تازه های کتاب در ایران  - بخش نهم - آذر ماه  1390 

 

نسرین پورهمرنگ

 

شب های بنگال/ میرچا الیاده/
 ترجمه ی گلشن اسماعیل پور/ انتشارات پیام امروز/ 230 صفحه

   میرچا الیاده نویسنده و فیلسوف مشهور رومانیایی در دوران جوانی برای حضور در درس فیلسوفان هندی روانه ی شبه قاره ی هند و سرزمین بنگال شد. او که برای حضور در کلاسهای درس فیلسوف هندی به بنگال رفته بود عاشق دختر استادش می شود اما تفاوتهای فرهنگی مانع از آن می شوند که این عشق به سرانجامی خوش برسد. الیاده سپس به کشورش باز می گردد و در سال 1933 یعنی زمانی که 26 سال بیشتر نداشت رمان عاشقانه ی شب های بنگال را منتشر می کند.

   این رمان با اندکی تغییر و تخیل، بازگویی داستان عشق نافرجام خود نویسنده از زبان جوانی اروپایی به نام آلن است که عاشق دختر رئیس هندی اش می شود.
   این کتاب پس از انتشار بسیار پرفروش شد و برای الیاده شهرت و ثروت به همراه آورد، اگر چه این شهرت و ثروت نتوانست جراحت قلب شکسته ی او را ترمیم نماید. الیاده در کتاب پرسوز و گداز شب های بنگال از زبان یک مهندس جوان که به اصل و نسب اروپایی اش افتخار می کند به عمق جریاناتی نفوذ می کند که تصویری جذاب از تفاوتهای فرهنگی شرق و غرب را پیش روی خواننده ترسیم می نماید. جوان مغرور فرانسوی مورد تحقیر قرار می گیرد و به علت آشکار شدن دلبستگی های عاشقانه اش به دختر رئیس از نزد آنان رانده می شود و این همان اتفاقی است که برای الیاده افتاده و او را از نزد فیلسوف هندی رانده است.
   او با قلبی شکسته به کشورش بازگشت و درس فلسفه با خودشناسی درهم آمیخت و الیاده به نبوغ فکری متهورانه یی دسترسی پیدا کرد. او بهترین کاری که از دستش بر می آمد را انجام داد و آن بازنویسی ماجرای اقامتش در بنگال در قالب یک رمان پرسوز و گداز عاشقانه بود. الیاده کوششی برای خط کشی بین خود و جوان عاشق رمانش نکرد، گویا دوست داشت دیگران نیز از سرنوشت دردناکش آگاهی یابند.
   منیتری دختر فیلسوف هندی که خود شاعر، نویسنده و ادیب و همچنین شاگرد تاگور شاعر و فیلسوف معروف هندی بود در سال 1938 به همراه پدر سفری به اروپا می کند. وی در آنجا از وجود این کتاب مطلع می شود اما از محتوای آن بی خبر می ماند. در سال 1972 متوجه وجود نکاتی در این رمان می شود و از دوستش می خواهد که متن رمان را برای او ترجمه کند. وی پس از آگاهی از محتوی رمان، منکر وجود برخی روابط عاطفی  نزدیک بین کارکترهای رمان و  در واقع خود و الیاده می گردد. در سال 1973 او برای سخنرانی به دانشگاه شیکاگو دعوت می شود، همان دانشگاهی که الیاده در آن تدریس می کرد. او از الیاده خواست به خاطر برخی ملاحظات تا وقتی که وی زنده است کتاب به انگلیسی ترجمه نشود، البته پیش از آن کتاب به زبانهای ایتالیایی، آلمانی و فرانسوی ترجمه شده بود. الیاده پذیرفت و تنها پس از مرگ مینتری در سال 1993 کتاب به انگلیسی ترجمه شد. اما مینتری در سال 1974 در پاسخ به کتاب الیاده، رمانی با عنوان عشق نمی میرد نوشت. روایت مینتری از روابطش با الیاده، متفاوت از آن چیزی است که الیاده روایت کرده است و خواننده برای آنکه درک بهتری از حقیقت داشته باشد، ناگزیر است تا هر دو رمان را بخواند تا از خلال واگویه ها و چشم اندازهایی که راویان ترسیم کرده اند به شناخت بهتری از واقعیت ها دست یابد.
   رمان شب های بنگال پیشتر نیز با همین ترجمه به وسیله ی انتشارات اسطوره  در ایران چاپ و منتشر شده بود.

  

مارکسیسم، دیکتاتوری و دمکراسی/
غلامحسین مظلوم عقیلی/ انتشارات ایران مهر/ 334 صفحه

   تاثیر اندیشه های مارکس سراسر حوادث و جریانات قرن نوزدهم را در نوردیده است. اما دقیق تر خواهد بود اگر بگوییم اندیشه های مارکس خود واکنشی به تحولات عظیم حاصل از انقلاب صنعتی بود.

   شکلگیری اقتصاد سرمایه داری، دگرگونی عمیقی را در ساختار طبقاتی جوامع اروپایی ایجاد کرد و طبقه ی نوظهور کارگران صنعتی بدون برخورداری از هیچگونه حمایت قانونی و امکانات رفاهی، ساعتهای طولانی روز را در کارخانه ها به انجام کارهای سخت مشغول می شدند.

   تجمع ثروت در دستان تعدادی اندک از اعضای طبقه ی سرمایه دار و توزیع فقر و مشقت در بین انبوه بیشمار طبقه ی کارگر، نارضایتی های اجتماعی عظیمی را سبب شده بود. در چنین شرایطی بود که متخصصان علم نوظهور جامعه شناسی برای کاهش آلام مردم و ناهنجاریهای اجتماعی به مطالعه و نظریه پردازی مشغول شدند؛ مارکس یکی از این نظرپردازان بود.

   درک انگیزه های انسانی مارکس اصلاً دشوار نیست. او همه ی عمر خود را صرف بنا نهادن ساختاری کرد که در آن انسانها سهمی مساوی از نعمتهای زندگی داشته باشند و کرامتهای انسانیشان را شکوفا سازند. اما همیشه از اندیشه تا عمل راهی بسیار طولانی وجود دارد، به ویژه آنکه هدف برپایی یک ساختار اجتماعی باشد که نقش آفرینانش نیروهای ناشناخته و نوظهوری باشند که امکان کنترل انگیزه ها و اعمالشان وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی اصلاً غیرممکن نیست که از انسانی ترین اندیشه ها، بی شرمانه ترین جنایتها زاییده شود.

   غلامحسین مظلومی عقیلی تا گذشته یی نه چندان دور یکی از پیروان جدی اندیشه های مارکسیستی به شمار می رفت. همین علاقه مندی او را وا داشت که به مطالعه ی نظام مند اندیشه های مارکس و لنین و پیران آنها بپردازد. این مطالعات گسترده نتیجه یی عکس برای عقیلی در پی داشت. او ضمن بررسی آرای مارکس به تناقضهای موجود در برخی تئوریهای او پی برد و دریافت که تعمیمهای مارکس از وقایع و تاریخ اروپا به دیگر نقاط جهان، غیرعلمی و غیرمنطقی است، و همین تعمیمهای غیراصولی یکی از نقاط ضعف تئوریهای او را تشکیل می دهد.

  او در موردی به کتابی از لنین با عنوان کائوتسکی مرتد اشاره می کند و این پرسش را مطرح می سازد که آیا مگر مارکسیسم یک مذهب است که لنین از صفت مرتد برای کائوتسکی استفاده می کند؟ و مگر نه این است که صفت مرتد فقط در ادیان و مذاهب کاربرد و معنای خاص خود را دارد؟

   به باور مظلومی بی منطقیهای برخی پیروان متعصب مارکس به ویژه در کشورمان، این اندیشه را به مذهب و مرامی دُگم و انتقادناپذیر تبدیل کرد که امکان هر گونه گفت وگوی غیرمتعصبانه با پیروان آن را از منتقدان ستانده است.

   مظلومی که پس از تحقیقات فراوان درباره ی اندیشه های مارکس، از آن فاصله گرفت به موضوع مهم دیگر نیز اشاره می کند. ابهام و تزلزل در مبانی تئوریک اندیشه های مارکس، تنها دلیل رویگردانی او از این تفکر نیست بلکه عملکرد نادرست و خیانت آمیز برخی گروههای چپ در ایران از دیگر دلایل مظلومی برای ایجاد تغییر اساسی در باورهای نخستین وی است.

   او می گوید:کارنامه سیاه تمام گروههای چپ در کشورمان یکی دیگر از علل دست برداشتن من از مارکسیسم بود. در کارنامه ی همه ی این گروهها، کژروی و آسیب زدن به منافع ملی کشور دیده می شود. آن چه مرا به بازنگری در عقایدم وا داشت این بود که از دل اندیشه مارکس، گروههایی در کشورمان پدید آمدند که جز خیانت به این کشور، سود دیگری برای آن نداشتند.

   عقیلی ضمن اشاره به نادرستی دیدگاههایی که مارکس و انگلس درباره ی مذهب و ملیت مطرح می کنند، این پرسش را در میان می نهد که آیا اساساٌ جامعه ی آرمانی و ایده آلی که مارکس در آثارش به بشریت نوید می دهد قابل اجرا و دست یافتنی است یا خیر؟

   مظلومی عقیلی ضمن اشاره به انگیزه های انساندوستانه ی مارکس و انگلس، بهبود حاصل شده در شرایط معیشتی و شغلی کارگران در قرن بیستم را متاثر از اندیشه های مارکس و هراس صاحبان سرمایه از انقلابهای سوسیالیستی می داند.

   در کتاب مارکسیسم، دیکتاتوری و دمکراسی سیزده مقاله گردآوری شده است. در مقاله یی با عنوان لنین و دمکراسی نویسنده با استناد به نوشته های لنین نشان می دهد که او اعتقادی به دمکراسی نداشته است و جنایات فجیعی را در طول دوره ی زمامداریش مرتکب شده است. در مقاله ی دیکتاتوری، پاک ترین انسانها را نیز به بیراهه کشاند به زوایای تفکر مارکس اشاره می کند که می تواند زاینده ی دیکتاتوری باشد. نقد نگرشهای ابوالقاسم لاهوتی از ستایشگران ایرانی استالین موضوع دو مقاله ی دیگر این کتاب است. نقد دیدگاههای لنین درباره ی اخلاق و دیدگاههای مارکس درباره ی شرایط ضروری برای بروز انقلاب سوسیالیستی از دیگر مقاله های  این کتاب است.

 

دلشاد خاتون/
ثریا جبارزاده/ انتشارات سمیر/ (دوجلد) 1144 صفحه

 دلشاد خاتون عنوان رمانی تاریخی است که در دو جلد به وسیله ی ثریا جبارزاده نوشته و منتشر شده است.

   دلشاد خاتون همسر ابوسعید بهادرخان، آخرین ایلخان مغول است که نویسنده ضمن به تصویر کشیدن حوادث زندگی او، وقایع سده ی آخر حکومت سلسله ی ایلخانان مغول را نیز بازگو کرده است.

   آن گونه که از روایت این کتاب بر می آید دلشاد خاتون زنی اهل ادب، خوش مشرب و نوعدوست بوده است. در این رمان تاریخی از همه ی شخصیتهایی که به نوعی در وقایع این دوره ی تاریخی کشورمان بوده اند نامبرده شده است. این رمان که از زبان دانای کل روایت شده لحنی توصیفی و بعضاٌ شاعرانه دارد.

   در این رمان ماجرای بدبین شدن امیرچوپان؛ دایی ابوسعید بهادرخان نسبت به خواهرزاده و کشته شدن او به دست دایی به طور مشروح روایت می شود.

   دلشاد خاتون که همسرش ابوسعید را از دست می دهد ناگزیر متواری شده و پس از فتح تبریز به وسیله ی شیخ حسن به آنجا رفته و با او ازدواج می کند، آنها سپس حکومت عراق را نیز به دست می گیرند و تمام امور مملکتی عملاً به دست دلشاد خاتون می افتد. وی طی 17 سالی که شیخ حسن بر بغداد حکومت می کند توانست بارها با تهاجم قوای مختلف مقابله کند و حکومت را از سرنگونی نجات دهد. دربار بغداد در طول این مدت محفل شعرا و اندیشمندان بوده است.

 

مرلوپونتی/
تیلور کارمن/ ترجمه ی مسعود علیا/ نشر ققنوس/ 359 صفحه

 موریس مرلوپونتی پدیده شناس و اگزیستانسیالیست شناخته شده ی فرانسوی است که در سال 1908 در شهر روشفور فرانسه به دنیا آمد و در سال 1961 دیده از جهان فرو بست.

   در دوران تحصیل در دبیرستان درخشش بسیار از خود نشان داد. وارد دانشسرای اکول نرمال سوپریور شد و پس از کسب مجوز تدریس در برخی از دبیرستانهای فرانسه تا پیش از شروع جنگ جهانی دوم به تدریس پرداخت. با شروع جنگ به ارتش فرانسه پیوست و پس از جنگ هم در دانشگاههای لیون، سوربن و کولژ دو فرانس به تدریس مشغول شد.

  او همراه با سارتر و سیمون دوبووار سردبیری مشترک نشریه ی روزگار مدرن را بر عهده گرفت اما در مورد مسائلی همچون گستره ی آزادی بشر با سارتر اختلاف عقیده داشت.

   اصیل ترین جنبه های پدیده شناسی او بررسی نقش بدن در ادراک حسی است. او بر آن است که شماری از بنیانی ترین ویژگیهای اداراک حسی ما نتیجه ی تجسد ما است. او همچنین درباره ی زمان معتقد است که زمان خصوصیتی از جهان عینی نیست بلکه بعدی از ذهنیت است.

   وی این نظریه ی سارتر  که ما محکوم به آزادی مطلق هستیم را رد می کند و نظریه ی خودش که ما محکوم به معنا هستیم را جایگزین آن می نماید. او اعتقاد دارد اگر چه ما برای انتخاب کردن آزاد هستیم اما میزان آزادی مطابق با معانی موجود محدود و مشخص می شود. این معانی از طریق نهادهای اجتماعی و از طریق زبان منتقل می شود.

   مرلوپونتی در سالهای پایانی عمرش توجه خود را معطوف به بررسی نقش زبان به منزله ی وسیله یی برای مناسبات بین الاذهانی کرد اما عمرش کفاف پروراندن نظریه یی کامل در این زمینه را نداد.

   او همچنین علاقه به زیبایی شناسی، به ویژه زیبایی شناسی هنرهای بصری داشت. کتابی که تیلور کارمن درباره ی این فیلسوف فرانسوی نگاشته است به بخشهایی همچون زندگی و آثار، قصدیت و ادراک، بدون و جهان، خود و دیگران، تاریخ و سیاست، دیدن و سبک و میراث و مناسبت تقسیم شده است.

   کسانی که علاقه مند به آشنایی بیشتر با آرای مرلوپونتی هستند، کتاب تیلور کارمن را منبعی مفید برای کسب اطلاعات دقیق در باره ی اندیشه های این فیلسوف فرانسوی خواهند یافت.