گفتگوی آزاد در مریخ!

نسرین پورهمرنگ

   جنجالی که شعر گونترگراس در رسانه های غربی به راه انداخت مرا چندان متعجب نساخت. رسانه های جریان اصلی(1) که در تمام دنیا متکی به قدرتهای حاکم هستند، همه ی تلاش خود را به کار می گیرند تا ذهن مردم با اخبار و تحلیلهایی که مورد نظر خودشان است و منافع صاحبان قدرت را تامین می کند انباشته شود. از اینرو، هر نظر و تحلیلی به جز آنچه که دست اندرکاران این رسانه ها می پسندند امکان پوشش خبری گسترده را پیدا نمی کنند.

یک عنصر خبری مهم که در رسانه های جریان اصلی و به ویژه رسانه های غربی مورد استفاده ی وسیع قرار می گیرد، اما در کلاسهای درس رسانه ها، ذیل عنوان عناصر خبری آموزش داده نمی شود؛ عنصر منافع ما و منافع مخالفان ما است. اگر واقعه و رخدادی بسیار کوچک و کم اهمیت در ممالک دوردست اما استرانژیک، اتفاق بیفتد که با منافع و سیاستهای صاحبان رسانه های جریان اصلی غربی همخوانی داشته باشد، به طور مفصل و مشروح تحت پوشش خبری قرار داده خواهد شد، اما برای مثال در مورد واقعه یی به گستردگی جنبش تسخیر وال استریتو جنبش های اعتراضی مردم معترض در سایر کشورهای اروپایی که خواهان بهره مندی حداقلی از رفاه و امکانات مادی زندگی هستند، کمترین پوشش خبری به آنها اختصاص داده شده و می شود.

   آنچه این میان به وضوح قابل مشاهده است، هویت دگرگون شده ی رسانه های ارتباط جمعی به ویژه رسانه های جریان اصلی است، که از هویت و عملکرد رسانه ها در دوره ی روشنفکری بسیار فاصله گرفته اند. رسانه ها از زمانی که رکن چهارم دمکراسی بودند و می کوشیدند تا در استحکام پایه های جامعه ی مدنی نقشی اساسی ایفا کنند بسیار دور گشته اند.

   همچنانکه در ابتدای این نوشتار اشاره کردم، جنجالی که علیه گونترگراس به راه افتاد موجب تعجبم نشد، اما مایه ی تاسفم گردید. تاسف برای اینکه امکان گفتگوی آزادانه و کُنش ارتباطی آزاد و معقولانه در کشور بزرگترین فیلسوف طرفدار کُنش ارتباطی آزاد نیز میسر نیست. گونترگراس در کشوری مورد هجوم تبلیغاتی رسانه ها قرار گرفت که برجسته ترین فیلسوف در قید حیات معاصر- یورگن هابرماس- انسانها را به احیای حوزه ی عمومی(2) و برقراری کنش ارتباطی(3) آزادانه برای بازسازی و احیای ظرفیتهای جهان حیاتی(4) و عقلانیت ذاتی در قبال هجوم و استعمار دنیای نظامها(5) و عقلانیت صوری دعوت می کند. نقطه ی پایانی فراگرد تکاملی هابرماس یک جامعه ی عقلانی است. در اینجا عقلانیت به معنای از میان برداشتن موانعی است که ارتباط آزادانه را تحریف می کند، توافق غیرتحمیلی توسعه می یابد و افکار آزادانه بیان می شوند، ضمن آنکه در مقابل انتقادها حق دفاع از خود را نیز دارند.

آنچه بیشتر موجب تاسف می باشد این است که اینهمه ناشکیبایی در قبال شخصیتی به خرج داده می شود که نه چیزی برای از دست دادن دارد و نه چشم به جاه و منالی دوخته است. گونترگراس 84 ساله که شهرت جهانی اش را به واسطه ی عمری آفرینش های ادبی و هنری به دست آورده و به خاطر اندیشه های روشنگرانه اش، به وجدان بیدار مردم سرزمینش ملقب شده است، هراس از دست دادن شهرت و منزلت جهانی اش را ندارد و امید کسب جاه و مقام جدیدی را نیز در سر نمی پروراند. او فقط به ندای وجدان بیدارش پاسخ داده و نخواسته بیشتر از این شنونده ی ساکت و منفعل داستانهای متعصبانه و کلیشه ای باشد که رسانه های غربی هروز و هرساعت به گوش ملتها فرو می کنند.

هدف گونترگراس از سرایش این شعر این بوده که به ملتها هشدار دهد که تعصب و کلیشه یی فکر کردن، همواره می تواند آتش جنگهای خانمانسوز را برافروزد. اگر تعصبات کور مذهبی و ایدئولوژیکی توانست آتش جنگ جهانی دوم و صدها جنگ دیگر را در گوشه و کنار جهان برافروزد، باز هم می تواند آتش افروز جنگهای جدید در قرن حاضر باشد. متاسفانه و یا خوشبختانه ملتها خاطره ی جنگها را زود فراموش می کنند و دچار ناتوانی در درک لذت صلح می شوند. شعر گونترگراس هشداری بود بر آن فراموشی و طعنه یی بر این ناتوانی.

اما به نظر می رسد حوزه ی عمومی مورد نظر هابرماس که امکان گفتگو و کنش ارتباطی آزاد در آن میسر باشد، در حال حاضر در کُره ی خاکی یافت نمی شود؛ شاید باید به جستجوی آن به مریخ رفت!   

 -----------------------------------

پانوشت:

1- رسانه های جریان اصلی یا Mainstream ، اصطلاحی است که به رسانه های بزرگ و فراگیر چند ملیتی اطلاق می شود که با حمایت قدرتهای حاکم، جریان اصلی پخش اخبار، گزارش ها و تحلیل های خبری را در اختیار خود دارند.

2- public sphere

3- communicative action

4- life world

5- system