رنه دکارت؛ بنیانگذار فلسفه ی جدید

نسرین پورهمرنگ


رنه دکارت در سال 1596 در فرانسه به دنیا آمد. در ریاضیات و فلسفه و دیگر معارف زمانه اش تحصیلات موفقی را پشست سر گذاشت و وارد خدمت نظام شد. به نقاط مختلف اروپا سفر کرد، اما در هیچ جا پا به میدان جنگ نگذاشت. در سفرهایش با تضادهای موجود در زندگی اجتماعی روبه رو شد و به قیاس آنها با اختلاف نظرهایی که دانشمندان در کتابها داشتند، پرداخت.
ذهنش متوجه این پرسش شد که آیا می توانم راهی به سوی یقین پیدا کرد و اساساً کسب یقین امکانپذیر است یا نه؟ از سفر دست کشید و به تامل در مفاهیم و پرسشهایی که ذهنش را احاطه کرده بود پرداخت.
در قرن هفدهم که دکارت در آن زندگی می کرد، علم هنوز به مفهوم امروزیش وجود نداشت؛ اما برخی اندیشمندان همچون فرانسیس بیکن و دکارت به این موضوع عقیده داشتند که می توان روش مطمئنی برای درک و کشف طبیعت فراهم آورد. اما افراد شکاک آن دوره که تعداشان نیز کم نبودند به دیده ی رد و انکار به این گفته ها می نگریستند. در واقع شکاکیت یکی از جریانهای مهم فکری در عصر دکارت بود. در آن زمان هنوز این فکر مورد پذیرش و رایج بود که یک فرد می تواند به تنهایی نظامی را پی ریزی کند که بتوان همه ی علوم را بر اساس آن ساماندهی کرد.
دکارت جذب این نکته شد که آیا راهی برای رسیدن به یقین وجود دارد یا نه؟ البته برای او روشن بود که صدق و یقین دو چیز متفاوت هستند اما وی معتقد بود که تنها از طریق یقین میتوان به صدق دسترسی پیدا کرد. او در جست وجوی پیدا کردن روشی بود که علاوه بر نتایج مفید قادر به پاسخگویی به ایرادهای شکاکان باشد.
دکارت برای رسیدن به مقصود هر آنچه را که کمترین شکی درباره اش داشت از دایره ی ذهنش بیرون ریخت. او می خواست پی به بنیاد علم و همچنین تحقیق ببرد تا بدین وسیله به کشف روشهای تحقیق علمی نایل آید. می خواست ثابت نماید که شناخت علمی به واقع امکانپذیر است.
دکارت هر آنچه را که شک و تردیدی درباره ی آن مطرح بود کنار گذاشت تا بر شکاکان پیش دستی کند. او برای پی ریزی بنیاد علمی اش شک را به مثابه روش برگزید.
دکارت وقتی در مسیر شک به نقطه ی واگرد می رسد، در بازگشت همه چیز را از نو بنا می نهد. او می گوید اگر به همه چیز شک کنم به فکر کردن خود نمی توانم شک کنم. عبارت معروف دکارت در این باره چنین است: می اندیشم پس هستم.
دنیایی را که دکارت دوباره سرجایش می گذارد به هیچوجه همان دنیایی نیست که در آغاز آن را درک می کرد. نظرش نسبت به دنیا عوض شده است و این یکی از حقایق مهم درباره ی روش تشکیک است. اما نکته ی مهمی که دکارت بدان تاکید می کند این است که امکان استنتاج از قضایای بنیادی و تردید ناپذیر وجود ندارد و هر استنتاجی می تواند در معرض خطا باشد. دکارت برای آنکه بتواند دوباره دنیا را سرجای خودش بگذارد در میان محتوای آگاهیهای خودش جست وجو می کند. تصوری که از خدا در او وجود دارد تنها چیزی است که بی همتا است. او یقین به وجود خداوند را مبنا قرار می دهد و وجود جهان خارج را از او نتیجه می گیرد. او جهان را به ذهن که اندیشه ی خالص است و عین که بُعد یا امتداد است تقسیم می کند و از همین جا ثنویت یا دوگانگی معروف دکارت شکل می گیرد.
طبیعت به دو شاخه تقسیم می شود: روح و ماده، مشاهده گر و مشاهده شونده، شناسنده و مورد شناسایی، ذهن و عین. اما آنچه در فلسفه ی دکارت حل ناشده باقی می ماند این است که چطور ماده و روح یا همان عین و ذهن که از دو جوهر متفاوت هستند با یکدیگر امتزاج می یابند و یگانه می شوند؟!
مباحث دکارت توانست در استوار کردن این تصور که جهان دارای خصلتی ریاضی است کارساز باشد. به برکت تحقیقات دکارت علم فیزیک ریاضی شروع به رشد و گسترش کرد.
دکارت را به حق فیلسوفی عقلی مسلک می دانند. او معتقد بود که برخی خواص بنیادی جهان و نفس را می توان از طریق ژرف اندیشی و تامل دریافت و همه چیز محصول تجربه نیست. اما او به هیچوجه در این زمینه مطلق نگری نداشت. برخی به اشتباه گمان می کنند که دکارت معتقد بود با تعمق می توان به تمام علوم دسترسی پیدا کرد. دکارت به هیچوجه چنین تصوری نداشت و همواره به صراحت به ضرورت آزمایش تاکید می کرد.
او با وجود اینکه یک کاتولیک مومن و معتقد بود و یقین اش به وجود خدا اندیشه ی بنیادین نظام فلسفی و روشهایش را تشکیل می داد اما مورد غضب ارباب کلیسا قرار گرفت. آنان رهیافت دنیوی او به مسائل اساسی زندگی را برنمی تافتند. آرای وی را کفرآمیز اعلام کردندو کتابهایش - گفتار در روش و تاملات- در فهرست کتابهای ممنوعه قرار گرفت.
به ناچار دکارت فرانسه را ترک کرد و در هلند اقامت گزید. در سال 1650 زمانی که یکسال از اقامتش در سوئد می گذشت براثر بیماری ذات الریه درگذشت. او به دلیل اصرار ملکه ی سوئد برای آموزش فلسفه به وی، به این کشور مسافرت کرده بود.
20 سال پس از مرگ دکارت دانشگاههای فرانسه آموزش فلسفه ی او را در همه ی دانشگاههای این کشور ممنوع کردند.