معرفی یک کتاب منتشر نشده در ایران

کلنل/ محمود دولت آبادی/ ترجمه‌ی بهمن نیرومند/  انتشارات یونیون/ سال 2009/ آلمان

Der Kolonel, Mahmud Doulatabadi
Aus dem Persisch und mit einem Nachwort von Bahman Nirumand
Unionverlag, Zürich, 2009

 

   در سال 2009 میلادی انتشارات یونیون در کشور آلمان رمان «زوال کلنل» نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی یکی از برجسته‌ترین نویسندگان حاضر کشور استاد محمود دولت آبادی با عنوان «کلنل» منتشر شد. ترجمه‌ی این اثر استاد محمود دولت‌آبادی از فارسی به انگلیسی را آقای بهمن نیرومند به انجام رسانیده است.

نوشتن این کتاب 25 سال به درازا کشید و وی پس از آنکه بارها آنرا اصلاح نمود در سال 1387 آن را به وزارت ارشاد سپرد تا مجوز نشر این کتاب را صادر نمایند. اما متاسفانه این کتاب نیز به مانند بسیاری دیگر از آثار ارزنده که در اداره‌ی ممیزی دولت پیشین با توفق مواجه شدند، امکان کسب مجوز انتشار را نیافت و به ناگزیر نویسنده آن را برای نخستین بار به زبان غیر فارسی در کشور المان متتشر کرد.

با وقوع تغییرات نسبی در وزارت ارشاد دولت آقای روحانی امیدها بار دیگر برای لغو و یا تعدیل ممیزی در ایران ایجاد شد، اما این امیدها آنچنانکه انتظار می‌رفت پیش نرفت. از جمله امید بسیار می رفت تا رمان ارزنده‌ی آقای دولت آبادی که یکی از استوانه‌های ادبیات معاصر کشورمان محسوب می شوند، اجازه‌ی انتشار در داخل کشور را بیابد که متاسفانه این امیدواری تاکنون به تحقق نپیوسته است.

اما آنچه این میان مایه‌ی تاسف است؛ ادبیاتی است که از جانب مسئولان وزارتخانه در دو دوره‌ی مختلف مورد استفاده قرار داده‌اند. در حالی‌که بهمن دری، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم دلیل ندادن مجوز به اثر فاخر استاد دولت‌ابادی را با لحنی واقعگرایانه‌تر چنین اعلام می نماید: «من هم کتاب را مطالعه کردم و فکر می‌کنم کتاب به لحاظ تصویری و بصری، کتاب خوبی است؛ منتها قرائت جدیدی از شرایط قبل و بعد از انقلاب را ارائه می‌کند...» وی در ادامه می‌افزاید: « نویسنده آن را به چیره‌دستی نوشته است (اما) چون این کتاب سابقه است، باید با نویسنده بنشینیم و حرف بزنیم...»

بهمن دری در ادامه‌ی سخنان خود افزوده بود: «کتاب «کلنل» یا «زوال کلنل» اصلاحاتی داشت که نویسنده برخی از این اصلاحات را انجام داده است و من درنظر ندارم واژه‌ها و ترکیب‌بندی در کتاب تغییر کند. برای من، پیگیری نکاتی وجود دارد که این قرائت می‌تواند قرائت جدیدی را با تأثیرگذاری نامطلوب ارائه دهد. البته آنچه اداره کتاب تا کنون اعلام کرده، این است که باید اصلاحاتی در کتاب انجام شود و نویسنده برخی موارد را اصلاح کرده ولی مد نظر من چیز دیگری است.»

اما سه‌شنبه‌ی گذشته؛ حسین نوش‌آبادی سخنگوی وزارت ارشاد در پاسخ سوال خبرنگاران مبنی بر وضعیت انتشار کتاب کلنل چنین گفت: «زوال کلنل» منهای شخصیت آقای دولت‌آبادی،‌ به دلیل اشکالات و نواقص محتوایی که در آن وجود دارد‌، تاکنون مجوز انتشار نگرفته است و تا زمانی که اصلاح نشود مجوزی برای انتشار آن صادر نخواهد شد.»

وجود «اشکالات و نواقص محتوایی» عبارتی است شامل دو واژه‌ی عربی که سخنگوی وزارت ارشاد دولت یازدهم به خود اجازه می‌دهد تا درباره‌ی اثر یرجسته ترین رمان نویس معاصر کشورمان برزبان براند. آیا به واقع اظهار نظر درباره‌ی محتوای اثر یک نویسنده‌ی برجسته در حد و اندازه‌ی سخنگوی یک وزارتخانه ‌می‌باشد؟!

سخنگوی  وزارت ارشاد‌ به نقل از ایسنا که 20 آبان‌ماه در نخستین نشست خبری‌اش سخن می‌گفت در پاسخ به انتقاد یکی از خبرنگاران مبنی بر این‌که حتی در دولت قبل نیز به این صراحت درباره ندادن مجوز نشر به «زوال کلنل» صحبت نشده بود‌، گفت:  «وزارت ارشاد در طول یک سال و چند ماه قبل به 65 هزار عنوان کتاب مجوز داده است که 35 هزار عنوان آن جدید است. متاسفانه کسی از صدور این همه مجوز صحبت نمی‌کند و تنها درباره دو مصداق صحبت می‌شود که وزارت ارشاد با قسمت‌هایی از آن مسأله دارد و می‌گوید باید اصلاح شود.»

مقایسه‌ی یک اثر فاخر از نویسنده‌ای به شدت دارای اعتبار هنری که شاید تا دهه‌ها بعد نیز کسی در توان قیاس با او به ظهور نرسد با 65 هزار عنوان کتاب دیگر وزارت ارشاد که اجازه‌ی نشر یافته‌اند، از آن دست ادعاهایی است که انسان را متحیر می‌سازد. آیا به‌واقع انبوه کتاب سازی‌ها و کپی بردار‌یها و به هم بافتن‌ها را کتاب به‌حساب آورد؟!

همچنان که در بالا بدان اشاره شد، رمان «کلنل» در ایران با نام «زوال کلنل» در سال 87 توسط نشر چشمه برای کسب مجوز نشر ارائه شد، اما موفق به دریافت اجازه‌ی انشار نشد و در دولت جدید هم دوباره به اداره‌ی ممیزی کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شده است. این کتاب آبان‌ماه سال 92 برنده جایزه‌ «یان میخالسکی» 2013 سوییس شد. دولت‌آبادی همچنین با نسخه‌ی ترجمه‌ این رمان نامزد جایزه‌ ادبی آمریکا برای بهترین کتاب ترجمه به زبان انگلیسی بود و نامش در فهرست نامزدهای اولیه‌ جایزه‌ بوکر آسیا نیز قرار گرفت.

موضوع این کتاب، داستان یک خانواده‌ی ارتشی در زمان قبل و بعد از انقلاب است. از پدر خانواده در این رمان با عنوان «کلنل» یاد می‌شود. وی سرپرست یک خانواده‌ی 5 نفری است و به همراه زن و فرزندان خود در ایران زندگی می‌کند و پس از وقوع انقلاب از رفتن به خارج از کشور امتناع نموده است. نویسنده سرگذشت این خانواده را از وقایع بعد از انقلاب اسلامی سال 57 دنبال می‌کند.

 کلنل خود یکی از سرهنگ‌های ارتش شاه است که به علت خودداری از شرکت در جنگ ظفار مورد توبیخ قرار گرفته و مدتی نیز زندانی می شود. او بعد از وقوع انقلاب نیز از نزدیک شدن به تشکیلات حکومتی خودداری می‌کند و سعی می‌کند با  حاشیه‌نشینی، با افکار مستقل خود به تنهایی زندگی کند. فرزندان کلنل هریک نماد یکی از ایدئولوژ‌ی‌های رایج در کشور هستند و هریک نیز متعاقب افکار سیاسی و اجتماعی خود به سرنوشت معینی دچار می شوند. زندگی کلنل نماد یک خانواده‌ی درحال متلاشی شدن است. شروع رمان از خاک‌سپاری دختر کلنل که در درگیری‌ها کشته شده است آغاز می‌شود و تصویر و تفسیر این واقعه در آن شب کذایی که بیش از نیمی از حجم رمان را به خود اختصاص می‌دهد، خواننده را به یاد ابهام و وهمناکی فضای داستان‌های کافکا می‌اندازد.

اما محور اصلی داستان به مرور افکار و اندیشه‌های خود کلنل اختصاص دارد. سرخوردگی و اندوه و بی‌انگیزگی سراسر وجودش را احاطه کرده است. او درحالی که نمی‌داند باید انتظار خبرها و رویدادهای ناگواری را برای اعضای خانواده‌اش بکشد، گاهی خود را به خاطر نحوه‌ی تربیت فرزندانش و یا واقعه‌ی قتل همسرش به دست خودش - که فردی الکلی و دارای روابط نامشروع بود،- و نویسنده روایت آن را به صورت مبهم برگزار می‌نماید؛ سرزنش می‌نماید.

گاه در بخش‌هایی از رمان اشاره‌هایی نیز به تاریخ گذشته می‌شود و شاید شخصیت اصلی داستان خود را در گذرگاههایی با "کلنل محمد تقی خان پسیان" مقایسه می‌کند و همچنین برخی از وقایع جنبش‌های آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران در دوران مشروطیت و رضا شاه یادآوری می‌شوند. در بخش پایانی کتاب گفتگوی محمد تقی خان پسیان با کنسول انگلیس که او را به رفتن از ایران تشویق می‌کند، می‌آید و به نظر می‌رسد تمثیلی از رغبت خودِ کلنل برای خروج از ایران باشد.

دکتر محمد مصدق، ستارخان و عمواوغلی نیز از جمله شخصیت های تاریخی هستند که به صورت گُذرا در این رمان به آنها اشاره می‌شود.

  ترجمه‌ی این کتاب به زبان آلمانی به صورتی سلیس و روان صورت گرفته است و مترجم صفحاتی را درپایان کتاب به معرفی محمود دولت‌آبادی به خوانندگان آلمانی زبان اختصاص داده است. نشریات چاپ آلمان در زمان انتشار کتاب در سال 2009 از آن نقدهایی مثبت منتشر کردند و و نویسنده با حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت به معرفی اثر خود به خوانندگان پرداخت.