مرد لیرزی؛

روایتی از نژاد پرستی در سوئد *
 

نسرین پورهمرنگ

 

 

اشاره:

   گلرت تاماس متولد 1963 فیلمساز، نویسنده و روزنامه‌نگار سوئدی است. او تاکنون در روزنامه‌ي واگترنایتر سوئد و شبکه‌ي 4 تلویزیون این کشور کار کرده است. شهرت تاماس به دلیل انتشار کتاب مرد لیرزی است که در سال 2002 منتشر شد. کتاب درباره‌ی زندگی یون اوسونیوس قاتل زنجیره‌یی مهاجران و تیره‌پوستان بود. او پس از انجام 10 فقره ترور که برخی از آنها منجر به آسیب‌دیدگی جدی طعمه‌هایش شدٰ به وسیله‌ي پلیس سوئد دستگیر و زندانی شد. او با بهره‌گیری از اسلحه‌یی دوربرد مجهز به شعاع لیرزی در زمستان 1991 تا بهار 1992 به اعمال جنایتکارانه‌ی خود ادامه داد. یکی از قربانیان او جوانی ایرانی به نام جمشید رنجبر بود که بر اثر اصابت گلوله‌جان باخت. یک جوان ایرانی دیگر نیز هدف گلوله‌ي این قاتل نژادپرست قرار گرفت که خوشبختانه توانست از واقعه جان سالم به در ببرد و هیمنک در دانشگاه استکهلم به عنوان پژوهشگر تبارشناسی مشغول به کار است.

--------------------------------

 

 

   علت افزایش نژادپرستی در دهه‌ي 1990 در کشور سوئد رکود شدید اقتصادی و کسب کرسی پارلمانی به وسیله‌‌ی حزب بیگانه‌ستیز و دست راستی نئودمکرات در این کشور بود. تبلیغات پوپولیستی این حزب و سیاستهایی که در پیش گرفته بود به افزایش جریان نژادپرستی در سوئد منجر شد.

بین پاییز  سال 1991 تا بهار 1992 استکهلم در هراسی ناشی از ترورهای یک تروریست ناشناس فرو رفت. این قاتل نامرئی در 10 حمله‌ي جداگانه به سمت 11 نفر تیراندازی کرد. نام او که پس از دستگیری یون اوسونیوس اعلام شد در تحقیقات پلیسی مشخص گردید که دارای انگیزه‌های نژادپرستانه است. بیشتر قربانیان او جان باخته‌اند و چند تن نیز زنده ماندند که از آسیب‌های شدید جسمانی که مادام‌العمر باید متحمل شوند، رنج می‌برند.
 

   برخی از نویسندگان متاثر از واقعه‌ي ترور مهاجران و خارجی‌ها، آثاری را به رشته‌ی تحریر درآوردند. گلرت تاماس یکی از این نویسندگان بود. او با سپری کردن ساعتها کاوش و گفت‌وگو با پلیس و مرد مهاجم در زندان سوئد، توانست یک رمان مستند بنویسد و فیلمی مستند و یک فیلم بلند داستانی برای تلویزیون سوئد بسازد.

   انتشار کتاب لیزرمن خوانندگان بیشماری که طرفدار رمانهای ترسناک و پلیسی هستند را مجذوب خود کرد و این کتاب را در ردیف آثار جنایی ‌نویسان مشهور سوئدی همچون استیگ لارسن و هنینگ مانکل قرار داد. اگر چه این کتاب به عنوان یک داستان جنایی واقعی از جایگاهی ویژه برخوردار است.
 

      کتاب لیرزمن  بسیاری از طرفدران داستانهای جنایی و هیجان‌انگیز را مجذوب کرد زیرا آنان از فرصتی عالی برای مقایسه‌ي یک داستان جنایی واقعی از داستانهای تخیلی برخورذدار شدند.

   خوانندگان دیدند که رمانهای نویسندگانی همچون آسالارسن و کامیلا لک‌برگ به آنان واقعیت‌هایی را نشان می‌دهند که با افسانه در آمیخته‌اند و در واقع بخش عمده‌یی از آنها افسانه است، در حالی که کتاب گلرت تاماس تاریخچه‌ی یک داستان واقعی است، بدون اینکه ذره‌یی افسانه با آن درآمیخته باشد.
 

   نکته‌ي دیگری که باعث جذابیت بیشتر لیرزمن شد علایق ژورنالیستی گلرت تاماس است که با داستان مستند او در آمیخته است. به علاوه آنکه 30 سال تجربه‌ي کار حرفه‌یی در پشت سر او وجود داشت. او تا آن موقع چهار کتاب نوشته و مستندهای مختلفی برای تلویزیون ساخته بود.

   تاماس برای نوشتن کتاب خود منابع متعددی را بررسی کرد؛ از جمله خلاصه‌یی از گزارش آزمایشهایی که برای روی قاتل انجام گرفت. مصاحبه‌ي افسران پلیس با او و گزارشهای مربوط به بررسی جرمهای او. تاماس همچنین امکان مرور دفترچه‌ي خاطرات یکی از افسران پلیس که درباره‌ي سوژه‌ي مورد نظر نوشته بود را یافت و بیش از 40 ساعت با قاتل در زندان تیداهولم ملاقات و گفت و گو کرد.
 

   به قتل رسانیدن مهاجرتباران، زخم کهنه‌یی را در سوئد سرباز کرد و خاطره‌ی تلخ ترور اولاف پالمه‌نخست وزیر فقید سوئد را برای مردم آن کشور زنده نمود. خاطره‌ی قتل اولاف پالمه یک جراحت تاریخی و سیاسی برای مردم سوئد به شمار می‌رود،  یرا آنان هیچگاه درنیافتند چه کسانی و برای چه و با چه انگیزه‌یی پالمه را به قتل رسانیده‌اند. البته شرایط سیاسی در دهه‌ی 1990 یعنی زمانی که اوسونیوس اقدام به قتل خارجیها کرد با زمان اولاف پالمه بسیار متفاوت بود. حزب بیگانه‌هراس دست‌راستی نئودمکرات در پارلمان سوئد حضور داشت و می‌توانست در راستای حذف مهاجران و یا دستکم دشوار کردن شرایط زندگی برای آنان اقدامات موثری به عمل آورد.
 

   تاماس معتقد نیست که مشکل سوئد با نژادپرستی، جدیتر از مشکل دیگر کشورهای اروپایی با این معضل باشد، اگر چه او می‌پذیرد که آن یک تابو بود که سبب این باور در داخل و خارج از کشور شده بود که سوئد مدینه‌ي فاضله است. به گفته‌ی تاماس کتاب مرد لیرزی می‌خواهد این را بگوید که مردم نباید به خاطر رنگ‌ پوستشان مورد اصابت گلوله قرار بگیرند.

   حزب بیگانه‌هراس پارلمان در آن زمان هیچگاه از آن حمله‌ها فاصله نگرفت که البته کرسی‌های خود را نیز در پارلمان از دست داد. به عقیده‌ی تاماس، اوسونیوس مثل خودش بود، او آینه‌ی جامعه‌ي سوئدی بود و محصول همین جامعه. بسیار جالب است که ما می‌توانیم ببینیم چطور جامعه بر رفتار فرد تاثیر می‌گذارد و همزمان تاثیر رفتار او را بر جامعه می‌بینیم.
 

   یک مطالعه نشان می‌دهد که ارتباطی بین پیامهایی که از جامعه منتشر می‌شود و حمله هایی که علیه مهاجران انجام می‌گیرد وجود دارد. به گفته‌ي تاماس پلیس از یک سیستم گردآوری اطلاعات مفید در تحقیقات خود استفاده کرد و سخنان نژادپرستانه‌ي منتشر شده در جامعه را تحلیل نمود. آنها باور دارند که این عامل(نوع بیان) می‌تواند بر رفتار مردم در جامعه تاثیرگذار باشد.

-------------------------------------------

 

 * این نوشتار به قلم نگارنده، در اردیبهشت ماه 1390 در ویژه نامه‌ی ادبیات سوئد هفته نامه‌ی هاتف گیلان منتشر شد.