هگل و اندیشه‌ی فلسفی در روسیه (۱۸۳۰- ۱۹۱۷)

گی پلانتی؛ بونژور/ ترجمه‌ی محمد جعفر پوینده/ نشر نی/ ۴۰۸ صفحه

   هگل و اندیشه‌ فلسفی در روسیه اثر دو نویسنده‌ی فرانسوی - گی پلانتی و بونژور- است . این کتاب به تاثیرپذیری متفکران روسی از فلسفه ی هگل- فیلسوف آلمانی- را مورد بررسی قرار می‌دهد.اگرچه متفکران روسی از همان ابتدای قرن بیستم بسیار متاثر از فلسفه‌ و سایر اندیشمندان آلمانی بودند که از جمله می توان به تاثیرپذیری فراوان آنها از کارل مارکس اشاره کرد.اما اندیشه‌های هگل ابعاد تازه‌یی به اندیشه‌های سیاسی و حتی ادبی متفکران روسی داد. اندیشه‌های هگل مبتنی بر تکامل روح تاریخی؛ به آرمانهای متفکران روسی نیرو و هیجان تازه‌ای می‌داد تا با صلابتی بیشتر مسیر فعالیت‌های انقلابی خود را دنبال کنند. برای نویسندگانی چون داستایفسکی و لئون تولستوی نیز اندیشه‌های هگل مبتنی بر روح تکاملی تاریخی تاثیراث ویژه‌یی برجای گذاشت. نویسندگان این کتاب معتقدند پی‌گیری تاثیر اندیشه‌های هگل بر تحولات فکری؛ سیاسی و اجتماعی روسیه در قرن نوزدهم؛ پرتو تازه‌‌یی بر این تحولات می‌افکند.

البته باید در نظر داشت که میان متفکران روسی بسیاری نیز به مخالفت با اندیشه‌های هگل برخاستند. اما نکته در این‌جاست که حتی کسانی که با اندیشه‌های هگل مخالفت می‌کردند؛ همزمان از روش‌های او تاثیر می‌پذیرفتند.

نویسندگان کتاب بررسی خود را از تحولات روسیه مقارن سالهای آغازین ده‌ی ۱۸۳۰ آغاز می‌کنند و با لنین به هنگام انقلاب اکتبر خاتمه می‌دهند آنان جریان‌های عظیمی را که بر سیر تحولات معنوی روسیه در قرن نوزدهم تاثیر گذاشته‌اند را مورد بررسی قرار داده‌اند.

نکته‌ی مهم در بررسی جریان اندیشه‌های هگل در تحولات قرن نوزدهم روسیه این است که این اندیشه‌ها با گذر از فرهنگ ژرمنی به دنیای اسلاوتحولات عمیقی را پشت سرگذاشت.به اعتقاد نویسندگان این کتاب؛ اندیشه‌ها اندیشه‌ها زندگی جداگانه و مختص به خود ندارند. پذیرش انها در فرهنگ های متفاوت با تغییرات و گاهی حتی با دگرگونی های بنیادی همراه است. از این رو برای فهم این تحولات نویسندگان کوشیده‌اند تا توصیفی از تحولات سیاسی-فرهنگی آن دوره‌ی روسیه نیز ارائه دهند.

این کتاب در دو بخش و هفت فصل تدوین شده است. در فصل نخست جایگاه هگل میان مجادله‌ی غرب‌گرایان و اسلاوپرستان مورد بررسی قرار گرفته است و در فصل دوم هگل گرایی در دوره ی خیزش انقلابی  مورد توجه نویسندگان کتاب بوده است.

نویسندگان در فصل چهارم این کتاب به تاثیراتی می‌پردازند که انقلابی مشهور روسی- هرتسن-از هگل می‌گیرد. در بخشی از این فصل چنین آمده است: هرتسن نظریه‌ی هگل را پیرامون نقش نجات دهنده‌ی خلق‌های برگزیده تکرار می‌کند...هرتسن سرخورده از اروپایی که بورژوا می‌شود بی‌آنکه بخواهد به سوی آمریکا بادبان بکشد؛ از پاریس؛ از لندن؛ همچنان به روسیه چشم دارد. کویره با نکته سنجی می‌نویسد که فلسفه‌ی سیاسی هرتسن رویای یک فرد روس است که مانند همه‌ی روس‌ها به رسالت جهانی کشورش اعتقاد دارد.

این نوع مهدویت بیشتر احساساتی است تا عقلانی؛ چرا که هرتسن اعتقاد خود به آینده‌ی کشورش را بر این پایه بنا می‌کند که روسیه هیچ گذشته‌ای ندارد. اما با این همه گاهی به نااستواری این کیفیت کاملاً منفی پی می‌برد:

لیکن ما قید گذشته بیشتر آزاد شده‌ایم؛ این امتیازی بزرگ است. اما فروتنی بیشتری را می‌طلبد... ما امیدهای بیشتری داریم چون تازه در آغاز راهیم؛ اما امید تنها از آن رو امید است که ممکن است به تحقق نپیوندد.

هرچند پرداختن به پژوهش نظری پیرامون آینده چندان هگلی نیست اما هرتسن دست کم در مورد یک نکته مهم به استاد خود وفادار می‌ماند. برای اینکه ملتی بتواند سلطه یابد؛ بایستی که ارزش‌های جهان گستر بیشتری را در وجود خود مجسم سازد. روسیه میداندار صحنه خواهد شد؛ چرا که همنهاد ارزش‌های غرب و شرق است.

مترجم این کتاب- مرحوم محمد جعفر پوینده- ترجمه‌ی آن را به بزرگداشت خاطره‌ی کاشفان فروتن شوکران؛ جان باختگان بزرگ راه حقیقت و فلسفه: سقراط؛ هوپاتیا؛ منصور حلاج؛ شهاب‌الدین سهروردی؛ جیوردانو برونو؛ و نیز به آنکه سیمایش نشان از هوپاتیا دارد تقدیم کرده است.