رمانتيسم اوليه‌ی آلماني ؛

آگاهی تب‌آلود یک جنبش

*نسرین پورهمرنگ

**جنبش رمانتیسم در دوره و زمانه‌یی ظهور کرد که تحولات عظیم علمی، اجتماعی و سیاسی، به کلی بنیان نظم پیشین را بر چیده و خبر از فرارسیدن عصری جدید می‌داد. انقلاب صنعتی، شیوه‌ی سنتی تولید را کنار زده و هر روز کارخانه‌یی در گوشه‌یی از شهرهای اروپایی سربرمی‌آورد و تعداد فراوانی از کارگران بیکار شده‌ی روستایی را به سمت خود جذب می کرد. تحولات اجتماعی و سیاسی نیز از آنچنان عمق و گستره‌یی برخوردار بودند که چشم‌انداز آینده را برای بسیاری از متفکران اجتماعی پر ابهام ساخته بود.  

 

  به تازگی کتابی با عنوان رمانتیسم آلمانی؛مفهوم رمانتیسم آلمانی اولیه[۱] به قلم فردریک بیزر[۲] و با ترجمه‌ی "سیدمسعود آذرفام" به فارسی ترجمه و به همت انتشارات ققنوس منتشر شده است.

نویسنده‌ی کتاب فردریک چارلز بیزر؛ فیلسوف آمریکایی و استاد فلسفه در دانشگاه سیراکوس نیویورک است. وی یکی از محققان انگلیسی زبان و پیشتاز در زمینه‌ی مطالعات ایده‌آلیسم آلمانی است. علاوه بر آثارش در زمینه‌ی یاد شده، بیزر درباره‌ی رمانتیسم آلمانی و فلسفه‌ی بریتانیایی در قرن نوزدهم نیز آثاری به نگارش درآورده است.

خط فکری فیلسوف آمریکایی در این کتاب برمبنای این اندیشه تداوم می‌یابد که جنبش رُمانتیسم برخلاف گمان رایج، به نقد ادبیات، هنر و زیبایی‌شناسی محدود نمی شود، بلکه فلسفه‌یی مغفول مانده در پس نقادی‌های زیبایی‌شناختی و ادبی این جنبش بنا نهاده شده است که اهداف اخلاقی، معرفت‌شناسانه و سیاسی آن را تبیین می‌کند.

بیزر برای تحقیقات خود در سال 1994 بورسیه‌ی گوگنهایم را دریافت كرد و در سال 2015 درجه‌ی شایستگی جمهوری فدرال آلمان به وی اعطا شد.

محققانی که در زمینه‌ی رمانتیسم آلمانی تحقیق کرده‌اند، سه دوره را برای این جنبش تشخیص داده‌اند که عبارتند از: رمانتیسم اولیه یا ینا، رمانتیسم برین یا هایدلبرگ و رمانتیسم متأخر.

کتاب رمانتیسم آلمانی به واقع دربرگیرنده‌ی نقد و بررسی دوره‌ی نخست این جنبش طی سال‌های 1797 تا 1802 میلادی است.

 *****

  وحدت با طبیعت و تمنای بازگشت به گذشته، احیای اجتماع اُرگانیکِ پیشانظم مکانیکی جوامع صنعتی و یا بنا نهادن یوتوپیایی در آینده؛ اشتیاق نوستالژیک کسانی را تشکیل می‌دهد که مولفه‌های نظری جنبش رُمانتیک در حوزه‌های مختلف فلسفه، هنر، کلام،سیاست، اقتصاد و ... را طرحریزی کردند.

این جنبش که ادبیات و هنر تنها یکی از عرصه‌های ظهور آن بود و توانست در حوزه‌های وسیع و پیچیده‌ی اجتماعی ،سیاسی و فلسفی محرک تحولاتی فراگیر باشد، بازگشت به ساختارهای اجتماعی پیش از نظام سرمایه‌داری و وحدت و اُنس با طبیعت به جای سلطه بر آن و احیای اجتماع ارگانیک به‌جای نظم مکانیکی را به بُن مایه‌ها‌ی اصلی بینش خود تبدیل کرد.

جنبش رُمانتیسم یکی از جنبشهای پردامنه بود که برخی محققان شروع آن را به نیمه‌ی دوم قرن هیجدهم می رسانند[۳] و برخی نیز تا نیمه‌ی دوم قرن هفدهم به عقب می روند.[۴]

این اصطلاح در اصل اصطلاح تحقیرآمیزی بود برای هر چیز غیرواقعی، عجیب و غریب، خیالیِ، اغراق آمیز یا احساساتی. این اصطلاح در پی تمهیدات استعاری که طی قرن هیجدهم کاربرد فراوانی پیدا کرد به مناظر و چشم‌اندازهای طبیعی نیز اطلاق گردید [و بعد] اصطلاحی برای هر چیز جالب و بدیع که یا گویای صفا و سادگی روستایی بود یا برعکس به طبیعتی وحشی و بی‌نظم اشاره داشت.[۵]

   البته به دست دادن مفهومی سرراست و یگانه از رُمانتیسم که مورد پذیرش همگان باشد به امری دشوار تبدیل شده است، به قول رابرت سی‌یر رمانتیسم در عین حال (یا به تناوب) انقلابی و ضد انقلابی، جهانی و ملی، واقعگرا و خیال پرور، بازگشتگرا و یوتوپیایی، دمکراتیک  و اشرافی، جمهوری‌خواه و سلطنت‌طلب، سُرخ و سفید، عرفانی و حسی و... است. 

 تناقض‌ها نه تنها در اجزای پراکنده‌ی جنبش رُمانتیک که حتی در آثار یک نویسنده نیز به چشم می‌خورد، آنچنان که "آرتور لاوجوی" [۶]می گوید:کلمه‌ی رُمانتیک آن‌قدر معانی مختلف پیدا کرده است که فی‌نفسه دیگر هیچ معنایی ندارد و نمی‌تواند کار نشانه‌ای لفظی را انجام دهد...[۷]  لاوجوی نماینده‌ی تفکری است که رُمانتیسم را دالی بدون مدلول می‌پندارد و پیشنهاد می‌دهد که منتقدان از به کار بردن واژه‌یی که این چنین تن به اغتشاش می‌دهد خودداری کنند. 

   بازگشت به گذشته و یا دستکم اُنس به گذشته و بازآفرینی آن در آینده و سر سازش نداشتن با نظم سرمایه‌داری؛ بُن‌مایه‌هایی هستند که پژوهشگران جنبش رمانتیسم  بدان وقوف دارند. والتر بنیامین در توصیف شیفتگی رمانتیک‌های آلمان به رویا، به سدهایی اشاره می کند که مانع بازگشت روح به خانه‌ی مادری‌اند. [۸]

رابرت سه‌یر و میشل لووی جوهر بینش بازگشت به خانه‌ی مادری را تقابل با اندیشه‌ی سرمایه‌داری می‌دانند. روح رمانیتک در آرزوی بازگشت به خانه می‌سوزد و به راستی همین نوستالژیا برای آنچه از کف رفته است جوهر بینش ضد سرمایه داری رمانتیک را تشکیل می دهد. مشخصات تعیین کننده‌ی این گذشته تفاوت آن با حال حاضر است ...[۹]

جنبش رمانتیسم در دوره و زمانه‌یی ظهور کرد که تحولات عظیم علمی، اجتماعی و سیاسی، به کلی بنیان نظم پیشین را بر چیده و خبر از فرارسیدن عصری جدید می‌داد. انقلاب صنعتی، شیوه‌ی سنتی تولید را کنار زده و هر روز کارخانه‌یی در گوشه‌یی از شهرهای اروپایی سربرمی‌آورد و تعداد فراوانی از کارگران بیکار شده‌ی روستایی را به سمت خود جذب می کرد. تحولات اجتماعی و سیاسی نیز از آنچنان عمق و گستره‌یی برخوردار بودند که چشم‌انداز آینده را برای بسیاری از متفکران اجتماعی پر ابهام ساخته بود.

جنگ استقلال در آمریکا(1775)، انقلاب فرانسه(1789)، اعدام لویی شانزدهم (1793)، به دست گرفتن زمام دولت توسط  ناپلئون(1799)، تاجگذاری ناپلئون و شروع جنگ در اروپا(1804)، قتل عام پترلودر انگلیس(1819)، وقوع انقلاب در فرانسه، ایتالیا و اتریش(1848) و... بسیاری از این وقایع پیامدهای مثبت و منفی را یکجا به همراه آورده بودند. آشوب و نابه‌سامانی‌های ناشی از انقلابهای پیاپی در اروپا، تاثر و افسوس بسیاری از نویسندگان و متفکران را به همراه داشت. آرزوی بازگرداندن جامعه به نظم، مورد توافق این نویسندگان و متفکران بود، اما برخی خواهان بازگشت به روزگار مسالمت آمیز پیشین و نظم  قرون وسطی بودند. اگر چه برخی دیگر همچون ویکتور کوزن [۱۰] و پل لویی کوریه[۱۱] در فرانسه و بنتام  و فایده‌گرایان در انگلستان چنین بازگشتی را محال می دانستند، اما مشهورترین نویسندگان و متفکران رُمانتیسم آرزوی بازگشت در سر می‌پروراندند؛ از جمله‌ی اینان می‌توان به لویی دوبونالد[۱۲]، ژوزف دومیستر[۱۳]، ادموند برک[۱۴] و فریدریش شلگل اشاره کرد.

  رابرت سه‌یر و میشل لووی اشاره می‌کنند که در واژه‌ی رمانتیک آنچنان که در آغاز جنبشی که مصداق این نام بود فهمیده می شد اشاره‌ای به گذشته‌ای خاص وجود دارد: قرون وسطی که از نظر فریدریش شلگل دوره‌ی پهلوانان و عشق و افسانه‌ی پریان و خالق پدیده و حتی نام رمانتیسم بود. یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های واژه‌ی رمانتیک، رمانس درباری قرون وسطی است اما نگرش ضدسرمایه‌داری رمانتیک مد نظر ما علاوه بر قرون وسطی به گذشته‌های بسیاری چشم دوخته است. جوامع ابتدایی و یونان کهن و رنسانس انگلیس و رژیم کهن فرانسه، جملگی میانجی این جهانبینی بوده اند.[۱۵]

سه‌یر و لووی رمانتیسم را به عنوان جهانبینی معرفی می‌کنند که ساختار ذهنی جمعی است و خاص گروههای اجتماعی مشخص که در حوزه‌های گوناگون تجسم می‌یابد، بنابراین نه به هنر و ادبیات محدود می‌شود و نه به دوره‌ی تاریخی خاص. همانقدر می‌توان نوالیس را در ادبیات، ادموند برک و پرودون و مارکوزه را در فلسفه ی سیاسی، سیسموندی را در نظریه‌ی اقتصادی و شلایرماخر را در علم کلام رمانتیک دانست که زیمل و تونیس و وبر را در جامعه‌شناسی.[۱۶]

   جست وجو برای به دست آوردن فردوس گمشده وظیفه‌یی بود که رمانتیک‌ها برای خود قائل بودند. برخی آرزوی بازگشت به گذشته را داشتند، برخی احیای گذشته در زمان حال را امکانپذیر می‌دانستند و برخی نیز به فکر بازسازی گذشته در آینده‌ی پس از دوران سرمایه‌داری بودند. در این آرزوها و جست وجوها آنچه مورد توجه و تاکید رمانتیک‌ها قرار داشت عبارت بود از: ساختارهای نظم و منزلت قرون وسطایی و پدرسالاری که پس از انقلاب فرانسه از میان رفته بودند و وحدت با طبیعت که نظام سرمایه‌داری به دنبال تسلط بر آن بود. بازگشت به زندگی آرمانی دهقانی و نوستالژی برای گمینشافتِ(اجتماع) ماقبل سرمایه‌داری و ارزش‌ها و فرهنگ جمعگرایانه‌ی آن در برخی از شاخه‌های رُمانتیسم انقلابی مورد توجه بسیار قرار داشت.

"گئورک لوکاچ" پس‌زمینه‌ی ظهور جنبش رمانتیسم در شهر ینا در ایالت تورینگن آلمان را چنین توصیف می‌کند:

   قرن هجدهم رو به مرگ است- قرن عقلگرایی، قرن بورژوازی جنگجو و فاتح که از پیروزی خویش آگاه است. در پاریس نظریه‌پردازان رویازده باسرسختی خونین و بی رحمانه‌ای، انواع ممکن عقلگرایی را در عالم رویا تا نتایج غایی‌شان پی می‌گرفتند و در همان حال دانشگاههای آلمان کتابهایی انتشار می‌دادند که یکی پس از دیگری بنیاد عقلگرایی و امید غرورآمیزش را محو و نابود می‌کردند- این امید که نهایتا هیچ چیز از دسترس عقل به‌دور نیست... از پس دوره‌ی جدیدی از هرج و مرج که عمرش به پایان رسیده بود نظام کهن بار دیگر قد راست می‌کرد.

         ینا در پایان قرن هیجدهم؛ رویدادی گذرا در زندگی چندتن از ابنای بشر که خود نیز برای کل دنیا اهمیتی گذرا بیش نداشتند. همه‌جا گوش فلک از فریادهای نبرد پُر گشته است، جهان‌هایی کامل یکی پس از دیگری فرو می‌پاشند، اما دراین‌جا، در این شهرک آلمانی، تنی چند از جوانان پرشور گرد آمده‌اند تا از میان آشوب و هرج و مرج، فرهنگی جدی و هماهنگ و جهانگستر بیافرینند. با همان سادگی درک‌ناپذیر  بسیار جسورانه‌ای به سوی هدف خویش می‌شتابند که فقط به کسانی عطا شده که آگاهی تب‌آلودی دارند... کل ماجرا یکسر به رقصی برفراز آتشفشان فروزان می‌مانست، به رویایی درخشان و نامحتمل...

به‌رغم غنای بی‌حد آنچه درخیال خویش پروراندند و در جهان پراکندند، "درکل ماجرا هنوز هم چیز بیمارگونه‌ای وجود داشت". هدف آن بود که نوعی برج بابل معنوی برپا شود، برجی که بنایش یکسره برباد بود. فروپاشی چنین برجی ناگزیر بود. اما درپی سقوط آن در وجود سازندگانش نیز همه چیز فرو ریخت.[۱۷]

فردریک بیزر؛ در نوشتن این کتاب رسالتی برای خود قایل است و آن جست و جوی برخی اهداف و خصلت‌های مشترک میان گروهی خاص از اندیشمندان در زمان و مکانی خاص. وی به دنبال ذات رمانتیسم نیست اما ما را بی‌نیاز از یک پیمایش کلی نیز نمی‌داند، صرفنظر از این که شخصیت‌های مطرح در این جنبش هریک تا چه حد منحصر به فرد بوده‌اند.

این فیلسوف آمریکایی در کتاب خود یک محور انتقادی را دنبال می‌کند که معطوف تفسیرهای پست‌مدرن از رمانتیسم اولیه است. به اعتقاد نویسنده به رغم نزدیکی‌های رمانتیسم اولیه با پست مدرنیسم، درک رمانتیسم به مثابه سبقتی بر پست‌مدرنیسم و تحمیل دغدغه‌های معاصر بدان، زمان‌پریشانه و از سریکجانبه‌نگری است. رمانتیسم اولیه‌ی آلمانی را باید پدیده‌یی تاریخی و منحصر به‌فرد دانست که بخشی از قرن هجدهم است و بُعد مغفول مانده‌‌یی دارد به نام عقل‌باوری که باید برای توازن بخشیدن به تفسیر‌ها، آن را بدان بازگرداند.

ابعاد فرهنگی و فلسفی جنبش را ذیل بُعد ادبی آن گنجاندن، خطایی است ناشی از اهمیتی که در بینش رمانتیسم به هنر داده شده است؛ همچنان که شیلر- از بانیان نهضت "توفان و تنگنا" و جنبش رُمانتیسم- به تشکیل دولتی فکر می‌کند که واجد ارزش های خِرد باشد و مبتنی بر مفهوم زیبایی.

بیزر به تقدم ارزش‌های اخلاقی و سیاسی و نقش مسلط آن بر زیبایی شناسی و دین تاکید دارد. باید توجه داشت که پیشینه‌ی شکاف بین اندیشه های فلسفی و زیبایی‌شناسی و دین به دوره‌ی پیشامتافیزیک در یونان باستان می‌رسد؛ شکافی که طی سده ها تداوم یافت و در زمان اومانیست‌ها در قرن شانزدهم به مغاکی ژرف بدل گردید.

بیزر از تاکید بر بُعد سیاسی زیبایی‌شناسی رمانتیک درصدد نیست که ادعا کند رمانتیک‌ها آشکارا در کردار سیاسی دخالت می‌کردند همچنان که مدعی نیست سیاست آنها برآمده از عقب‌نشینی به حوزه‌ی اخلاقی و زیبایی شناسی بوده است. امر اخلاقی و سیاسی نزد رمانتیک‌ها از اولویت برخوردار است و آنها زیبایی‌شناسی و دین را تابع هدف‌های اخلاقی و سیاسی می‌دانستند. خیر اعلی "خودتحقق بخشی" انسان است که صرفا درون جامعه و دولت امکان تحقق می‌یابد. از اینرو ارزش‌های اخلاقی و سیاسی زیربنای زیبایی‌شناسی، فلسفه‌ی تاریخ و فلسفه‌ی طبیعت این جنبش هستند.

  بیزر به این جمله از "فریدریش شلگل" استناد می‌کند که: امر رمانتیک خواهان تلفیق کل گونه‌های شعری است، کل طبیعت و علم باید به هنر و هنر باید به طبیعت و علم بدل گردد. همچنان که امر شعر باید اخلاقیاتی و اخلاقیات باید شعری باشد.

باید افزود که جنبش فکری رمانتیسم اگرچه اغلب نزد افکار عمومی به عنوان رویکردی در ادبیات و هنر شناخته شده است، اما همواره بسیاری از متفکران به جنبه‌های سیاسی و دیدگاههای انتقادی آن در امور سیاسی و مسایل اجتماعی توجه داشتند، چنانکه رویکردهای ضدسرمایه‌داری این جنبش بسیار مورد نقد و بررسی مارکسیست‌ها قرار گرفته است. اگرچه بسیاری از ناقدان مارکسیست باوجود رویکرد ضدسرمایه‌داری این جنبش آن را ارتجاعی و زمینه‌ساز ظهور هیتلر دانسته‌اند، اما مارکس و انگلس به رغم لحن انتقادی خود در مورد بالزاک، کارلایل و سیسموندی، احترام عمیقی را برای این نویسندگان رمانتیک قایل بودند؛ چرا که به زعم آنها توانسته بودند با انتقادهایشان قلب سرمایه‌داری را نشانه روند. همچنان که ویلیام موریس امکان بسیج این سنت را برای سوسیالیسم نشان می‌دهد و ریموند ویلیامز که دفاع این بینش فکری از قابلیت‌‌ها و ارزش‌های انسانی را می‌ستاید، اگرچه نقایص آن را نیز برمی‌شمارد.


 

[۱] - بیزر، فردریک (1398) رمانتیسم آلمانی؛مفهوم رمانتیسم آلمانی اولیه ، ترجمه‌ی سیدمسعود آذرفام، تهران، انتشارات ققنوس

[۲] - Frederick Charles Beiser

 [۳] - سه یر، رابرت- لووی، میشل (1373)، رمانتیسم و تفکر اجتماعی، ترجمه ی یوسف اباذری، فصلنامه ی ارغنون، سال اول، شماره ی 2،ص 128

[۴] - ولک،رنه (1373)، رمانتیسم در ادبیات، ترجمه ی امیر حسین رنجبر، فصلنامه ی ارغنون ، سال اول، شماره ی 2، ص 19 ، تهران

[۵] - پیشین

[۶] - Arthur , O.Lovejoy

 [۷] - سه یر، رابرت لووی، میشل (1373)، رمانتیسم و تفکر اجتماعی، ترجمه‌ی یوسف اباذری، فصلنامه ی ارغنون ، سال اول، شماره ی 2ص 120، تهران

[۸] - پیشین، ص  132

 [۹] - پیشین

[۱۰] - Victor Cousin

[۱۱] - Paul Louis Courier

[۱۲] - Louis de Bonald

[۱۳] - Joseph de Maistre

[۱۴] - Burke

[۱۵] - سه یر، رابرت- لووی، میشل (1373)، رمانتیسم و تفکر اجتماعی، ترجمه ی یوسف اباذری، فصلنامه ی ارغنون ، سال اول، شماره ی 2ص 132

[۱۶] - پیشین

[۱۷] -لوکاچ، گئورگ (1373) درباب فلسفه‌ی رمانیک زندگی، نوالیس، ترجمه‌ی مراد فرهادپور، ارغنون، ش 2، تهران ، صص 2-1