مهرگان؛ جشن آفرینش *

نسرین پورهمرنگ

 هویت به مثابه روح زندگی

   نیاز انسانها به معنا کمتر از آب و غذا نیست. آنها برای حیات اجتماعی ناگزیر از جست وجوی معنا هستند و آنچه به نام هویت نامیده می شود، سرچشمه ی معنا و تجربه برای زندگی اجتماعی انسانها است.
   هیچ مردمی را نمی توان سراغ گرفت که نامی بر خود ننهاده باشند، زبان و یا فرهنگی خاص نداشته باشند، بین خود و دیگران تمایز برقرار نکرده باشند، این تمایزها را ضروری ندانسته باشند و از آن خرسند و گاه مُردد نباشند.
   مردم تمایزهای خود را بر آن دسته از معانی استوار می سازند که فکر می کنند بر منابع معنایی دیگر اولویت دارد و می تواند مجموعه ی به هم پیوسته یی را شکل دهد که آنها در آن بیاسایند و دل قوی دارند و سر به فراز نگه دارند و قامت استوار سازند که اینک ماییم از تبار...!!

   هویتها بر ساخته می شوند و برای این برسازی از مواد و مصالح تاریخی، دینی، جغرافیایی، اُسطوره یی، خاطره های جمعی، رویاهای شخصی و نهادهای تولید، استفاده می شود. مواد خام پرورانده می شوند و منطبق با ضرورتهای اجتماعی و نیازها و پروژه های فرهنگی بازسازی می شوند. این پروژه های فرهنگی و ضرورتهای اجتماعی ریشه در ساخت اجتماعی و چارچوب زمانی مکانی دارند.

   اینکه محتوای نمادین هویتهای برساخته شده چه باشد و معانی نهفته در آن ترسیم کننده ی چه افقهایی باشد، تا حدود زیادی متاثر از اهداف  و نظرات برسازندگان هویتهای جمعی است.

   هویتها گاهی به وسیله ی نهادهای غالب جامعه که قدرت را در اختیار دارند ساخته می شود تا به قدرت خود مشروعیت بخشند. گاهی نیز به دست کسانی ایجاد می شود که در تضاد با نهادهای سلطه هستند و در واقع به نوعی به سنگر مقاومت تبدیل می شود. اما برخی از هویتها با استفاده از مواد و مصالح فرهنگی موجود جامعه به دست کُنشگرانی ایجاد می شود که در پی دمیدن روحی تازه به کالبد جامعه هستند تا گُسستهای اجتماعی ترمیم شود و مفهوم و معنایی جدید برای دوستی و همبستگی ایجاد گردد. زیرا تاریخ و فرهنگ مشترک می تواند شکوه و بزرگی اعمال نیاکان را حفظ کند و انسانهایی را که در اُفقهایی زمینی و خاکی محصور هستند به گونه یی به احساس نامیرایی و جاودانگی پیوند زنند. هویتهای برساخته شده به متمایز شدن اجتماع فرهنگی به مثابه جوهره ی یک ملت منجر می شوند.

 
مهرگان سرچشمه ی هویت ایرانی

   جشن باشکوه مهرگان که زمان برگزاری آن از 16 تا 21 مهر ماه است از آن میزان غنا و اعتبار برخوردار است که به عنوان یکی از سرچشمه های هویت ایرانی در کنار دیگر منابع دینی و فرهنگی برساخته و برافراشته و برتابانیده شود.

   در جست وجوی ریشه های اسطوره یی جشن مهرگان درمی یابیم که درچنین فرخنده روزی آفریدون به کمک کاوهی آهنگر و مردم به ستوه آمده بر ضحاک غلبه می یابد و بر تخت می نشیند و فره ایزدی را دیگر بار شامل حال ایرانیان و ایرانزمین می سازد.
   در جست و جوی پاسداشت نمادهای خلقت و آفرینش و عناصری که به زندگی انسانها امکان بقا و تداوم حیات می دهند، از باور به تولد خورشید در این روز آگاهی می یابیم که نماد گرما و نور و روشنایی است و همچنین خلقت نخستین انسانها مشی و مشیانه -.
  
مهرگان همچون نوروز هنگامه ی اعتدال است. در گردش فصلها، گرمای تابستان پشت سرنهاده شده و سرمای زمستان در پیش روی است. این اعتدال هنگامه ی لذت بردن است و مسحور گشتن، فریفتن و عشق یازیدن، آنِ آفریدن و بازآفریدن، مهرگان جشن آفرینش است، جشن آفرینش طبیعت.

   و البته آنکه مهرگان موقع سپاسگزاری و شکرگویی به درگاه ایزد است. از برای همه ی آن نعمتهایی که زمین به انسانها ارزانی داشته و آسمان با نظر تایید بر آن نگریسته. مهرگان به مردمان یادآوری می کند تا شکرگزاری به درگاه خداوند برای رزق و روزی که زمین بی منت در اختیارشان گذاشته را به فراموشی نسپارند.
   ایرانیان اُلفتی دیگر نیز با مهرگان دارند؛ که آغاز فصل علم آموزی و جشن تحصیل فرزندانشان است.

   در همه ی آنچه گفته شد نه سخنی از تعصب یافت می شود و نه قومگرایی و فرقه گرایی. مهرگان زیباییهای آفرینش را یکجا در خود جمع دارد و بازسازی این زیباییها به مثابه منبعی غنی و بی زوال برای هویت جمعی، پشتوانه ی محکم و معتبر در این زمانه ی گُسستگیها و رواج ناهنجاریها است.
 

 گستردگی حوزه ی فرهنگی و تمدن ایران و خطرات پیش رو (1)

   مرزهای ایرانزمین نه تنها تا چندین سده ی پیش که حتی چندین دهه ی گذشته بسیار گسترده تر از مرزهای کنونی آن بودند. در این مرزهای گسترده مجموعه یی متنوع از فرهنگ و آیینها پدیدار شدند که به زندگی مردمانش معنا بخشیدند، در گذرگاه سخت حوادث مددیارشان شدند و به هنگامه ی بارش سنگهای فتنه، پناهگاه مردمان گردیدند. دانشمندان و فاضلان و نخبگان فراوان به ظهور رسیدند که گاه برای کسب دانش، یا گریز از گزند دشمنان و یا به اقتضای زمانه، ناگزیر از ترک دیار و سُکنی گزیدن در دیگر مناطق ایران و یا کشورهای همسایه شدند.

   تحولاتی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست و شکلگیری دولت ملتها و دخالتهای دولتهای استعمارگر، به شکل گیری مرزهای جغرافیایی جدید منجر شد. دو دهه ی آخر قرن بیستم با تحولات خیره کننده یی که در منطقه ی کشورهای آسیای میانه به وقوع پیوست به پایان رسید؛ قرنی که با پایان خود عصری جدید از ملی گراییهای بسیار بارور و گسترش یابنده را پدیدار ساخته است.

نیاز به نمایش هویت و تایید و تحسین آن به وسیله ی دیگران روز به روز عمق و گستره ی فزونتری می یابد، به گونه یی که باید آن را به عنوان یک نیروی بنیادی در عصر احاطه شده به وسیله ی تکنولوژیهای فوق مدرن به حساب آورد.
   سیاست دو گانه ی دولت اتحاد جماهیر شوروی در برابر مساله ی ملیت، تنش دائمی میان جهان شمولی طبقاتی آرمانشهر کمونیستی و منافع ژئوپلتیکی مبتنی بر علقه های قومی ملی هم پیمانان بالقوه را سبب شده بود. این تناقضها خود را در طغیانهای دهه ی پایانی قرن بیستم در اتحاد شوروی سابق متجلی ساخت.
اما تنوع قومیتی و ملیتی در جمهوریهای تازه استقلال یافته، ساختار متزلزلی را برای آنان فراهم ساخته است.

دیوید هوسون در اینباره می گوید: مساله ی هویت به وضوح مبرم ترین مساله ای است که پس از یخبندانی طولانی (در اتحاد شوروی سابق) اکنون به سطح آمده است. اما نمی توان آن را فقط مساله یی صرفاً فرهنگی یا قومی دانست. آنچه که دراینجا مطرح است عبارت است از جست وجوی مجدد قلمروهای واقعی فرهنگ ها، اقتصادها و محیط زیست که برای مردمان ساکن آنها معنایی داشته باشد. فرآیند تبلور یافتن این نواحی، ورای مرزهای تهی و سُست جمهوریهای امروزی، طولانی و دردناک اما گریزناپذیر و نهایتاً بر حق به نظر می رسد.(2)

   با توجه به آنچه اشاره شد، درک انگیزه های سرقت میراث معنوی ایرانیان به وسیله ی کشورهای همسایه از جمله جمهوری آذربایجان، ترکیه و کشورهای عرب منطقه دشوار نخواهد بود.

   در سال 1388 موسیقی عاشیقلار که یادگاری از دوره ی شاه اسماعیل صفوی است و در مناطق تبریز، ارومیه و اردبیل نواخته می شود به نام جمهوری آذربایجان در فهرست میراث معنوی سازمان یونسکو به ثبت رسید.

   کشور ترکیه مولانای پارسی گوی را به نام خود مصادره کرده است و کشورهای عرب همسایه دانشمندان بزرگ ایرانی از جمله بوعلی سینا، ذکریای رازی، ابوریجانی بیرونی و... را متعلق به خود می دانند.
   در این وانفسای سرقت میراث معنوی کشورمان، اگر دست اندرکاران و مسوولان فرهنگی ایران بی تفاوت از کنار داشته ها و میراث گرانبهای ملت بگذرند، در آینده یی نه چندان دور با دستانی تهی، شرمنده ی نسلهای آینده خواهیم بود.
   پس از ثبت نوروز عزیز، در فهرست میراث معنوی سازمان یونسکو، دست اندرکاران سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور باید به فکر ثبت جشنهای مهرگان، یلدا، سده، سپندارمذ و... به نام کشور بزرگ ایران در سازمان یونسکو باشند تا منابع هویتی مان به یغما نرود.

   دیگر زمان آن فرا رسیده که دست اندرکاران  بخش فرهنگ کشور از جمله شورای فرهنگ عمومی، صدا و سیما و رسانه های گروهی در برپایی رسمی جشن مهرگان پیشقدم شوند و آیینها و برنامه های فرهنگی منسجمی را برای برپایی هر چه باشکوهتر این کهن جشن ایرانی در سراسر کشور تدارک ببینند.
   به انجام رسانیدن این مهم، وظیفه یی است که متوجه دست اندرکاران بخش فرهنگ کشور است و مردم بی صبرانه چشم انتظار این اقدام هستند.

-----------------------------------------

پانوشت

1- در این بخش از نوشتار برای نتیجه گیری از آنچه تا بدین جا گفته شد، ناگزیر از اشاره به نکته ای شدم(مسئله ی هویت و ملیت در جمهوریهای تازه استقلال یافته ی آسیای میانه و برخی کشورهای همسایه ی ایران) که شاید در بادی امر گسستی در کلام به نظر رسد، اما برای طرح نتیجه ی مورد نظر ضروری می نمود.

2- هوسون، دیوید(1994)، به نقل از مانوئل کاستلز، عصر اطلاعات، جلد دوم،ترجمه ی حسن چاووشیان، انتشارات طرح نو،1380

  * این مقاله در تاریخ 90/7/12 در شماره ی 965  هفته نامه ی هاتف استان گیلان منتشر شده است.

- دیگر مطالب نگارش یافته در باره‌ی مهرگان به قلم نگارنده:

مهر عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

مهرگان مفهومی برای زمان