جشن تیرگان؛ پاسداشت هویت اجتماعی قلم

   نسرین پورهمرنگ

سخن آغازین
   در باره خاستگاههای جشن تیرگان در آثار متعدد تاریخی و معاصر سخن گفته شده و از ویژگیهای این جشن و دلایلی که اجداد باستانی ما را وا می داشت که از 13 تیر ماه آغازین روز جشن تیرگان با عنوان تیرروز تا 22 تیر ماه روز پایانی جشن تیرگان با عنوان بادروز را به فراغتی برای لذت بردن از زیباییهای زندگی تبدیل کنند و به ستایش نعمتهای خداوند بپردازند، به تحلیل و تفسیر پرداخته شده است.

 خاستگاههای جشن باستانی تیرگان عبارتند از:

1-   پاسداشت نویسندگان و کاتبان و بزرگداشت قلم به دستور هوشنگ پادشاه پیشدادی

2-   غلبه ی تیشتر الهه ی باران بر اپوشه دیو خشکسالی و افزایش رزق و روزی

3-   پرتاب تیر به وسیله ی آرش و مشخص شدن مرز ایران و توران و رها شدن وطن از دست دشمن و جنگهای ویرانگر

به طور دقیق نمی دانم که در فرهنگ باستانی چندین ملت روزی به نام پاسداشت قلم و صاحبان قلم جای دارد. اگر چه امروز در عصر فرهنگ و ارتباطات و حتی اندکی پیش از آن- از دوره ی آغاز تجربه ی مدرنیته-هنرمندان و صاحبان فکر و قلم و اندیشه، جایگاهی معتبر در جوامع خود و نیز نزد مردمان خویش و دیگر مردمان جهان یافته اند، اما بر این گمان نیستم که کند و کاو در فرهنگ قدیم ملتهای کهن و دارای تمدن کشاورزی، برای جست وجوی روز قلم، ثمری در پی داشته باشد. اگر هم داشته باشد چیزی از میزان ارج و اعتبار روز قلم ایرانی نمی کاهد که بر آن می افزاید، چرا که حکایت از تعامل، درایت و عاقبت اندیشی ایرانیان باستان می دهد. در جامعه یی سراسر بنا شده بر اقتصاد و تمدن کشاورزی، تعبیه ی روزی به نام روز قلم جای تامل فراوان دارد.

قلم و هویت اجتماعی
   وقتی موضوعی در تقویم ملتی، روزی را به خود اختصاص می دهد، تاکید بر ابعاد هویت اجتماعی آن موضوع قرار می گیرد. هویت سرچشمه ی معنا و تجربه برای مردم است. هویت در عین آنکه متمایز می سازد، وحدت هم می بخشد و کارکردهای معینی را متوجه سوژه می سازد. کارکردهای اجتماعی افراد، گروهها، سازمانها،  نهادها و...  مبتنی بر تمایزی است که هویت اجتماعی شان بر عهده ی آنها گذاشته است. تخطی از این کارکردها و به انجام نرسانیدن صحیح وظایف، خطر بی اعتباری هویتهای اجتماعی را در پی دارد.
   صاحبان هویتهای اجتماعی در کِسوت صاحب منصبان و دارندگان گوشه و مقام، هم از اختیار برخوردارند و هم عُهده دار وظیفه. اختیار منابع و ثروتهای مادی و معنوی جامعه را دارند و عُهده دار امانت و سپردن امانت به نسلهای آینده. آشوب و بی قانونی آنگاه گریبانگیر جامعه می شود که اختیار بر وظیفه بچربد، اختیار به دست درازی و تجاوز و تعدی تبدیل شود و وظیفه در کنج خلوت، افزونگر اوهامی شود که برای سرخوشی و لذت در هوا دود می شود.
 در چنین جامعه یی هویت را نمی توان نشانه ساخت و هویت مندان را نشان کرد.

قلم و نشانی از حقیقت
   درک هویت اجتماعی قلم چندان دشوار نیست. مردم با قلم در خلوت خویش ارتباط برقرار می کنند. بر خلاف آنچه در روابط میان فردی اتفاق می افتد، در تعامل با آثار بر جای مانده از قلم، می تواند منطق و عقلانیت بیشتری در جریان باشد. انسانها در روابط میان فردی دچار غلبه ی احساسات منفی و مثبت فراوان می شوند و حساب سود و زیان، بر چگونگی تعاملشان اثر می گذارد. اما در هنگام مطالعه، بیشتر می توان بر احساسات کنترل داشت و بر توانایی ذهن و ضمیر برای دریافت مفاهیم نهفته در واژگان تکیه کرد.
   آنجا که صاحب قلم در کسوت منتقد اجتماعی و راوی بی طرف وتیزبین واقعیتهای جامعه، نگارش را پیشه ی خود می سازد- همانند صدها هزار روزنامه نگار و خبرنگاری که در سراسر جهان به فعالیت مشغول هستند- انتظار مخاطبان، روایت صادقانه ی واقعیتهای جامعه است. جان کلام آنکه مردم از قلم انتظار جاری حقیقت را دارند. هویت اجتماعی قلم با حقیقت و منطق پیوندی ناگزیر و جاودانه دارد. انتظار مخاطبان قلم آن است که تصاویری عاری از دروغ و دغل و باژگونگی واقعیتها از آن مشاهده نمایند. هر آنچه غیر از این باشد معرکه و شُعبده است و حاصل معرکه گیری و شُعبده بر دیدگان خلایق افکندن، هویدا.
   بی اعتباری صاحب قلم از اعتبار قلم نمی کاهد. مردم جایگاهی دیگر می جویند و مامنی دیگر می طلبند تا از حقیقت دلجویی کنند و در این هنگامه تشفی دل خود را نیز حاصل کنند؛ حاصلی شاید سرشار از لذت، چه بسا آمیخته با درد، گاهی گِره خورده با رنج، شاید زدوده شده از رنگ و لعاب، شاید...

قلم و جست و جوی فرصت
   آنچه گفته شد جملگی نشان از سنگینی باری است که بر پیکر ظریف قلم نهاده شده است، گذران این بار سنگین به ظرافت طبع و دقت اندیشه و وسعت افق دیدگان نیازمند است. افقی که گاه آشکار است و گاه مبهم، گاه در دسترس است و گاه بس بعید، زمانی شوق رفتن بر می انگیزد و دیگر زمان سُستی هراس.
 اما هر زمان که اندیشه های والا به همتهای بلند گِره خورند، بارها هر اندازه سنگین باشند به مقصد می رسند و لذت رسیدن به مقصد، آن را به مبدایی برای دوباره رفتن تبدیل می کند.
   هم از این رو است که قلم و حقیقت هر دو در جست وجوی فرصت اند تا در مسیری روشن، دوش به دوش یکدیگر قدم بردارند و لذت این همراهی را به خلق یگانه ترین تصاویر تبدیل سازند.

   فرا رسیدن جشن تیرگان بر خوانندگان عزیز این نوشتار خجسته باد
.