دو واره آسمانه دیل پورابو...

نسرین پورهمرنگ

 

   چند سالی است که روزهای نوروز و بهار، با همه ی زیبایی هایش با خبرهایی ناگوار در هم می آمیزد؛ خبر درگذشت برخی هنرمندان کشور...

گویا روح حساس هنرمندان در آغازین روزهای بهار بیش از هر زمانی دیگر به تلاطم می افتد و هوای پرکشیدن می کند... و امروز در 23 فروردین ماه 1391، خبر درگذشت استاد ترانه های فولکلور گیلان فریدون پوررضا، شنوندگان را در بهت و ناباوری فرو برد.

زندگی ماشینی و سیل اخبار اغلب عاری از حقیقتی که رسانه ها هر روز و هر ساعت بر سرمان آوار می کنند، دیگر مجالی برای پرداختن به آنچه اندیشمند برجسته ی معاصر یورگن هابرماس از آن با عنوان جهان حیاتی نام می برد که قلمرو نیکی، حقیقت و زیبایی است، باقی نمی گذارد.

حالا دیگر فقط بهت برانگیزی خبرهای بسیار بزرگ است که ما را به یاد هم می اندازد: خبر درگذشت و پر کشیدن روح انسانها...

صدای گرم، پرکشش و دلنشین استاد فریدون پوررضا فقط در خاطره های دور و نزدیک گیلانیان جاودانه نشده است، که سایر هموطنان نیز با عمق و دلنشینی صدای این خواننده ی ترانه های محلی گیلان در تیتراژ سریال پس از باران به خوبی آشنایی دارند. طنین بی نظیر آوازهای این استاد ترانه های فولکلور گیلان، بی تردید در ذهن وخاطره ی گیلانیان و سایر هموطنان، همواره جاودان خواهد ماند.

روحش شاد و قرین رحمت باد...

 

دو واره آسمانه دیل پورابو (دوباره دل آسمان پر شد)

سیه ابرانه جیر مهتاب کورابو (مهتاب، پشت ابرهای سیاه کور شد)

ستاره دانه دانه رو بیگیفته (ستاره ها، دانه به دانه، [از من] روی گرفتند)

عجب ایمشب بساط غم جورا بو (امشب، بساط غم چه عجیب جور شده است)

تی واسی مو دامون بوشوم (به خاطر تو به دامان رفتم)

افسرده و نالون بوشوم (افسرده و نالان رفتم)

جنگل سیاه و سرده (جنگل، سیاه و سرد است)

می آه دیل پور درده (آه ِ دل ِ من، پر درد است)