آیا به‌راستی همه چیز از هم خواهد پاشید؟!

(مروری بر زندگی و آثار چینوا آچه به؛ رمان نویس آفریقایی)*

نسرین پورهمرنگ

 

 

به تازگی، با ترجمه‌ی کتابی به نام همه چیز از هم می‌پاشد به همت علی هداوند و انتشار آن در ایران، خوانندگان فارسی زبان امکان آن را یافتند تا با نویسنده‌ی مشهور و پرفروش آفریقایی - چینوا آچه به - آشنا شوند. وی اهل نیجریه است و در نوامبر 1930 در روستای ایبو واقع در ناحیه‌ی اُگیدی در جنوب نیجریه به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی‌اش متاثر از فرهنگ سنتی و عقاید مذهبی بومی خانواده‌اش گذشت. این تاثیرات بعدها در نوشته‌ها و آثار آچه به و به ویژه در رمان همه چیز از هم می‌پاشد به خوبی خود را نمایان ساخت.

او که پنج برادر و خواهر دیگر نیز دارد، پس از به دنیا آمدن خواهر کوچکترش به همراه خانواده به شهر زادگاه نیاکانش ایسایه- در اُگیدی نقل مکان کردند، که همینک ایالت آنامبرا نامیده می شود. داستان‌گویی جزوی اصلی و بخشی جدایی‌ناپذیر از سنت‌های مردم ایبو و حیات اجتماعی آنان به حساب می‌آمد. چینوا نیز مدام از خواهر و مادرش تقاضا می‌کرد تا برای او داستان بگویند. خاطره‌ی بسیاری از افسانه‌های مردم نیجریه، از تصاویر داستانی مادر و خواهر چینوا در ذهن او به یادگار مانده است.

پیش از آنکه پای به مدرسه نهد، آموزش او از طریق کولاژهایی که که پدرش بر دیوار خانه نصب می‌کرد و نیز از طریق سالنامه‌ها و کتابهای فراوان دیگر از جمله نسخه ی منثور رویای یک شب نیمه ی تابستان(1590) و سفر زائران(1678)  آغاز شده بود.

در شش سالگی وارد مدرسه شد، اما برخلاف میلش، او به مدت یک هفته در کلاسی که برای تعلیم درس‌های مذهبی برای کودکان اختصاص داده بودند، گذراند. کشیشی که در این کلاس به کودکان درس می‌داد به سرعت متوجه هوش سرشار چینوا شد و او را به کلاس بالاتری برای یادگیری دروس متداول فرستادند. معلم دوران ابتدایی‌اش از او به عنوان دانش‌آموزی یاد می‌کند که بهترین تکالیف و دست نوشته‌ها متعلق به او بود و از مهارت خواندن فوق‌العاده‌ای برخوردار بود.

او به همراه پدر هر هفته در موسسه‌ای که مخصوص آموزش اصول آیین مسیحیت بود حضور می‌یافت. والدین آچه به به جامعه‌ی میسیونری کلیسای پروتستان (CMS) پیوسته بودند. در واقع آچه بهی بزرگ، آیین اجدادی خود را ادامه نداد، اما به سنت‌های آنان احترام می‌گذاشت. در یکی از این جلسه‌های مذهبی، زمانی که نوگروندگان به آیین مسیحیت در حین طرح سوال و جواب‌های مذهبی، اصول مسیحیت را به چالش کشیدند؛آچه به بسیار تحت تاثیر این مناظره قرار گرفت و بعدها در کتابش- همه چیز از هم می‌پاشد- صحنه‌ای از این رخداد را به تصویر ‌کشید. او مشتاقانه رویدادهای آیینی روستای خود از جمله جشن بالماسکه- را پیگیری می‌کرد و بعدها به روایت این آیین‌ها در کتابهای خود پرداخت.

در دوازده سالگی از نزد خانواده‌اش جدا شد و به روستای نِکِدا که چهار کیلومتر از خانه‌اش فاصله داشت رفت تا در دبیرستان مرکزی نامنویسی کند؛ جایی که برادر بزرگترش در آن درس خوانده بود.

در نِکِدا، چینوا موفق به دریافت تقدیرنامه‌ای در زمینه‌ی اجرای هنر اِمباری شد؛ هنری باستانی برای طلب حمایت خداوند از طریق قربانی کردن که به وسیله ی ساخت مجسمه و کولاژ اجرا می‌شد.

در 1948 که نخستین دانشگاه نیجریه با عنوان دانشگاه کالج و با همکاری دانشگاه لندن گشایش یافت، آچه به توانست در امتحانات ورودی بالاترین نمره را کسب کند و موفق به دریافت بورس تحصیلی دانشگاه در رشته ی پزشکی شود. اما پس از یک سال تلاش خسته‌کننده، او رشته‌ی ‌خود را به مطالعات انگلیسی، تاریخ و الهیات تغییر داد. به خاطر تغییر رشته، او بورس تحصیلی را از دست داد و ناگزیر از پرداخت شهریه‌ی دانشگاه به کمک خانواده‌اش شد. اگرچه بعدا" توانست یک کمک هزینه‌ی دولتی را جذب کند، اما خانواده‌اش همچنان ناگزیر از تامین بقیه‌ی مخارج تحصیلش بودند.

وجود یک هیئت علمی قوی در گروه زبان انگلیسی، از نویسندگان و شاعران از جمله جان پی‌پر کلارک، کریستوفر اُکیبو، اِلِچی آمادی و برنده‌ی نوبل ادبیات وُل سویینکا، به سوق دادن آچه به در مسیر داستان نویسی و شاعری و بهره‌مندی از دانش استادانش بسیار موثر افتاد.          

آچه به از زمانی که در دانشگاه مشغول به تحصیل بود شروع  به نوشتن داستان‌هایی در باره‌ی فرهنگ و سنت‌های مردم زادگاهش نمود. او شیفته‌ی این سنت‌ها بود. وی پس از فراغت از تحصیل مدتی را در بنگاه سخن پراکنی نیجریه مشغول به کار شد و آنگاه به کلانشهر لاگوس نقل مکان کرد.

در سال 1967 زمانی که در منطقه‌ی بیافرا جنبش جدایی طلبی از نیجریه جدا به راه می‌افتد، او به حمایت از استقلال طلبان شروع به فعالیت می‌کند و همچون یک سفیر، برای مردمی که در جستجوی هویتی تازه به عنوان یک دولت- ملت بودند تلاش‌های بسیاری به عمل می‌آورد. او کتابی نیز در باره‌ی این ستیزه‌ها نوشته که قرار است در سپتامبر سال جاری (شهریور ماه) به وسیله ی انتشاران پنگوئن در بریتانیا منتشر شود. جنگ استقلال منطقه‌ی بیافرا از نیجریه که تا سال 1970 به درازا کشید، زندگی بسیاری از مردم را به یغما برد و قحطی و خشونت، تلفات سنگینی را برای مردم به همراه آورد. آچه به به عنوان یک نویسنده کوشید تا صدای مردم درگیر در خشونت‌ها را به گوش سایر ملت‌ها برساند؛ از همین روی مدتی درگیر فعالیت‌های سیاسی شد. اما وقتی که دولت در سال 1970 موفق به بازپس گیری منطقه از جدایی طلبان شد، او از فعالیت‌های سیاسی خود را کنار کشید. وی پس از این وقایع چندین سال از دهه‌ی 1970 را در ایالات متحده سپری کرد. آچه به در سال1990 ، پس از یک تصادف اتومبیل که منجر به از کار افتادن بخشی از سمت چپ بدنش شد، دوباره به آمریکا بازگشت و همینک در این کشور زندگی می‌کند.

زمانی که در شهر لاگوس به سر می برد شروع به نوشتن رمانی به زبان انگلیسی کرد که بعدها عنوان همه چیز از هم می‌پاشد به خود گرفت. این کار چالشی برای او به حساب می‌آمد، زیرا تا به آن زمان تعداد آثار نویسندگان آفریقایی که به زبان انگلیسی نوشته شده باشد، به اندازه‌ی انگشتان یک دست هم نمی‌رسید. او ناگزیر از سخت کار کردن شد تا بتواند سبک خاص خود را به عنوان یک نویسنده‌ی آفریقایی که به زبان انگلیسی می‌نویسد بیافریند. وی در واقع پیشگام نگارش رمان به زبان انگلیسی در میان نویسندگان آفریقایی شد.

دیدار ملکه الیزابت دوم از نیجریه در سال 1956، بحث‌ها و مجادله‌ها در باره‌ی استعمار و موضع‌گیری‌های سیاسی را به سطح جامعه کشانید. فرصت مناسبی برای آچه به فراهم شده بود. همچنین او در همین سال به عنوان یکی از اعضای مدرسه‌ای که در آن به تدریس زبان انگلیسی مشغول بود، برای دیدار از بنگاه سخن‌پراکنی بریتانیا- بی بی سی-  انتخاب شد. این اولین سفر خارجی برای او، به منزله ی فرصتی برای افزایش مهارت‌های فنی‌اش محسوب می‌شد. بازخورد این سفر در کتابش قابل مشاهده است. وی در لندن، گیلبرت فیلیپس- داستان نویس انگلیسی- را ملاقات کرد و نسخه‌ای از دستنوشته‌ی رمانش را به او تقدیم نمود. فیلیپس از مطالعه‌ی دستنوشته بسیار به وجد آمد و به چینوآ پیشنهاد کرد که این دستنوشته را به ناشرش نشان دهد. اما چینوآ امتناع کرد و گفت که این رمان هنوز نیاز به کار بیشتری دارد.

پس از بازگشت به نیجریه شروع  به بازنگری و بازنویسی رمانش کرد. بخش‌های دوم و سوم کتاب را کنار گذاشت و فقط داستان کشاورز سیب زمینی کاری که اکنکوو نام داشت را باقی گذاشت. وقایع این داستان مربوط به دوران حضور استعمارگران انگلیسی در نیجریه است. او بخش‌هایی را به کتاب اضافه کرد و فصل‌هایی از آن را نیر اصلاح نمود و نثرش را نیز بازنویسی کرد. سپس تنها نسخه‌ی دست نوشته‌اش را برای حروف ‌چینی به همراه 22 پوند  به یک کمپانی در لندن فرستاد. پس از چند ماه بی‌خبری از سرنوشت تنها نسخه‌ی دست نوشته‌اش، موفق شد تا به کمک رئیسش که برای تعطیلات به لندن رفته بود، نسخه‌ی حروف چینی شده‌ی رمانش را تحویل بگیرد. بالاخره در سال 1958 آچه به نسخه‌ای از رمانش را به توصیه‌ی گیلبرت فیلیپس، همان نویسنده‌ی انگلیسی؛ که پیشتر در سفر به لندن با او آشنا شده بود، به یک بنگاه کتاب فرستاد تا توسط این بنگاه به چند ناشر سپرده شود. اما همه‌ی ناشران بلافاصله آن را بازپس فرستادند. بالاخره رمانش برای موسسه‌ی انتشاراتی هینمان فرستاده شد. مشاور فرهنگی این موسسه پس از مطالعه‌ی رمان، نظرش را در باره‌ی آن چنین نوشت: این بهترین رمانی است که از زمان جنگ تا اکنون خوانده‌ام. 

سرانجام رمان همه چیز از هم می‌پاشد در ژوئن 1958 به وسیله ی انتشاراتی هینمان منتشر شد و مورد استقبال فراوان منتقدان قرار گرفت.

این رمان تا به امروز از تحسین منتقدان جهانی برخوردار بوده است و در سال 2009 در میان یکی از 100 رمان برگزیده مجله نیوزویک، رتبه‌ی چهارم را به دست آورد. آچه به در اروپا و آمریکا شهرت فراوانی یافته و آثار او از پر تیراژترین کتاب‌های جهان است. در چند سال اخیر نیز رمان همه چیز از هم می‌پاشد او هشت میلیون نسخه فروش داشته است.

آچه به در داستان‌هایش همه‌ی توجه خود را معطوف جامعه‌ی بومی ایبو، واکنش‌ ساکنان منطقه در مقابل ترویج آیین مسیحیت توسط مسیونرهای مذهبی، چالش‌ میان ارزش‌های قومی و قبیله‌ای مردمان آفریقا با فرهنگ غربی چه در دوران حضور استعمارگران و چه بعد از رفتن شان- نمود.

سبک آچه به  به الهام از سنت‌های داستان گویی شفاهی ایبو؛ ترکیبی از روایت‌گری خطی و تصویرسازی از داستان‌های عامیانه و آمیختن ضرب المثلها با فن خطابه است.

همه چیز از هم می‌پاشد را از نمونه‌های نخستین رمان مدرن آفریقایی به حساب می‌آورند که در مدارس سرتاسر آفریقا یکی از کتاب‌های مهمی است که به دانش‌آموزان تدریس می‌شود و در کشورهای انگلیسی زبان نیز خواننده‌های فراوانی تاکنون داشته است. نویسنده‌ی نیجریه‌ای، عنوان رمانش را از شعری با عنوان آمدن برای بار دوم متعلق به یک شاعر و نمایشنامه نویس ایرلندی به نام ویلیام باتلر ییتس اقتباس کرده است. پس از آن در سال 1960 رمان دیگر آسایشی نیست را منتشر کرد که موضوعی مشابه با رمان پیشین داشت. 

بخش وسیعی از داستان در روستایی به نام اُمُفیا واقع در غرب شهری واقعی به نام اُنیتشا در کرانه‌ی شرقی رودخانه‌ی نیجر در نیجریه اتفاق می‌اُفتد. حوادث داستان مربوط به دهه ی 1890 میلادی است. فرهنگ به نمایش درآمده از زندگی مردم روستا در این کتاب مشابه آداب و رسوم زندگی مردم روستای ایبو در ناحیه‌ی اُگیدی است؛ یعنی جایی که آچه به در آنجا به دنیا آمد و ایبویی زبانها به صورت گروهی در روستاهای مستقلی که به وسیله‌ی ریش سفیدها اداره می شد زندگی می‌کردند.

 اُکنکوو؛ شخصیت اصلی داستان می‌کوشد تا به عنوان مردی قدرتمند از خود ضعف و سستی نشان ندهد. اگرچه با سه همسر، فرزندان و همسایگانش با خشونت رفتار می‌کند، اما بین اهالی روستا به شجاعت، قدرت و ثروت از شهرت برخوردار است.

موقعیت اجتماعی‌اش در روستای محل سکونت او تثبیت شده می‌باشد؛ موقعیتی که برای به دست آوردنش تلاش بسیار به خرج داده است.

به خاطر اعتبار زیادی که اهالی روستا برای آکنکوو قائل هستند، او را به عنوان نگهبان پسرکی که پدرش یکی از زنان روستای همسایه را کشته بود، انتخاب کردند. پسرک در اینجا نقش حافظ صلح بین اهالی دو روستا را بازی می‌کند. اکنکوو به مرور به پسرک علاقمند می شود و پسرک نیز وی را به عنوان پدر دوم خود می‌داند. مشکل از زمانی آغاز می شود که ریش سفیدان دهکده‌ی همسایه به الهام از خدایان خود اعلام می‌کنند که پسرک باید به خاطر جُرم پدر قربانی شود.

بُن‌مایه‌ی اصلی داستان به ارتباط بین افراد و به ویژه شخصیت اصلی آن اُکنکوو، با اعتقادات فرهنگی محیط زندگی‌شان و تاثیر آن بر رفتار افراد باز می‌گردد. افراد به شدت متاثر از جامعه ی خود هستند و جامعه نیز به شدت متاثر از افراد می‌باشد.

نویسنده در این داستان می‌کوشد تا مبانی ارزشی مردمان روستا را برای طبقه بندی اجتماعی و منزلت افراد به تصویر بکشد؛ منزلتی که به نوبه ی خود اجازه ی اعمال قدرت به افراد و به ویژه ریش سفیدان دهکده را می‌دهد. تضاد مذهب تازه مستقر شده‌ی مسیحی در این دهکده با مذهب بومی مردم، از جمله چالش‌هایی است که نویسنده به تصویر می‌کشد.

علاوه بر همه چیز از هم می‌پاشد که توسط علی هداوند ترجمه و به وسیله‌ی نشر جیحون در ایران منتشر شده است، از دیگر آثار این نویسنده‌ی پُرفروش می‌توان به دیگر آسایشی نیست، پیکان خدا، مرد مردمی و تپه مورچه‌های ساوانا اشاره کرد.

این نویسنده‌ی آفریقایی علاوه بر رمان، تعدادی داستان کوتاه، داستان کودکان و مجموعه مقالات نیز منتشر کرده است. او در زمینه‌ی سرایش شعر نیز فعال است.

------------------------------------------- 
پانوشت: این مقاله در آذر ماه 1391 در ویژه‌نامه‌ی ادبیات آفریقای هفته‌نامه‌ی هاتف گیلان منتشر شده است