یادداشت سردبیر

روزی به نام خودمان!

  شاید چندان هم بد نباشد که دست اندرکاران رسانه در همه ی روزهای سال به فکر انعکاس مسائل، مشکلات و خبرهای قشرهای مختلف اجتماع و بخشهای گوناگون آن باشند، چرا که تمرکز کردن بر پدیده های نوظهور و معضلات کهنه و همچنین دغدغه های دائمی و درازمدت اجتماعی، دستکم این حسن رابرای دست اندرکاران رسانه دارد که ذهنشان کمتر معطوف مشکلات و کاستیهای شخصی شان می شود و خستگی خاطر را برای ساعتهایی در روز و هفته و ماه از یادشان می برد.

   البته اینکه می گویم مشکلات شخصی منظور آن دسته از مشکلات و معضلاتی صنفی است که از فرط ضعف کاری نهادهای صنفی و سلطه جویی نهادهای دولتی به مرور زمان به مشکلات شخصی اصحاب رسانه تبدیل شده اند.

   من از دغدغه ها و رنجهای رسانه های نوشتاری مستقلی سخن می گویم که در چارچوب قوانین معلوم و موجود و صدها اصل و فرع نانوشته و ناگفته اما بر همگان آشکار به کار مشغول هستند و زیاده نیست اگر گفته شود تنها از رهگذر مجاهدت نمادهای شکیبایی شان بر افراشته است.

   من از شکستن خطهای قرمز، نارنجی و صورتی سخن نمی گویم، که شکستن آنها نه بر ذمه ی ما است نه از عهده ی ما بر می آید و نه ضرورت است و نه سلامتی در پی دارد، نه مستحب است و نه ثوابی از پی آن روان است. من از کار رسانه یی در چارچوبی کاملاً سفید سخن می گویم که بر اثر تنگ نظریها خودخواهی ها و فرافکنی ها گاه آنچنان تیره و مبهم می شوند که بی انگیزگی و حیرت کمترین حاصل آن است.

   اختصاص امتیازات ویژه و استثنایی برای برخی رسانه های وابسته و تخریب رسانه های مکتوب مستقل از راههای مختلف در سالهای اخیر کار مطبوعاتی را برای روزنامه نگاران مستقل بسیار دشوارتر از همیشه کرده است. این دشواری در بسیاری موارد به سست شدن انگیزه های کار روزنامه نگاری حرفه یی و ضعیف شدن حس تعهد اجتماعی بسیاری از روزنامه نگاران منجر می شود تا آنان نیز مانند بسیاری از شهروندان عادی از کنار معضلات و مشکلات اجتماعی به سادگی گذر کنند و دیده بر هم نهند.

  همینک تداوم بقا برای رسانه های مستقل مکتوب به ضرورتی تبدیل شده است و این ضرورت برای بهره جویان به فرصت! در چنین شرایطی نهادی صنفی مانند خانه ی مطبوعات با تکاپوی برخی کسان که برای بهره جویی از فرصتها به کسوت روزنامه نگاری در آمده اند، از هویت مستقل خود فاصله گرفته و به نهادی وابسته تبدیل شده است که البته اگر صفت تشریفاتی را نیز به وابستگی آن بیفزاییم آنگاه تو خود حدیث فصل بخوان از این مجمل!

   در جریان دور سوم سفر ریاست جمهوری به استان گیلان در دی ماه 1389 اعلام شد که مبلغ 550 میلیارد ریال برای بخش فرهنگی اختصاص می یابد و همان زمان اعلام شد که مبلغ 45 میلیارد ریال به رسانه های استان اختصاص خواهد یافت، اما هیچگاه معلوم نشد که این اعتبار کجا ، چگونه و به کدام رسانه و مطبوعات در گیلان اختصاص یافته و چه رسانه ها و مطبوعاتی در استان گیلان از این بودجه نصیب برده اند.

   داشتن دغدغه ی اجتماعی برای اصلاح و بهبود امور نعمتی است که در جامعه ی ما قدر دانسته نمی شود و دست اندرکاران رسانه ها هم به خاطر داشتن چنین دغدغه هایی نه تنها سزاوار احترام پنداشته نمی شوند که مورد سرزنش نیز قرار می گیرند، گویی که برخی در این جامعه سزاوارتر و صاحب تر و صالح ترند و برخی دیگر نامحرم و ناشایست.

   در چنین فضایی است که از مطبوعات انتظار می رود تا برگردان و بازتاب دهنده ی بی کم و کاست سخنان و خواسته های مسوولان اداره ها و سازمانه های دولتی باشند و حتی درخواست می شود که صراحتاً برای چاپ برخی مطالب و موضوعات اقدام کنند.

   17 مرداد(روز خبرنگار) فرصتی است تا به همگان یادآوری شود که اگر از مطبوعات انتظار دارند تا در مسیر عدالتخواهی و بازگویی و تحلیل منصفانه ی واقعیتها حرکت کنند، باید با تعامل دوستانه و منصفانه با دست اندرکاران مطبوعات در تحقق این مهم گام بردارند.  رسانه های حرفه یی که وظیفه ی خود را دقیق و مسوولانه انجام می دهند از نعمت همراهی ساختارهای اجتماعی سالم برخوردارند و هر آنچه غیر از این مشاهده می شود بی تردید سهمی نیز از اجتماع بیمار دارد.