ريچارد براتيگان روايتگر نسلهاي سوخته
نسرين پورهمرنگ

 

 

 

ريچارد براتيگان نويسنده ي مشهور آمريكايي از دهه ي 1960 ميلادي به بعد است. او روايتگر زندگي روزمره ي نسلهايي است كه سوداهايشان اگر چه خام اما دلهايشان را آنچنان سوزانيد كه تا پايان عمر را به گوشه گيري و حاشيه نشيني سپري كردند. آثار براتيگان تجسم بخش روح زمانه است، زمانه يي كه انسانهاي آرمانگرايي همچون خود او را چنان دچار سرخوردگي و درماندگي كرد كه بي حاصلي و پناه آوردن به كاهلي و سرخوشيهاي زودگذر را تنها تسلي بخش دردهاي خود يافتند.

او در سي ام ژانويه ي 1935 در تاكوماي واشنگتن به دنيا آمد. از دوران كودكي او اطلاعات قابل توجهي در دسترس نيست، اما مختصر مطالب موجود بيانگر اين نكته هستند كه وي زندگي دشواري داشته است. پدرش پيش از به دنيا آمدنش خانواده را ترك كرد. مادرش در كودكي به دليل فقر و تنگدستي او را به يتيم خانه سپرد. همين موضوع سبب شد تا رابطه ي او با مادرش تا پايان عمر تنش آلود باشد، تا جايي كه در زندگي شخصي او هيچكس اجازه نداشت حتي نام مادرش را به زبان آورد.

در سال 1956 در 21 سالگي به سانفرانسيسكو رفت. در اين زمان جنبش بيتها در اوج دوران خود بود و نويسندگان و شاعران سرشناسي همچون جك كرواك، آلن گينزبرگ، رابرت كريلي، ميكل ميك كلور، فيليپ والن، گري اشنايدر و... عضو اين جنبش بودند. او نيز تحت تاثير قرار گرفت و به جنبش پيوست و نخستين مجموعه ي شعرش با عنوان <قلمرو دوم> (پادشاهي دوم) در اين سال منتشر شد.

در سالهاي 1957 و 1958 دو شعر بلند او به نامهاي <بازگشت رودخانه ها> و <اتواستاپ زن گاليله> منتشر شد. با سرايش اين شعرها جايگاه او به عنوان شاعري نامتعارف تثبيت شد.

در سال 1957 در 22 سالگي با ويرجينيا ديون آدلر ازدواج كرد و از او صاحب دختري شد، اما زندگي پرفراز و نشيب آنها بيش از 13 سال دوام پيدا نكرد. او در تابستان 1961 به همراه همسر و كودك خردسالش به آيداهو رفت و در ساحل رودخانه هاي پر از قرل آلاي آن منطقه چادر زد. در همين زمان رماني را به رشته ي تحرير درآورد كه او را به شهرت جهاني رسانيد. رمان <صيد قزل آلا در آمريكا> در سال 1961 نوشته شد و در سال 1967 منتشر گرديد. انتشار اين رمان براتيگان را از فقر مطلق نجات داد. او در اين سالها حتي در تامين غذاي روزانه اش نيز دچار مشكل بود. البته پيش از انتشار اين رمان، رمان ديگري با عنوان <ژنرال متفقين، اهل بيگ سور> را منتشر كرد كه در آن زمان فقط 743 نسخه از آن به فروش رفت.

تفاوت براتيگان تنها در سبك آثارش نبود. پيش از آنكه با رمان <صيد قزل آلا در آمريكا> به شهرت جهاني برسد داستانها و شعرهاي منتشر شده اش را در كنار خيابان به رهگذران مي فروخت و يا به طور رايگان به افراد اهدا مي كرد. كتاب شعري با عنوان <لطفا" اين كتاب را بكاريد> را نيز منتشر كرد كه اين كتاب شامل هشت شعر او بود و به همراه هر شعر بسته يي بذر. بسته هاي باز نشده ي اين مجموعه همينك نزد مجموعه داران چندين هزار دلار خريد و فروش مي شود. سه شعر از اين مجموعه با عنوان <كلاه كگافكا> با ترجمه ي عليرضا بهنام در ايران توسط نشر چشمه منتشر شده است.(البته بدون بذر)

شعرهاي او مورد توجه گروه معروف بيلتها نيز قرار گرفت. ريچارد به سفارش اين گروه چند شعر و بخشهايي از رمانهايش را در نوار كاستي با عنوان <گوش دادن به ريجارد براتيگان> خواند و منتشر كرد.

در سال 1970 از همسرش ويرجينيا جدا شد و تا هشت سال پس از آن در مجامع عمومي ظاهر نگرديد و سخنراني ننمود. ازدواج دومش با زني ژاپني به نام آكيكو نيز دو سال بيشتر دوام نيافت.

شعرهاي براتيگان اگر چه ساده اما دلپذير هستند. شايد علتش نزديك شدن وي به عمق احساسات و باورهاي مخاطبانش باشد و اينكه آنها را دستمايه ي توصيف قرار مي دهد. تفكر او ضد بورژوازي است. او اين تفكر را با بينشهاي سوررئاليستي در آميخت و جانمايه ي آـثار هنريش را تشكيل داد.

شخصيت هاي داستانهاي براتيگان را حاشيه نشينان جامعه تشكل مي دهند. آنان از زندگي و اوضاع روزگارشان شكايت دارند، چرا كه همه ي اميدها و آرزوهايشان برباد رفته است، آرمانهايشان نقش بر آب شده و آنان براي دستيابي به ارزش مسلط جامعه ي خود يعني رفاه، با شكست روبه رو شده اند. آنان به ناچار به حاشيه رانده شده و با كاهلي و دل سپردن به خوشيهاي زودگذر اندوه زندگي را تسكين مي دهند. اگر چه عده يي نيز دست به تلاش مي زنند و همه ي كوشش خود را به كار مي برند تا نه به آرمانها، كه به همين آرزوهاي كوچگ و دم دستي خود دسترسي پيدا كنند. اندوهي كه در زندگي اين آدمها موج مي زند حاصل هويت باختگي است. آنان از رفاه و تشخص بهره يي ندارند و سرخورده در عشق و زندگي، در نهايت تنهايي روزگار مي گذرانند.

در رمان <ژنرالهاي هم پيمان> تلما زشت روترين زن جهان، سوزان يا معلم زودرنج موسيقي يا معشوق لي ملون، پدر بزرگ ملون و حتي خود ملون كه در پايان داستان به خرابه و غارنشيني در بيگ سور روي مي آورد از جمله شخصيتهاي هويت باخته هستند. در رمان <صيد ماهي قزل آلا در آمريكا> آقاي نوريس پس از سه بار ازدواج حتي نام فرزندانش را از ياد برده است.

در مجموعه داستان <توكيو مونتانا اكسپرس> شخصيتها شامل نويسندگاني هستند گمنام يا انسانهايي هستند فراموش شده. از جمله نوازنده يي مهاجر كه در جست و جوي طلا به آلاسكا مي رود و در راه جان مي بازد.

مي توان گفت كه داستانهاي براتيگان به دليل به تصوير كشيدن بي عدالتي هاي اجتماعي و سرخوردگي هاي آدمها از روابط بيمار جامعه به حوزه هاي داستانهاي اجتماعي نزديك مي شود كه انتفاد به اين روابط وجه مشخصه ي آن است.

براتيگان در آخرين رمانش با عنوان <يك زن بدبخت> زندگي زني را روايت مي كند كه در همسايگي او مي زيست. براتيگان اين داستان را در اتاقي متروك روايت مي كند كه پيش از او زني خود را در آنجا به دار آويخته است. پس از به پايان رسانيدن رمان در سال 1984، وي به زندگي خود نيز پايان مي دهد.

او در فصل شكار هميشه به مونتانا مي رفت و با دوستانش به شكار مي پرداخت. در فصل شكار 1984 به مونتانا نرفت. دوستانش كه نگران شده بودند به پليس شهر بوليناس در شمال كاليفرنيا خبر دادند. پليس به خانه ي براتيگان رفت و با شكستن در، جسد او را در كنار يك تفنگ كاليبر 44 پيدا كرد؛ در حالي كه سه گلوله به مغز خود شليك كرده بود.

از او در مدت زندگي كوتاهش كه فقط 49 سال طول كشيد 9 رمان، يك مجموعه داستان و چندين دفتر شعر به جاي مانده است. مشهورترين اثرش رمان <صيد قزل آلا در آمريكا> نام دارد.

 

نگاهي به برخي آثار براتيگان:

 

-ژنرال متفقين از بيگ سور

 

<ژنرال متفقين از بيگ سور> عنوان نخستين رمان براتيگان است كه آن را در 28 سالگي نوشت و در سال 1965 نيز منتشر شد.

جنگ داخلي آمريكا و ميراثش مضمون اين داستان است. اگر چه حوادث داستان به سطحي ديگر در مي غلتد و در اين مضمون باقي نمي ماند. لي ملون مفلوك، بازمانده ي ژنرال پرابهتي از بيگ سور است كه در روياي بازگشت به دوران افتخار اجدادي است. شخصيت دوم داستان جوانك آسمان جل بي دست و پايي است كه نقش راوي را نيز برعهده دارد و در خيالات خام و سرنوشت سودايي لي ملون سهيم مي شود. اين كتاب شامل دو بخش است: در بخش نخست با عنان <ژنرال متفقين از بيگ سور> شرح آشنايي راوي با لي ملون آمده است و بخش دوم با عنوان <نبرد در كنار لي ملون در بيگ سور> شرح ماجراهاي راوي هنگامي است كه در برهوتي به لي ملون مي پيوندد تا آنجا با دختري به نام الين آشنا شود و لي ملون هم به زني بدكاره به نام اليزابت دل خوش مي كند كه به وقايعي كنار صخره هاي ساحلي ختم مي شود.

ماجراي اين رمان در سال 1957 مي گذرد و فضاي رمان نيز تجسم بخش دهه هاي 50 و 60 آمريكا است كه نسل جوان از سرگرداني، انزواي اجتماعي و سرخوردگي اجتماعي در رنج است. آنان جمعي از هيپي هاي آس و پاس بي نوا با آرزوهاي نامعلوم و آرمانهاي ناممكن هستند.

 

- در روياي بابل

 

عنوان كامل اين رمان <در روياي بابل، يك رمان كارگاهي در سال 1942> است كه در سال 1977 منتشر شد. اين رمان نيز در نوع خود بسيار جذاب است. هجويه يي است بر سياستهاي رايج و ساختارهاي حاكم. براتيگان با در نظر داشتن قراردادهاي حاكم بر رمان كارآگاهي يك به يك آنها را در كار خود نقض مي كند و همين امر سبب جذابيت رمان مي شود.

قهرمان رمان مرد مفلوكي است به نام سي كارد كه يك كارآگاه خصوصي است. او در جنگ داخلي اسپانيا دوشادوش جمهوريخواهان جنگيده و گلوله يي هم به قسمت بالاي رانش خورده است. چندي پس از آن نيز در يك هنرنمايي در زمين بيس بال، توپي به سرش برخورد كرد و ظاهرا" مخش معيوب شده است. او شغل كارگاه خصوصي را براي خود انتخاب كرد اما از آخرين باري كه كاري به او ارجاع شده مدت بسياري مي گذرد.

وقايع رمان از آنجايي شروع مي شود كه كاري به اين كارگاه خصوصي پيشنهاد مي شود. او براي انجام آن كار بايد هفت تيري داشته باشد كه دارد، اما فشنگي ندارد و پولي هم كه فشنگي بخرد، ندارد.

براي درك شگردهاي نويسنده در اين رمان مي بايست به ژانر رمان كارآگاهي آگاهي داشت.

 

- هيولاي هاوكلاين

 

<هيولاي هاوكلاين، يك وستون گوتيك> در سال 1974 منتشر شد. ماجراي اين رمان در سال 1902 مي گذرد. گرير و كامرون به عنوان دو كابوي آدمكش در نقش قهرمانان داستان ظاهر مي شوند. آنان از سوي دوشيزه هاوكلاين اجير مي شوند تا هيولايي را نابود كنند. پدر دوشيزه هاوكلاين دانشمند ديوانه يي است كه با جاه طلبيهاي حرفه يي، خود و خانواده اش را به خطر مي اندازد. دوشيزه هاوكلاين، گرير و كامرون را اجير مي كند تا هيولايي را كه در نتيجه ي نامطلوب پژوهش و آزمايشهاي پدرش پديده آمده است را بكشند. اين هيولا پدر را ناپديد كرده، ملك هاوكلاين را به قصر يخي بدل كرده، خودش هم ظاهرا" در غار يخي زير زمين خانه دارد و دائما" در حال خراب كاري است.

در اين رمان نيز به قراردادهاتي يك رمان تخيلي و فانتزي توجه كافي شده، سپس قراردادها يك به يك نقض مي شوند و آنگاه از نو برقرار مي گردند.

 

- پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد

 

اين رمان چندي پيش با ترجمه ي حسين آذرنوش توسط انتشارات مرواريد در ايران به چاپ رسيده است.

براتيگان عمده روايت خود را در اين اثر به مساله ي كشته شدن يكي از شخصيت هاي نوجوان به دست راوي استوار كرده است. سايه ي مرگ در سرتاسر اين اثر پخش شده است. زمان روايت رمان <پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد> به جنگ جهاني دوم مربوط مي شود.

همينك رمانهاي <پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد> و <روياي بابل> به چاپ دوم نيز در ايران رسيده اند.