خوزستان آب می‌خواهد، حق حیات می‌خواهد

نسرین پورهمرنگ

 

 

این‌روزها بیش از هرزمان دیگری خوزستان در آتش بی‌کفایتی مسئولان می‌سوزد. مسئولانی که آمریکا و اسراییل آنها را بر سر کار نیاورده است تا بر سرنوشت ما حاکم نماید. از دهها فیلتر تایید به اصطلاح صلاحیت گذشته اند تا بر کرسی‌هایی بنشینند که وظایفشان اداره‌ی امور جامعه و زبان‌مان لال نگوییم که توسعه، حداقل تمشیت امور روزمره است تا مردم از گرسنگی و بی‌آبی تلف نشوند.

اما حالا آب نیز از مردم خوزستان دریغ شده است، البته نه تنها خوزستان که بسیاری نقاط دیگر کشور نیز درگیر معضل بی‌آبی هستند. هرچند بی‌آبی فقط یکی از هزاران معضل ماست. ماآنقدر درگیر مصیبت‌هایمان هستیم که هر روز بر مصیبتی تازه می‌گرییم؛ از موجهای پی‌درپی کرونا و رنجی که از بی‌تعهدی مسئولان در تهیه‌ی واکسن می بریم تا سیستان بدون آب و درمان و کرونا زده، تا بی‌برقی و گرانی و ورشکستگی صنایع و بیکاری و هزار درد و رنج دیگر...

مردم رنجدیده‌ی خوزستان فقط این روزها دردهای‌شان از آستانه‌ی تحمل گذشته است، وگرنه در تمام طول سال دچار رنج و اندوه هستند؛ اگر تابستان بدون آب و برق را از سر بگذرانند، باید منتظر ریزگردهای فصل‌های پاییز و زمستان باشند...

اما پاسخ مسئولان محترم این میان چیست:

متاسفانه آنها تا به امروز همواره خشمگین بوده‌اند؛ خشم به مردم، به منطقه، خطاب به جهانیان؛ آنها می‌خواهند با توسل به خشم و نفرتشان قهرمان جهان شوند...

ما به درستی نمی‌دانیم که ریشه‌ی این همه خشم از کی و کجا در ضمیر و نهاد مسئولان ما نهادینه شده است. اما حاصل این همه خشم و نفرت را در جای جای کشور‌مان و در لحظه لحظه از عمر و زندگی خودمان و نسل‌های متوالی این کشور دیده‌ایم و لمس کرده و زیسته‌ایم.

ای کاش این خشم  و نفرت‌های بیهوده و بی‌ثمر هرچه زودتر به پایان برسد و مقامات دریابند آنچه درخود احساس می‌کنند نه قدرت که عصبیت ناشی از خشم است.

با دست خود سرزمین‌مان را نابود نکنیم و آن را بر گردن بیگانه نیندازیم...