بود که وارد تشکیلات جاسوسی بریتانیا شد. پس از به پایان رسانیدن دوره ی تحصیل به استخدام روزنامه ی تایمزلندن در آمد و به عنوان خبرنگار جنگی به اسپانیا فرستاده شد. این زمانی بود که اسپانیا در آتش جنگهای داخلی می سوخت و او شاهد اعمال جنایت آمیز نیروهای وفادار به ژنرال فرانکو با انقلابیون و جمهوریخواهان بود.
در این زمان مصمم شد تا به نیروهای انقلابی کمک کند. در آن زمان نیروهای ارتش شوروی سابق برای حمایت از جمهوریخواهان در اسپانیا مستقر شده بودند و کیم فیلبی خبرنگار روزنامه ی تایمز با برخی افسران ارتش شوروی ارتباط برقرار کرد و پس از بازگشت به کشورش نیز این ارتباطات را ادامه داد.
سپس وارد تشکیلات اینتلیجنت سرویس شد. در پایه گذاری سازمان سیا نیز نقشی موثر ایفا کرد و رابط بین این دو سازمان گردید اما تا سال 1964 که ریاست اداره ی ضد جاسوسی ام.آی شش انگلیس را در پست رئیس ضدشوروی بر عهده داشت به همراه چهار نفر دیگر به نفع شوروی جاسوسی می کرد.
فیلبی در سال 1964 متوجه شد که خطر لو رفتن او وجود دارد، بنابر این ناگزیر گردید به شوروی فرار کند و در آنجا ریاست اداره ی ضدجاسوسی ویژه ی انگلیس را بر عهده گرفت. وی تا سال 1988 به عنوان ماموری وفادار به اتحاد جماهیر شوروی فعالیت کرد و در این سال بر اثر بیماری سرطان در مسکو درگذشت.
کتاب کیم فیلبی؛ بزرگترین جاسوس قرن نوشته ی النور فیلبی سومین همسر او است که مدتی پس از جدایی از او نوشته شد. النور در چند سالی که با فیلبی زندگی می کرد، نمی دانست او جاسوس است.پس از فراز فیلبی به مسکو، حوادثی برای او در لندن پیش آمد که در این زمان با کمک فیلبی به مسکو گریخت و در آنجا متوجه شد که فیلبی جاسوس بلندپایه و تمام عیار است.
النور اگر چه از فیلبی جدا شد اما ارتباط دوستانه ی خود را با او حفظ کرد. فیلبی خود در سال 1968 چهار سال پس از گریز به مسکو خاطراتش را با عنوان جنگ خاموش من منتشر کرد.
فیلبی همچنین مدتی ریاست سازمان انرژی اتمی انگلیس را هم بر عهده داشت و در دستیابی اتحاد جماهیر شوروی به بمب اتم نقشی بسیار مهم و تاثیرگذار ایفا کرد.
 

.