در آستانه ی  17 مرداد روز خبرنگار؛
مطبوعات گيلان در اغما

نسرین پورهمرنگ
سردبیر هفته نامه ی هاتف گیلان

   امسال اهالی مطبوعات گیلان در شرایطی به استقبال 17 مرداد روز خبرنگار می روند که از مدتها پیش بسیاری از مطبوعات محلی استان شرایط بسیار دشوار اقتصادی را پشت سر می گذارند. چندین نشریه به علت تنگناهای مالی به تعطیلی کشیده شده اند. بعضی از نشریات از انتشار منظم باز مانده اند. برخی از روزنامه ها  هر روز منتشر نمی شوند. همچنین تعدادی از هفته نامه ها و ماهنامه ها نیز با فاصله ی زیاد منتشر می شوند و بسیاری از نشریات باقی مانده برای تداوم بقایشان ناگزیر به چاپ سیاه و سفید روی آورده اند تا از هزینه های چاپ و انتشار خود بکاهند.

   بیکاری و یا کاهش شدید درآمد روزنامه نگاران مستقل که از رانتهای ویژه بهره مند نیستند تداوم معیشت را برای آنان بسیار سخت و طاقت فرسا کرده است. برای آنچه گفته شد به طور خلاصه می توان به چند دلیل عمده اشاره کرد:

1-   روزنامه نگاران مستقل؛ آنانی که تلاش می کنند تا به آرمانهای اخلاقی و معیارهای حرفه یی روزنامه نگاری پایبند باقی بمانند از هیچ حمایتی از جانب مسوولان امر در گیلان برخوردار نیستند و باید به تنهایی در جامعه یی که داشتن روابط غیرمبتنی بر ضوابط؛ حرف نخست در تحرکات اجتماعی را می زند، روزگار سخت خود را سپری کنند.

2-    در چند سال گذشته به ویژه سال 87 یارانه های مطبوعاتی به گونه یی بسیار نابرابر و غیرمنطقی بین مطبوعات گیلان توزیع شد. به جز چند روزنامه ی معدود که بخش اعظم یارانه های دولتی به سمت آنان سوق داده شد و به بهانه ی انتشار روزانه چندین برابر سایر نشریات یارانه دریافت کردند، نشریات دیگر به ویژه آنهایی که مستقل هستند یا اصلا" از یارانه ی دولتی بهره مند نشدند یا یارانه ی دریافتی به قدری ناچیز بود که حتی کفاف هزینه های یک ماه نشریه را نداده است. به  مدیران بعضی از نشریات گفته شده بود که نیمی از یارانه ی وعده داده شده ی آنها در ابتدای سال 88 و در فصل بهار پرداخت می شود، که بعدها از پرداخت آن نیز خودداری شد و علاوه بر آن سخن از <بازپس گیری>! مختصر یارانه ی پرداختی به آنها؛ به دلیل <استفاده ی بیش از حد از یارانه>! و < بدهکار بودنشان>! به میان آمد.

3-   پرداخت یارانه های نابرابر تنها بخشی از کمکهای خیره کننده به چند نشریه ی معدود استان گیلان است. بر اساس روابط گزینشی موجود، کمکهای مختلف مالی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم و امتیازات ویژه به دو سه نشریه ی معدود و مشخص در همه ی طول سال اختصاص یافته و می یابد.

4-    در اختصاص یارانه های دولتی؛ به کیفیت و محتوای مطبوعات محلی و میزان توانایی دست اندرکاران آنها در تولید آثار و انجام کار حرفه یی به هیچوجه توجه نمی شود. برای مسوولان تصمیم گیرنده کیفیت و محتوای نشریات و میزان <تولید> آنها در حوزه های مختلف خبرنویسی، تهیه گزارش، مصاحبه، نگارش مقاله و... به هیچوجه به عنوان ملاک قرار نگرفته و نمی گیرد. به نظر می رسد <هویت شخصی> مدیران مسوول نشریات ملاک عمده و برتری در این زمینه باشد.

5-   در جامعه یی که به رغم همه ی ادعاها، کالاهای فرهنگی از اهمیتی بسیار ناچیز و تیراژی اندک برخوردار است،  نبودن فضای نقد و گفت وگو و نبودن درک لازم از ویژگیها و ضرورتهای حرفه یی کار روزنامه نگاری، برتنگناهای مطبوعات محلی برای انتشار خبرهایی مناسب و تحلیلهای جدی و همه جانبه افزوده است. همچنین روز به روز به آن عمق بخشیده شده و بر گستره اش افزوده می شود. در چنین شرایطی ایجاد فاصله بین دست اندرکاران مطبوعات با مخاطبان امری بسیار بدیهی و طبیعی به نظر می رسد.

6-    حضور برخی افراد  که منفعت شخصی را بر هویت و تشخص حرفه یی غلبه و برتری می دهند و بر خلاف افراد متعهد، علاقه مند و توانا از تحرکات آسان و پردامنه یی در حوزه ی مطبوعات برخوردارند، در سالهای گذشته مانع از شکلگیری و تداوم کار تشکلهای صنفی مطبوعاتی شده است. نبودن این تشکلهای جدی؛ اهالی مستقل مطبوعات را در روزهای سخت و دشوار بی پناه تر از همیشه کرده و به مسوولان امر این امکان را می دهد تا بدون هیچگونه دردسر و مزاحمتی تنها بر طبق سلایق و تصمیم گیریهای شخصی رفتار و عمل کنند.

گفتار واپسین

   در روزهای سخت و دشوار دست اندرکاران مطبوعات مستقل محلی- هم آنانی که آرمانهای اخلاقی،  انسانی  و رویکردهای حرفه یی مانع از فروش اندیشه و قلمشان می شود و اعمال و رفتارشان را در چارچوب قانون و عرف محدود می کند- برگزاری آیینهای کلیشه یی و شعارزده ی بزرگداشت روز خبرنگار و تجلیل از خبرنگاران از اهمیتی چندان قابل توجه برخوردار نیست. در روزهایی که  مطبوعات مستقل یا به تعطیلی کشیده شده و یا به اغما فرو رفته اند؛ بر زبان راندن حرفها و شعارهای تکراری، یکنواخت و کلیشه یی مسوولان تنها بر عمق دردها و دلتنگی های اهل قلم می افزاید و بس.

   کم نیستند روزنامه نگارانی که سالها در عرصه ی مطبوعات محلی گیلان صادقانه دست به قلم برده اند و اکنون در تنهایی و بی کسی روزهایی بسیار دشوار و سخت را سپری می کنند، کسانی که نه از بیمه ی تامین اجتماعی برخوردارند و نه از حقوق بازنشستگی و نه از هیچ مزایای دیگر! هر چند بسیاری از کسانی که همچنان در این وادی پربلا حضور دارند روزگاری بهتر را سپری نمی کنند.

   نکته ی قابل تاملی است که بدانیم خبرنگاران و روزنامه نگارانی که همواره در رسانیدن خبر دیگران به جامعه و بیان دشواریها و مسائل جامعه به گوش همگان پیشقدم بوده و عمری را در این مسیر سپری نموده اند در هنگامه های سخت و تنهایی، خبرشان به گوش هیچکس نمی رسد. شاید هم برسد و...

   آنچه در این یادداشت گفته شد تنها برای ثبت در تاریخ و قضاوت حاضران بیطرف و آیندگان غایب است، وگرنه تجربه ی به دست آمده از سالهای سخت کار روزنامه نگاری در این دیار؛ ناامیدی از ثمربخش بودن نوشته ها را به افق گسترده و دائمی نظرگاهمان تبدیل کرده است.

                                                                   17 مرداد 1388