تازه های کتاب در ایران  - بخش ششم - شهریور ماه  1389

 

نسرین پورهمرنگ

 

نامه های تهران
سرریدر بولارد/ ترجمه ی غلامحسین میرزا صالح/ انتشارات نگاه معاصر

   سر ریدر ویلیام بولارد، سفیر کبیر انگلیس در دوره ی رضاشاه در ایران بود. وی در ولتمستو در خانواده یی از طبقه ی کارگر دیده به جهان گشود. پدرش کارگر یک بارانداز بود. ویلیام به دلیل تواناییها و هوش و فراستش مورد توجه کارفرمای پدرش قرار گرفت و کارفرما که مردی متنفذ در بین دولتمردان انگلیسی بود سفارش ویلیام را به وزارت امور خارجه کرد و با ضمانت او، ویلیام به استخدام وزارت امور خارجه ی انگلیس در آمد.
   آشنایی وی با زبانهای فرانسه، روسی، عربی، ترکی و فارسی و همچنین خدمات مداوم سیاسی او درعراق، جده، یونان، اتحاد جماهیر شوروی سابق، مراکش و ایران او را به دیپلماتی برجسته در طول جنگ جهانی دوم تبدیل کرد.
   ویلیام بولارد در زمان اشتغالش در وزارت امور خارجه ، به فردی تاثیرگذار در تصمیم گیریهای دولت انگلیس تبدیل شد. نامه های او که دربردارنده ی تحلیلهایش از اوضاع کشورهایی است که او به آنها اعزام می شد به وسیله ی دولتمردان انگلیسی با دقت مورد مطالعه قرار می گرفت، از جمله نامه هایی که او در اواخر دوره ی زمامداری رضاشاه به دولت متبوعش نوشته است.
   نامه های بولارد در نقشی که دولت انگلیس در برکناری رضاشاه و جایگزینی محمدرضا شاه ایفا کرد بسیار موثر بوده است. گردهمایی سران کشورهای انگلیس، روسیه و آمریکا چرچیل، استالین و روزولت در کنفرانس تهران در اثنای جنگ جهانی دوم در هنگامی که بولارد سفیر کبیر انگلیس در تهران بود صورت گرفت. کسانی معتقدند <نامه های تهران> یکی از مستندترین و جذابترین منابع درباره ی جنگ جهانی دوم و اوضاع مربوط به ایران در آن زمان است.

 مسافرت تفلیس
محمدتقی طیب کاشانی/ به کوشش گئورکی سانیکیدزه، سیدحسین رضوی/
 کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی/ 198 صفحه

   در سال 1288 ایران دچار قحطی فراگیر شد. اگر چه قبل و بعد از آن نیز قحطی و گرسنگی بخشهایی از سرزمین ایران را فرا گرفته بود. اما در همین سال هیاتی سیاسی از طرف دولت ایران عازم تفلیس شد.
   حشمت الدوله، سفیرکبیر ایران ریاست این هیات را بر عهده داشت. یکی از اعضای هیات فردی به نام میرزا محمدتقی طبیب کاشانی، پزشک، زیست شناس، زمین شناس و فارغ التحصیل دارالفنون بود. سفرنامه ی مسافرت تفلیس که گزارشی از سفر هیات سیاسی ایران به دربار امپراتوری روسیه است به قلم او به نگارش در آمده است.   سفرنامه ی طبیب کاشانی اثری انتقادی است که محور آن را وضعیت نابسامان پزشکی و درمانی ایران و مقایسه ی آن با اوضاع قفقاز و روسیه تشکیل می دهد. وی با توجه به آگاهی که از مسائل اجتماعی ایران دارد و مشاهدات خود در قفقاز و دیگر مناطق روسیه و همچنین مطالبی که نشریات قفقاز درباره ی اوضاع نابسامان درمانی و قحطی مواد غذایی در ایران نوشته بودند، گزارش خود را به رشته ی تحریر در آورده است. اما همه ی سفرنامه به این موضوع اختصاص ندارد و در بخشی از آن به اختلافات بین شیعه و سنی در ایران اشاره می کند که سبب تضعیف اتحاد ملی در ایران شده بود.   نگارنده ی سفرنامه در زمان اقامتش در قفقاز و خواندن گزارش یکی از نشریات آن دیار درباره ی اوضاع نابسامان پزشکی در ایران می نویسد: از خواندن ترجمه ی این روزنامه ها چند روز به واسطه شدت تفکر و پریشانی آسودگی برای من نبود. اتفاقاً روز دیگر یکی از صاحب منصبان روس به هنگام نهار در کنار من واقع شد. در میان صحبت گفت: به واسطه گرسنگی اهل ایران و پریشانی و خرابی رعایای آن مملکت، زیاده از بیست هزار نفر آنها به خاک روسیه و قفقازیه متفرق شده اند، بلکه زیاده از ده دوازده هزار نفر از سربازان ایران به تدریج به خاک  روسیه فرار نموده اند، چنانکه خود دو سه نفر از آنها را در هنگام عبور از خاک قفقازیه مشاهده کردم. این خبر بیشتر مایه اشتعال آتش غیرت جان نثار شد.
   در بخشی دیگر از گزارش میرزا طبیب، او به اختلافات شیعه و سنی ایران و فقر و فلاکتی که از این همه اختلاف عاید سرزمین ما شده اشاره می کند: اکابر دینیه ما چنان عامه رعیت را غرق فناتیک نموده و تحریض به جهل کرده و می کنند که اکنون نتیجه بی تربیتی آنها به جایی رسیده است که از نبودن صنایع و علوم و کسب و زراعت و فلاحت و تجارت و غیره، راه تعیش و زندگی برای هیچ کس متصور نیست و از شدت فقر و بی بضاعتی همگی در بیابانها و کوهستانات روسیه و قفقازیه پراکنده شده اند... چرا باید ملت ایران در میان خود با یکدیگر موافقت نداشته باشند و میان سنی و شیعه به واسطه لعن و لعن، همیشه عداوت باشد و در مقام فرصت، کمال کوشش در تباهی و نیستی یکدیگر به کاربرند؟ (ص 87)
   سفرنامه ی میرزاطبیب کاشانی رنجنامه یی است که در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی ایران در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار به تصویر کشیده شده است. 

جغرافیای سیاسی جنبش و انقلاب جنگل
ناصر عظیمی/ انتشارات نیکا(مشهد)/ 272 صفحه

   درباره ی جنبش جنگل تا به امروز مقاله ها و کتابهایی متعدد و فراوان چاپ و منتشر شده است اما کتابی که به قلم ناصرعظیمی ؛ محقق نام آشنای گیلانی منتشر شده از منظری متفاوت به موضوع نگریسته است.
   جغرافیای سیاسی جنبش جنگل و نقش مکانها و فضاهای جغرافیایی تاکنون در هیچ یک از منابع مورد توجه قرار نگرفته بود.
   مولف با فراهم آوردن 10 نقشه کوشیده تا فرآیند تحولات جنبش جنگل را برای خواننده عینیت بخشد. متن کتاب فشرده و بدون حاشیه پردازی است. نویسنده از ابتدا تا انتها از تئوری مشخصی در نگارش پیروی کرده و اسناد نویافته یی که با تئوری همخوانی نداشته اند را سبب جرح و تعدیل تئوری خود قرار داده، تا قادر باشد به پرسشهای مطرح شده پاسخ دهد.
   بنا بر نظر مولف نباید تصور کرد که نوشته های تاریخی می تواند یک بار برای همیشه همه ی واقعیتها را توضیح دهد، بلکه هر بار که سندی جدید کشف شود، می توان گامی به حقیقت نزدیکتر شد و در پرتو سندهای جدید افقهای دورتر را با وضوح بیشتر مشاهده کرد.
   عظیمی ضمن پرداختن به نقش مکانهای جغرافیایی در ایجاد فرصتها و محدودیتهای اجتماعی به تبیین این موضوع پرداخته که ویژگیهای جغرافیایی گیلان و موقعیت رشت انزلی و ارتباط آن با اولین جاده ی کالسکه روی تجاری و دسترسی آسان به تهران در شعله ور کردن جنبش و انقلاب جنگل بسیار موثر بوده است.
   موضوع قابل توجه دیگر اینکه مولف در این کتاب به طرح و تبیین گسست تاریخی در فرهنگ سیاسی ایران به وسیله ی نهضت جنگل پرداخته است. به نظر نویسنده فرهنگ سیاسی مارکسیسم روسی (بلشویسم) در این جنبش، فرهنگ سیاسی برخاسته از انقلاب مشروطه را به حاشیه رانده و بر رفتار و کردار سیاسی اپوزیسیون ایران تاثیرگذاشته است. این نکته یی است که برای نخستین بار در این کتاب مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است.

کوروش بزرگ هخامنشی(نمایشنامه)
محمد بدیع/ آوای کلار

   از دهه ی گذشته به اندازه یی چشمگیر، توجه قشرهای تحصیلکرده ی جامعه ی ایرانی معطوف اندیشه ها و کردگارهای شهریار نامدار ایرانی کوروش بزرگ هخامنشی شده است.
   کوروش بزرگ در سال 559 پیش از میلاد توانست بنیانگذار سلسله یی باشد که پایه هایش بیش از دو سده پایدار بود و از این رهگذر بین قبایل پارس و ماد و پارت یکپارچگی ایجاد کرد، از همان زمان تا امروز آوازه اش در سراسر جهان پیچیده است.
   برای ایرانیان بسی جای سرافرازی و خوشوقتی است که می توانند در سایه سار شهسواری به مباهات بپردازند که شیوه های انسانی و اخلاقی اش دورترین هدفها را نیز در دسترسش قرار می داد. هم از این رو بود که مرزهای ایران در دوره ی زمامداری کوروش بزرگ تا دورترین حدود ممکن گشوده شد و اینک پژواک کلامش شفاف و دلنشین تر از هر زمان به گوش می رسد.
   کتاب کوروش بزرگ هخامنشی نمایشنامه یی است که چگونگی بنیانگذاری امپراتوری هخامنشی را به دست کوروش بزرگ به تصویر می کشد. محمد بدیع نویسنده ی این نمایشنامه کوشیده تا نگاهی متفاوت به تاریخ ایران در 25 سده ی گذشته بیندازد.   این کتاب دارای مقدمه یی است به قلم دکتر میرجلال الدین کزاری. دکتر کزازی درباره ی شهریار بزرگ و نامدار هخامنشی؛ بنیانگذار پهناورترین و نیرومندترین جهانشاهی تاریخ می نویسد: بی هیچ گمان و گزافه، کوروش چهره ای است ورجاوند و بی همانند که همتایی در تاریخ جهان برای او نمی توانیم یافت. شکوه و شگرفی که او را از قلمرو روشن و آشکار تاریخ به قلمرو رازناک و مه آلود اسطوره برده است و به چهره ای نیمه نمادین دیگرگون کرده است که در همان هنگام که پاپی در زمین تاریخ می افشارد، دستی نیز بر آسمان اسطوره می افشاند.
   کوروش مایه ی فخر و مباهات ایرانیان طی تمام تاریخ حیات بشر بوده و خواهد بود. به اعتقاد دکتر کزازی یکی از شیوه ها و شگردهای این نازش و سرافرازش بهره جستن از فسون فزون مایه ی هنر است که به یاری آن می توان اندیشه را به انگیزه دیگرگون کرد و آموزه را به افروزه. آنچه به زبان جاودانه ی هنر گفته می شود، از رویه یاد در می گذرد و راه به ژرفای نهاد می برد و همواره در آن می ماند و می پاید.
   کتاب کوروش بزرگ هخامنشی در برگیرنده ی بخشهایی چون: یادنامه نویسنده، کوروش کیست؟، مقدمه میرجلال الدین کزازی، آگاهی نامه حقوق بشر کوروش، نمایشنامه و راهنمای معنی واژگان پارسی است.