تازه های کتاب در ایران  - بخش دوازدهم - اسفند ماه  1389 

 

نسرین پورهمرنگ

 

 آندری تارکوفسکی و راهش/

 گردآوری و ترجمه ی مهران سپهران/ نشر چشمه/ 184 صفحه

آندری تارکوفسکی کارگردان نامدار روسی در سال 1934 در منطقه ی ایوانوونای روسیه دیده به جهان گشود. پدرش ارسنی تارکوفسکی شاعری سرشناس بود. از تارکوفسکی به عنوان شاعر سینما یاد می کنند، مضامین فلسفی به سبکی شاعرانه در آثار او به نمایش گذاشته شده اند. بدیهی است که علاقه ی تارکوفسکی به مضامین شاعرانه از زمینه یی خانوادگی برخوردار است. پدرش چون  نظامی بود  و در ارتش خدمت می کرد، در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم خانواده را ترک کرده و عازم میدان جنگ شد. دوری از پدر بر روحیه ی تارکوفسکی جوان بسیار تاثیرگذار بود.

   پس از ساختن چندین فیلم از جمله فیلم آینه دچار مشکلاتی در وطن شد و ناگزیر گشت به خارج از کشور مهاجرت نماید. او فیلم نوستالژی را در ایتالیا ساخت که از شهرتی بسیار قابل توجه در بین آثارش برخوردار است. فیلمهای او دارای ریتم کند و سکانسهای طولانی هستند و در این سکانسهای طولانی او می کوشد تا مضامین فلسفی مورد نظرش را به نمایش بگذارد. مضامینی که با اندیشه های سوسیالیستی حاکم در کشورش بسیار فاصله داشت.

   کتاب آندری تارکوفسکی و راهش شامل مجموعه مقاله ها و سخنرانیهای تارکوفسکی است که به طور مستقیم از زبان روسی به فارسی برگردانده شده است. مقاله های این کتاب سخنرانیهای تارکوفسکی در یکی از دانشگاههای روسیه است. او پس از مهاجرت از اتحاد جماهیر شوروی سابق، حق چاپ این مقاله ها را به دانشگاه تگزاس واگذار کرد. ترجمه ی آلمانی آثار او نیز به وسیله ی یکی از دانشگاههای آلمان انجام شد. آثاری که تاکنون از این کارگردان روسی در ایران منتشر شده اند ترجمه از زبانهای آلمانی و انگلیسی بوده اند.

 جبران خلیل جبران، زندگی، هنر، ادبیات و مرگ

به روایت میخائیل نعیمه/ ترجمه ی سید ناصر طباطبایی/ نشر افراز/ 334 صفحه

   کتاب جبران خلیل جبران در برگیرنده ی روایتی از زندگی، هنر، ادبیات و مرگ این شاعر و نویسنده ی مشهور لبنانی است که به روایت دوست و همکار نزدیکش میخائیل نعیمه نوشته شده است.

   میخائیل نعیمه نویسنده و شاعر لبنانی که در فاصله ی سالهای 1889 تا 1988 می زیست هنگامی که به نیویورک مهاجرت کرد به همراه خلیل جبران وهشت نویسنده ی دیگر جنبشی به نام انجمن قلم نیویورک تاسیس کرد تا این انجمن مکانی باشد برای احیای ادبیات عرب.

   از میخائیل نعیمه 99 کتاب شامل مقاله، نمایشنامه، شعر، نقد، داستان کوتاه و زندگینامه به جای مانده که یکی از این کتابها درباره ی زندگی و آثار دوست و همنشین نزدیکش جبران خلیل جبران است که در سال 1934 به زبان عربی نوشته شد و بعدها به زبانهای دیگر ترجمه و منتشر گردید.

   میخائیل نعیمه تا مدتها برای نگارش کتابی در باره ی خلیل جبران تردید داشت و نمی دانست که آیا از عهده ی این کار بر می آید یا خیر؟ او خود در این باره چنین می گوید:

   پس از گذشت یکسال از مرگ جبران به شرق بازگشتم، دوست خود را در شرایطی یافتم که نزدیک بود در سرزمین خود مبدل به یکی از اسطوره ها شود. او جبرانی نبود که پانزده سال همراه او بودم و از رویاها و آرزوهایش آگاهی داشتم، قدرت و ضعف او را آزموده بودم، شاهد نبرد سخت وی با خود و جهان بودم، خواست ها و افکارش را با من تقسیم کرده بود و در افکار و خواست هایم با من شریک و همگام بود. از بسیاری از ادبا شنیدم که حال چون از زندگی جبران آگاهی دارم، کتابی درباره ی وی بنگارم. عده ای می گفتند این کار نوعی دین و بدهی است. عده ای نیز باور داشتند که این کار از نظر ادبی بر من واجب است و چاره ای جز انجام آن ندارم. عده ای دیگر نیز سکوت مرا در این شرایط نوعی گناه می شمردند. همه ی این شرایط مرا بر آن داشت تا بر تردید خود درباره ی نگارش این کتاب فائق آیم. با این امید و آرزو که خواننده از خلال مضمون آن به سیمایی از جبران دست یابد که شناخته ام نه تاریخ زندگی جبران که جز من کسی از آن آگاه نیست. تا حاوی درس هایی از زندگی باشد که همه ی مردم در آن با یکدیگر برابر هستند...

   این کتاب در سه فصل با عنوانهای روشنایی، تاریکی، سپیده دم و همچنین یک پیوست گردآوری شده و تصاویری از جبران خلیل جبران در انتهای کتاب ضمیمه شده است.

 سرزمین خیالی من(خاطرات ایزابل آلنده)

ترجمه ی مهوش عزیزی/ نشر علم/ 258 صفحه

   من عاشق بخش نویسندگی زندگی ام هستم اما احتیاج دارم تنها و در محیطی بی سر و صدا، گاه ده تا چهارده ساعت در روز کار کنم. من کاملاً در کار خود غرق می شوم، زندگی دیگری ندارم و حتی اسم نوه هایم را به یاد نمی آورم. من همیشه کمی می ترسم که شاید این بار موفق نشوم اما بیست و دوسال است که می نویسم و یادگرفته ام که باید صبر داشت. در زندگی من نسبت به کسانی که دوست شان دارم، خیلی صادق و وفادارم. در کارم، من مبالغه کرده و دروغ می گویم. من یک داستان سرا هستم.

   آنچه گفته شد بخشی از نوشته ی ایزابل آلنده نویسنده ی شیلیایی و عموزاده ی رئیس جمهور پیشین شیلی سالوادور آلنده است. او در سال 1942 دیده به جهان گشود و به عنوان خبرنگار، نمایشنامه نویس و داستان نویس کودکان تا سال 1974 در شیلی و سپس تا سال 1984 در ونزوئلا زندگی کرد.

   اولین کتابی که برای بزرگسالان نوشت خانه ارواح نام دارد که در قالب مجموعه نامه هایی برای پدربزرگ در حال مرگش نگارش یافته است. از دیگر آثار این زن نویسنده ی شیلیایی  می توان به دختر بخت، طرح بی انتها، از عشق و سایه ها، شهر جانوران و سرزمین اژدهای طلایی نام برد. او همینک در کالیفرنیا با همسرش ویلیام زندگی می کند.

   سرزمین خیالی من در برگیرنده ی خاطرات این نویسنده از دوران مختلف زندگی اش است.

 شاهد تن(خشونت بنیادین علیه زنان جنوب آسیایی ساکن در ایالات متحده)/

 شامیتا داس گوتپا/ ترجمه ی بنفشه جوادی/ انتشارات جامعه شناسان/ 375 صفحه

   هر ساله خانواده های بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به زندگی بهتر و رفاه و امکانات بیشتر به کشورهای اروپایی از جمله ایالات متحده ی آمریکا مهاجرت می کنند. بسیاری از این افراد که به طور خانوادگی دست به مهاجرت می زنند زن، شوهر و فرزندان به طور معمول از پایگاه اقتصادی مطلوبی نیر برخوردار نیستند و برای بهسازی شرایط زندگی خود ناگزیر از تحمل سختی های بی شمار می شوند. در این بین شاید زنان و فرزندان از آسیب پذیری بیشتر نسبت به مردان برخوردار باشند. زنانی که به دلیل نداشتن تسلط کافی به زبان کشور مهاجرپذیر و نداشتن استقلال مالی بیش از همیشه به شوهران خود متکی هستند، چه بسا بیشتر دچار آسیب و شکنجه می شوند.

   کتاب شاهد تن در برگیرنده ی تحقیقات داس گوتپا درباره ی زندگی زنانی است که از کشورهایی همچون هند، پاکستان، نپال، فیلیپین و... به آمریکا مهاجرت کرده اند و با معضلاتی بیشمار در جامعه به ویژه در خانواده و در مواجهه با همسران خود روبه رو هستند.

   در فصل نخست این کتاب به ابعاد و نتایج خشونت خانوادگی در بین زنان آسیایی پرداخته شده است. فصل دوم نیز به فعالیتهایی اشاره می کند که سازمانهای مردمی و حقوق بشر برای پیشگیری یا کاهش آسیبهای این زنان انجام می دهد.

   در فصل سوم به حمایتهایی که در قانون پیش بینی شده تا نسبت به آسیب دیدگان اعمال شود پرداخته شده است. واکنشها و تلاشهای خود زنان آسیب دیده موضوع فصل چهارم کتاب را تشکیل می دهد.