حرف زدن، شاید زمانی دیگر!

(مروری بر زندگی و آثار مو یان؛ برنده‌ی نوبل ادبیات 2012)*

نسرین پورهمرنگ

 

   شاید تا همین چندی پیش برای بسیاری از ما این تصور وجود داشت که چینی‌های چشم بادامی که حالا دیگر از فرط حضورشان در بازار ایران؛ به یمن اقتصاد و سیاست بیمار کشورمان، مردم نسبت به کالاهایشان آلرژی پیدا کرده‌اند- فقط برای تصاحب بازار کالاهای مصرفی مادی خیز برداشته‌اند و جنس‌های نامرغوبشان نصیب امثال کشور ما می‌شود و مرغوب‌هایش سهم از ما بهتران. اما با اعلام نام برنده‌ی نوبل ادبیات سال 2012 ، این هشدار به نویسندگان سایر ملیت‌ها داده شد که حالا باید منتظر رقبای چینی در بازارهای چاپ و نشر کتاب و آکادمی‌های اهدای جوایز ادبی نیز باشند.

زمانی که در 11 اکتبر2012 (20مهر ماه1391) نام مو یان به معنای حرف نزن؛ اسم مستعار گوان مویه به عنوان برنده‌ی نوبل ادبیات اعلام شد، شاید کمتر کسی در ایران نامی از این نویسنده‌ی مشهور چینی شنیده بود و به طور حتم اثری از او به فارسی نخوانده بود.

مویان از طریق آمیزه‌ای از خیال و واقعیت، چشم‌اندازهایی تاریخی و اجتماعی، "خاطره‌ای جهانی" با پیچیدگی دنیای نوشته های ویلیام فاکنر و گابریل گارسیا مارکز ایجاد کرده است، و در عین حال با استفاده ار ادبیات کهن چین و سنت شفاهی، از "این جهان" فاصله می‌گیرد آنچه اشاره شد، بخشی از بیانیه‌ی آکادمی نوبل ادبیات سوئد است که برای تبیین دلایل انتخاب نویسنده‌ی چینی، بیان شده بود.

مو یان در خانواده‌ای کشاورز در سال 1955 در ایالت شانوانگ در شمال غرب گائومی در شرق چین به دنیا آمد؛ جایی که بیشتر افسانه‌های وی در آنجا شکل گرفته است. در سنین نوجوانی؛ در بحبوحه‌ی آشوب انقلاب فرهنگی، مدرسه را به قصد کار در مزرعه رها کرد. مدتی را در کارخانه‌ی روغن‌کشی گذراند و سپس به ارتش آزادیبخش مردمی پیوست. در همین زمان در حالی که به عنوان یک سرباز به خدمت مشغول بود نوشتن داستان‌های کوتاهش را آغاز کرد و نخستین داستان کوتاه خود را در سال 1981 منتشر کرد. سه سال بعد او توانست جایگاهی در دپارتمان ادبیات در آکادمی فرهنگ ارتش به دست بیاورد.

مو یان به خوبی می‌دانست که نوشتن داستان اجتماعی که به ضرورت نمی‌تواند از عناصر نقد اجتماعی تهی باشد،برای او دردسرهایی به همراه خواهد داشت. او دوران نوجوانی‌اش را در هنگامه‌ی حکومت یکی از بزرگترین مستبدان تاریخ حیات بشر مائو تسه تونگ -  سپری کرد. نقد پدیده‌های اجتماعی نمی‌تواند از نقد قدرت به‌دور باشد و همه‌ی کسانی که زندگی در جوامع استبدادی را تجربه کرده‌اند، به خوبی از تنگناهای کار منتقدان اجتماعی و به ویژه نویسندگان و هنرمندان آگاهی دارند. گوان مویه هنگامی که کار نوشتن رمان را آغاز کرد، به طنز و به کنایه نام مو یان را برای خود انتخاب کرد تا خواننده آگاه باشد او  در عین اینکه قصد گفتن و نوشتن را دارد، می‌خواهد از حرف زدن امتناع نماید.!! وی خود در بیان دلیل این انتخاب می‌گوید این نام را از زمانی که نخستین رمانم را نوشتم، انتخاب کردم. این نام را برگزیدم تا به خودم یادآوری کنم که خیلی نباید حرف بزنم. او به دلیل رک گویی‌اش شناخته شده بود و این مساله‌ای نیست که در چین همانند بسیاری ممالک استبدادی دیگر خیلی مطلوب ذائقه‌ی صاحبان قدرت باشد. گوان مویه این نام را برای خود برگزید تا به خودش همواره این نکته را یادآوری کند. اما او گاهی این یادآوری را زیرپا می‌گذارد و بیش از آنچه باب میل صاحبان قدرت است سخن می‌گوید. از اینرو برخی آثارش با ممنوعیت انتشار در چین روبه‌رو شده‌اند.

 اما همیشه هم اینطور نیست و مویان همواره در نقد قدرت بی‌پروا رفتار نمی‌کند. درست به همین دلیل است که فعالان اصلاح طلب و نویسندگان منتقد دولت، سکوت مویان را در قبال بسیاری از جریان‌های نقض حقوق بشر در چین به باد انتقاد گرفته‌اند.

آی وی وی؛ هنرمند چینی منتقد دولت، پس از اعلام نام مویان به عنوان برنده‌ی نوبل، اعتراض خود را پنهان نکرد و او را کسی نامید که همیشه در کنار قدرت می ایستد. بسیاری از تبعیدی‌های چینی نیز معتقدند که او "بیش از حد طرفدار حاکمیت است".

مویان در کارنامه ی خود تجلیل از مائو دیکتاتور پیشین چین را نیز به همراه دارد. مویان پیشتر به عنوان یکی از صد نویسنده و هنرمند برای رونویسی دستی نطق مفصل مائو که 70 سال پیش ایراد شده بود انتخاب گردیده بود. همین موضوع سبب پیش از اعلام نام وی به عنوان برنده نوبل، شماری از نویسندگان چینی با این انتخاب مخالفت کنند. یوفو یکی از این نویسندگان است که اعلام کرده بود جایزه نوبل به کسی که به تحسین استبداد بپردازد، تعلق نمی‌گیرد.  

مو یان از اعضا و نایب رییس اتحادیه نویسندگان این کشور است که زیر نظر حزب کمونیست فعالیت می‌کند. پس از برنده شدن مو یان، لی چانگچون، بالاترین مقام تبلیغاتی حزب کمونیست چین برای او نامه تبریک فرستاد و گفت که برنده شدن او "بازتابی است از پیشرفت رو به رشد ادبیات چین". به گفته‌ی منتقدان، مویان ارتباطی بیش از حد نزدیک با مقام‌های چینی دارد.

همین انتقادها سبب شد تا مویان یک روز بعد از اعلام برنده شدنش به عنوان برنده‌ی نوبل ادبیات، اظهار امیدواری کند تا دیگر هموطن نویسنده‌اش به نام لیو ژیائوبو که دو سال پیش از جانب آکادمی جایزه‌ی صلح نوبل در نروژ، به عنوان برنده‌ی این جایزه انتخاب شد و همینک در زندان به سر می‌برد، آزاد شود. یان در پیامی که از گائومی شهر زادگاهش منتشر کرد، گفت: امیدوارم او هر چه زودتر آزادی‌اش را به دست آورد. مویان بدین وسیله کوشید تا از تیزی لبه‌ی انتقادات نسبت به خود بکاهد. اما بلافاصله از مواضع سیاسی او دوری کرد و افزود که: برخی از نقدهای ادبی لیو را در دهه ۸۰ خوانده، اما از زمانی که او به سمت سیاست گرایش یافت آثارش را درک نمی‌کند.!! درعین حال مویان به منتقدانش اعتراض کرد و گفت که کتاب هایش برای او "خطرهای بزرگی" به همراه داشته است.

در شرایطی که فضای استبداد زده‌ی چین و گرفتار آمدن بین خطوط قرمز تعریف شده‌ی حزب کمونیست از یکسو و انتظارات اصلاح طلبان طرفدار حقوق بشر از سوی دیگر، حضور اجتماعی را برای مویان دشوار می‌سازد، و او را در ابراز نظرهای اجتماعی‌اش دچار تردیدهایی می‌کند، برخی از آثار مویان نیز در چین با ممنوعیت انتشار مواجه هستند و به صورت غیرقانونی تکثیر شده و وارد بازار کتاب هنگ‌کنگ می‌شوند.   

مو در رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش، تصاویری نامنظم و پیچیده از زندگی روستائیان چین را به تصویر کشیده است که اغلب از عناصر خیالی‌ مثل راوی‌های حیوانی، دنیای مردگان و افسانه های جن و پری استفاده می‌کند که می تواند تداعی‌گر تکنیک‌های رئالیسم جادویی نویسندگان آمریکای لاتین باشد. البته بسیاری از داستان‌ها، بویژه رمان‌های تاریخی او، در چین واکنش‌هایی متفاوت و حتی متناقض را در پی داشته‌اند. برای مثال در کتاب شورش سیرکاران که از کارهای اخیر این نویسنده محسوب می‌شود - وی روایتگر زندگی کشاورزانی می‌شود که در شمال شرقی چین زندگی می‌کنند و از طریق کاشت سیر امرار معاش می‌نمایند. نهادهای دولتی که وظیفه‌ی خرید محصولات کشاورزی را برعهده دارند، به ناگهان از خرید محصول سیر کشاورزان امتناع می‌کنند. برای کشاورزان چاره‌ای باقی نمی‌ماند جز اینکه به مؤسسات دولتی حمله کنند و پاسخ بی‌منطقی مقامات دولتی را با خشونت بدهند.

در رمان ذرت سرخ نیز درست به مانند همین رمان تلفیقی میان "وقایع تاریخی" و سرنوشت شخصیت‌های رمان شکل می‌گیرد و برای خواننده این پرسش مطرح می‌شود که وقایع تاریخی مورد اشاره تا چه میزان با واقعیت‌ منطبق هستند.!

مویان را در غرب بیشتر به واسطه‌ی رمان ذرت سرخ می‌شناسند. این رمان در سال 1987 در چین منتشر شد و در سال 1993 به انگلیسی ترجمه شد. از روی این رمان فیلمی نیز به کارگردانی ژانگ ییمو ساخته شد که به موضوعاتی از قبیل اشغالگری ژاپن، فرهنگ راهزنی و زندگی سخت روستائیان چین می‌پردازد.

پیتر انگلاند، رییس آکادمی نوبل درباره‌ی آثار مویان می گوید: آثار او از پیشینه‌ی روستایی‌اش و افسانه های محلی که در کودکی برایش روایت شده برمی‌آیند. به گفته آقای انگلاند او درباره‌‌ی کشاورزی می‌نویسد، درباره‌ی زندگی در مناطق روستایی، درباره‌ی مردمی که برای زنده ماندن تلاش می کنند، برای حفظ  خودشان تلاش می کنند و گاهی هم برنده می‌شوند، البته بیشتر مواقع بازنده اند.

آقای انگلاند معتقد است استفاده از واژه‌ی "رئالیسم جادویی" برای توصیف آثار وی، کوچک شمردن او و آثار اوست. از همین‌روست که آکادمی نوبل در بیانیه‌ی خود از اصطلاح رئالیسم توهمی استفاده می‌کند. رییس آکادمی نوبل می افزاید: این چیزی نیست که مو یان از گابریل گارسیا مارکز گرفته باشد، بلکه کاملا به خود او تعلق دارد و ویژه‌ی اوست. مو یان روایتگر اصیلی است که هر آنچه خارق العاده می‌باشد را به موضوعات پیش‌پا افتاده تبدیل می کند.

مویان از اینکه بخواهد رمان‌هایش را به نقد اجتماعی مزین کند هراسی ندارد، اما او خطوط قرمز دولت را نیز به خوبی می‌شناسد و می‌کوشد مسیر نقدهایش را به گونه‌ای هدایت کند که فرصتی برای نوشتن آثار بعدی‌اش نیز داشته باشد!

از همین روست که در بیانیه‌ی آکادمی نوبل نیز آمده است: کارهای مویان به دلیل نقدهای تند اجتماعی‌اش نسبت به جامعه‌ی معاصر چین، مورد قضاوت‌های واژگونه ای قرار گرفته است.

شاید همین قضاوت‌های باژگونه سبب گردید زمانی‌که از طرف آکادمی نوبل با مویان تماس گرفته شد تا او به او خبر اهدای جایزه را بدهند، نویسنده‌ی چینی از احساسی دوگانه سخن به میان آورد و گفت: از شنیدن این خبر هم بسیار لذت برده و هم ترسیده است.!

برخلاف لیو ژیائوبو، نویسنده‌‌ي زندانی چینی که دو سال پیش به عنوان برنده جایزه صلح نوبل انتخاب شد و دولت چین حتی اجازه نداد که او برای گرفتن جایزه‌اش به اسلو- پایتخت نروژ- برود و مجازات‌هایی دیپلماتیک را نیز علیه دولت نروژ اعمال نمود، تا بدین وسیله خشم خود را نسبت به اقدام کمیته ی صلح نوبل نشان دهد، از انتخاب مویان بسیار استقبال کرد و در بخش عصرگاهی اخبار سراسری‌اش، ضمن قطع پخش روال معمولی اخبار، به پوشش وسیع خبر انتخاب مویان پرداخت و روزنامه‌ی دولتی گلوبال تایمز نیز فضایی را که به نظر می‌رسید از قبل برای این‌کار آماده ساخته است، به انعکاس موفقیت بین‌المللی مویان اختصاص داد.

مو یان دهها داستان کوتاه به زبان چینی نوشته است. نخستین داستان بلند او بارش باران در شب بهاری نام دارد که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. هوارد گلدبلت یکی از مترجمان آثار او به زبان انگلیسی است که برخی داستان‌های بلند وی را به جهان انگلیسی زبان معرفی کرده‌است.

هوارد گلدبلت، استاد ادبیات و زبان های شرق آسیایی در دانشگاه نوتردام است. وی درباره‌ی ییکی از آثار مویان به نام  جمهوری شراب می‌گوید: این کتاب می‌تواند از لحاظ تکنیکی نو آورانه‌ترین و پیچیده‌ترین رمانی باشد که از نویسندگان چینی خوانده ام.

جمهوری شراب در سال ۱۹۹۲ به چینی و در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی منتشر شد. زندگی و مرگ مرا خسته کرده اند نیز در سال ۲۰۰۸ به زبان انگلیسی منتشر شده‌اند.

همچنان که آقای پیتر انگلاند، رییس آکادمی نوبل درباره‌ی آثار مو یان گفته است، او درباره‌ی کشاورزی و مردم مناطق روستایی چین می‌نویسد.  برخی از این داستان‌ها به موضوعات حساسیت برانگیزی چون فساد و سقط اجباری جنین و پیامدهای سیاست‌ تک‌ فرزندی در چین پرداخته است. کشاورزان بخش وسیعی از جغرافیا و شمار انبوهی از جمعیت این کشور را به خود اختصاص می‌دهند. بی‌تردید همین انبوهی جمیعت مورد توجه رهبران کمونیست این کشور برای تحقق رویاهای انقلاب کمونیستی بوده است. اما باید توجه داشت که میان حرص و ولع قدرت تا تمنای خلق زیبایی‌های هنری که می‌تواند سرشار از شناخت و درک برای رسیدن به تفاهم باشد، فاصله‌ای بسیار وجود دارد. مویان مشاهداتش را از جایی که خود قرار گرفته بود شروع کرد و به این مشاهدات عمق داد و بر پیچیدگی‌هایش افزود. کشاورزان اگر در نگاه فرد مستبدی همانند مائو پله‌ای برای رسیدن به اوج قدرت بودند، برای مویان دشتی وسیع را شباهت دارند که چشم‌اندازی گسترده از فراز آن برای تماشا و کند و کاو اطراف فراهم می‌شود.

--------------------------------------------------

* این مقاله در شماره‌ی 1015 هفته نامه‌ی هاتف، در تاریخ 91/8/23 ، برای نخستین بار منتشر شده است.